عناصر مشترک در بیخدایی نوین- مقدمه

طرح کتابی از استنگر

فهرست عناصر مشترک در بیخدایی نوین

مقدمه

با توجه به اینکه گفته شد بیخدایی نوین از به اصطلاح «چهار سوارکار» خود پیشی گرفته و دامنه خود را در میان دیگر فلاسفه و اندیشمندان افزایش داده است، دور از ذهن نیست که امروزه نگاه تقلیل گرایانه به این جریان ادبی با وجود افزایش ادبیات مکتوب در این مورد امکان پذیر نیست. با این حال، تلاش من ارائه و بررسی برخی مواردی است که در روند اندیشه بیخدایی نوین تاثیر گذار بوده است و یا به شکلی از موضوعات مشترک در آثار مختلف آنان است. لازم به ذکر است که گنجایش تمامی این موارد نه تنها از دامنه دانستی های این کیبورد خارج است، بلکه نیازی به برسی مورد به مورد این عناصر مشترک نیز صرفا برای بررسی مختصری از بیخدایی نوین نیست. از آنجایی که بیخدایان مختلف مواضع مختلفی را درباره ادعاهای و دیدگاه های مختلف اتخاذ میکنند، دور از ذهن نیست که بیخدایان دیگر ممکن است با برخی ایده ها یا ادعاهای بیخدایی نوین مخالف بوده، بدان ها اعتراض داشته باشند، با برخی از آنان موافق بوده با برخی دیگر مخالف و یا شاید قضاوت خود را به دلایل مختلفی بر این موارد تعلیق کرده باشند. بنابراین نباید و نمیتوان انتظار داشت که بیخدایی نوین بازتاب کننده اندیشه تمام بیخدایان باشد. همناطور که در آغاز اشاره شد، قصد این سری از پست ها بررسی و معرفی مختصری از بیخدایی نوین است که جدای از دیدگاه های دینی و مغرضانه برخی، نیاز معرفی و تحلیلی از دیدگاه سکولار نیز دارد. مانند همیشه، آنچه کاستی بده است را شما بنویسید.

ارائه تعریفی مشخص از بیخدایی نوین به دلیل وابستگی های مختلف آن و وارد شدن شخصیت های متفاوت به آن دشوار است و از این رو دیگرانi و یا بنده نیز تلاشی برای ارائه تعریف واحدی از بیخدایی نوین با متحد کردن مواضع مختلف آنرا نخواهم داشت. تا بیخدایی نوین را به صورت کلی به شکل جنبشی ادبی درنظر گرفته‌ام که البته این برداشت ما را در ارائه موارد بررسی خود، محدود نمیکند. هنگامی که از عناصر مشترک در بیخدایی نوین صحبت میکنیم منظور ما مواضعی است که در میان اندیشمندان و متفکران این جزیان ادبی، برجسته تر از دیگر موضوعات و اهدافی است که در خلال آثار و گفته های آنان به چشم میخورد. از میان این عناصر میتوان به نمونه های مختلفی مانند تعاریف متفاوت و مواضع مختلف به عبارت بیخدایی، انتقاد از NOMA (موضعی که بیان میکند قلمرو های دین و علم همپوشانی ندارند) ،دیدگاه اخلاق گرایانه به دین، دیدگاه توضیحی به خداباوری، دیدگاه تقلیل گرایانه به دین، دیدگاه مدرکی به الهیات، ابراز واضح و بی‌پروا تر نسبت به دین، فعالیت های عمومی و رسانه ای برای اطلاع رسانی درباره بیخدایی، سکولاریسم و اومانیسم، دیدگاه طبیعی به دین و اندیشه دینی ، واقعیت گرایی علمی و گاهی علم گرایی را نام برد. بیخدایی نوین همچنین از سمت برخی شخصیت های خود، با ابراز نظر درباره مواضع و موضوعات سیاسی، وارد روند سیاست نیز شد اما از آنجایی که تمرکز در این سری از پست ها تنها نگاهی به بیخدایی نوین در ارتباط با بیخدایی و نتیجه آن است و همچنین به این دلیل که بیخدایی مستلزم هیچ نگاه سیاسی خاصی نیست، پرداختن به مواضع سیاسی برخی از این اشخاص را  - اگر لازم بدانم - برای زمان دیگری مناسب میدانم.

i Cotter R, Christopher, Quadrio, Philip Andrew, Tuckett, Jonathan, New Atheism: Critical Perspectives and Contemporary Debates, Springer, 2017,

اشکان مهر روشن