عناصر مشترک در بیخدایی نوین-NOMA در بیخدایی نوین

فهرست عناصر مشترک در بیخدایی نوین

NOMA****در بیخدایی نوین

این دیدگاه که قلرو های دین و علم از یکدیگر مستقل بوده و با یکدیگر هم پوشانی ندارند، از سمت استیفن جِی گولد معرفی شد. در نظر وی، علم و دین قلمروهای غیر همپوشان هستن، هر دو ضروری هستند اما کاملا از یکدیگر مستقل مستقل هستند و به همین دلیل نیز میتوانند تا زمانی که هیچکدام در قلمرو دیگری نفوذ نکرده است، در صلح، در کنار یکدیگر قرار بگیرند. بنابراین در این دادگاه تمام مباحث مرتبط با واقعیت در قلمرو علم بوده و مسائل مرتبط با اخلاق یا معنا بر عهده دین. یکی از عناصر مشترک در بیدایی نقدی است که اکثر اعضای آن به غیر همپوشان بودن آنان دارند. در نظر مخالفان با iNOMA آنچه از طبیعت گرایی یا صرفا بیخدایی دنبال میشود، طبیعی بودن پدیده هایی مانند دین است و از این جهت نیز حتی در صورت وجود داشتن نوع دیگی از حقایق یا قلمرو دیگری باز هم، نباید طبیعت گرایی روش شناسانه را در بررسی آنان کنار گذاشت. از منتقدانی که بخشی از کتاب خود را به این مسئله اختصاص میدهد.، دنیل دنت است. وی در کتاب خود شکستن طلسم، بعد از آنچه«خواسته ایجاد صلح» از سمت گولد را قابل تقدیر میخواند اما به این اندک حمایتی که از طرفین این بحث در این رابطه موجود میباشد اشاره میکند.ii از نظر دنت نبود حمایت کافی از این دیدگاه به این دلیل است که در نظر دینداران، این دیدگاه به معنای «کنار گذاشتن تمام ادعاهای دینی» مرتبط با حقایق دنیای طبیعی میباشد و از سمت سکولار ها نیز، بیش از اندازه به قلمروهای دینی در ارتباط با مسائل اخلاق و معنا اجازه ورود داده میشود.iii جدای از اینکه NOMA صادق است یا نه ، دنت به دنبال دیدگاه دیگری است که در ابتدا بدان اشاره مختصری شد. در نظر وی *«ممکن است قلمروخاصی برای دین به تنهایی وجود داشته باشد، قلمرویی از فعالیت انسان که علم نمیتواند آنرا به شکل مناسب بررسی کند و دین میتواند، اما این به این معنا نیست که علم نمیتواند و یا نباید دقیقا همین حقیقت را مطالعه و بررسی کند».*لازم است به خاطر داشته باشیم که پیشنهاد دنت تنها بررسی علمی دین است و نه اینکه تنها حقایقی که وجود دارند حقایق علمی هستند و تمام آنان را باید به صورت علمی بررسی کرد. وی خود یک فیلسوف است و برای بررسی مواضع و موضوعات خود نیاز به موضوعات بسیار گسترده تری از علوم حاضر دارد. از دیگر بیخدایانی که در این جنبش دیدگاه مشابهی را ارائه داده اند، ویکتور استنگر میباشد. در نظر وی تعریفی که گولد از دین ارائه میدهد نوعی باز تعریف دین به عنوان فلسفه اخلاق است و در نظر وی همانطور که دیگر ان نیز اشاره کرده اند، ادیان ادعاهایی درباره دنیای طبیعی نیز دارند که علم در بررسی آنها آزاد است. بخش دیگری که استنگر به آن شاره میکند استفاده ابزاری از علم برای ادیان و یا اقبات خدایان استiv، کتبی که با اشاره به برخی یافته های علمی به شکلی به دنبال یافتن اعتبار علمی برای ادیان یا دین خاصی هستند و این خود چیزی است که از سمت استنگر در سال 2003 در کتابی متفاوت بررسی شده استv. دیدگاه توضیحی به وجود خدا داشتن نیز برامده از این دیدگاه در بیخدایی نوین است. در این دیدگاه زمان آن فرا رسیده است که تاثیر مدل های علمی خود را بر این سوال وارد کنیم و نایج بررسی فرضیه خدا را به نظاره بنشینیم.

برخی دیگر از مفسران نیز در بررسی این دیدگاه، با نگاه به دیدگاه دیگران و یا نشانه گرفتن نگرانی های آنان از دنیای مدرن و شکسته شدن طلسم دیدگاه هایی هستند که علم آنان را با بررسی های خود به دامنه طبیعی آورده است. برای مثال لِوین بعد از ارائه مختصری ارزش زندگی و زندگی کردن، به نثل از وبر چنین نوشته است که «وبر با هیچکدام از این ها {NOMA} موافق نبود: «هیچکس در اعماق وجود خود به اینکه امروز علم غیردینی است، شکی ندارد حتی اگر به خودش اعتراف نکند.» شکستن طلسم آنچه اسرار آمیز و دینی است میتواند در نظر وبر منجر به عقلی شدن مسائل مختلفی شود که فضایی را برای معنویت، خوشحالی و یا آنچه اسرارآمیز است باقی نمیگذارد. لوین در کتاب خود به بررسی این دیدگاه نیز میپردازد که چگونه علم یا دیدگاهی سکولار، خود میتواند مولد و منشا دیگر سوالات اسرار آمیز نیز باشد؛ چیزی که برای داروین دارای عظمت، شکوه و همچنین منشا رمز و راز طبیعت بود.vi لازم به ذکر است که تنها منتقدان این دیدگاه از جریان بیخدایی نوین نیستند و مایکل روس، از داروینیست ها و طبیعت گرایانِ معروف معاصر نیز احساس میکرد که گولد نتوانسته با اندازه کافی خطی میانه را برای دین و علم در نظر بگیرد و اینکه مرز علمی را بیش از اندازه دورتر لحاظ کرده است.vii

i non-overlapping magisteria

ii Dennet, Daniel, Breaking the Spell: Religion as a Natural Phenomenon, Viking (Penguin), 2006, p 30

iii قبلی

iv Stenger, Victor, God: The Failed Hypothesis, Prometheus, 2007, Preface

v Stenger, Victor, Has Science Found God? The Latest Results s in the Search for Purpose in the Universe, Prometheus Books, 2003

vi برای خوانش دقیق تر ر.ک:

“Is Life worth living” in Levine, George, George Levine, Realism, Ethics and Secularism: Essays on Victorian Literature and Science, Cambridge University Press, 2008

vii Michael Ruse, “Review of Stephen Jay Gould’s ‘Rocks of Ages,’”  Global Spiral  (July 1999), available online at:   www.metanexus.net/magazine/ArticleDetail/ tabid/68/id/3044/Default.aspx.

اشکان مهر روشن