فهم ناباوری - تحقیق علمی بنیاد تمپلتون درباره بیخدایی و ندانم گرایی

فهم ناباوری - تحقیق علمی بنیاد تمپلتون درباره بیخدایی و ندانم گرایی

بنیاد تمپلتون

بنیاد تمپلتون درسال 1987 توسط جان تمپلتون مسیحی ایونجلیک، سرمایه دار و خیّر آمریکایی پایه گذاری شد. بنیادی که نحقیقات و کمک های مالی خود را به رشته های مختلف علمی، الهیاتی و فلسفی ارائه میکند به ویژه زمانی که موضوعات مورد نظر در پیوند مواضع جامعه، علم و دین باشد.i تلاش این بنیاد بیشتر تکیه بر نگاهی مصالحه گرانه است که در تلاش برای نشان دادن همسو بودن یا حداقل در تضاد نبودن دین و علم است. این بنیاد همچنین سالانه به اشخاصی که در زمینه های مورد نظر آنان کار میکنند، جایزه ای را تحت عنوان جایزه تمپلتون اهدا میکند. در نظر برخیii مانند سانی بِینز در امپریال کالج لندن که به بررسی برخی موارد مرتبط با تغییرات اقلیمی، انتشارات فلسفی و الهیاتی این بنیادپرداخته است، درواقع با اینکه صورت این بنیاد تحقیقات میباشد اما هدف اصلی آن تقویت دید مصالحه‌گری بین دین و علم است.iii بررسی اهداف و تحلیل برنامه ها و هزینه های تحقیقاتی این بنیاد از تمرکز مطلب حاضر خارج است و قصد نویسنده نیز ارائه قضاوتی ارزشی بر سابقه یا محتوی تحقیقاتی این بنیاد نیست. آنچه توجه من را جلب کرده است اما تحقیقی است که به تازگی با حمایت مالی از سمت این بنیاد درباره بیخدایان و ندانم‌گرایان منتشر شده که در واتیکان نیز در کنفرانسی دو روزه ارائه شده استiv.

یافته های این تحقیقv دیرهنگام (سکولاریسم نیازمند تحقیقات بیشتر در این زمینه است) تحت عنوان فهم ناباوری، بیخدایان و ندانم‌گرایان اطرف دنیاviبه چاپ رسیده است. «یافته های ترکیبی از تحقیقات 2019 در برزیل، چین، دانمارک، ژاپن، ممالک متحده بریتانیا و ایالات متحده» که در این گزارش ارائه شده اند برای تمام کسانی که نسبت به بیخدایان، جامعه شناسی سکولار یا اعتقادات آنان بی‌اطلاع بوده و یا تصاویر سفارشی سازی شده آنان را پذیرا بوده اند، بسیار روشنگر است. در گذشته به برخی مواردی اشاره کردم که بیشتر در دیدگاه های دینی و نظرگاه های الهیاتی به بیخدایان و دیدگاه های اعتقادی آنان نسبت داده میشود. برای مثال، معمولا ادبیات دفاعیات دینی بیخدایی را با دهریون یا کمونیست ها یکی میگیرد آنهم درحالی که بیخدایی مستلزم ماده گرا بودن و یا کمونیست بودن نیست. بیخدایان معمولا کسانی معرفی میشوند که با هر نوع زندگی پس از مرگ یا وجود هر نوع عناصر فراطبیعی مخالف هستند (طبیعت گرایی) آنهم درحالی که بیخدایی مستلزم بی اعتقاید به دیگر عناصر فراطبیعی و یا موهومvii نیست، برخی نیز چنین برداشت کرده‌اند که بیخدایی و دین با یکدیگر در تضاد هستند و این یکی از ویژگی های اصلی بیخدایی است آنهم درحالی که ادیان بسیاری وجود دارند که در آنها چیزی به عنوان مفهوم خدا وجود ندارد. بیخدا ممکن است شخصی معتقد به فرشتگان و بهشت باشد که نوعی از روج اجدادی گذشتگان خود را نیز واقعی میداند اما این به این معنی نیست که گرایش های اعتقادی یا دیدگاه های معرفتی دیگر وی ناقض بیخدایی وی هستند  چراکه ممکن است فهم این عناصر در نظر آنان ممکن است هیچ رجوعی به فراطبیعیت نیز نداشته باشد (برای مثال این عناصر میتواند توضیحی برای حوادثی خاص یا تلاشی برای فهم عناصر دیگر مورد اعتقاد مانند سرنوشت باشد)viii. بیخدایی مستلزم اعتقاد یا رد اعتقاد به هیچ چیز دیگری نیست. متأسفانه تعصباتی که با درک بیخدایی و ندانم گرایی پیوند خورده است پایه برخی دیگر از اندیشه های بیخداهراسی و تبعیض بر علیه آنان شده است. در اینباره بخصوص میتوان به کشورهایی مانند ایران، از کشورهایی که در آن بیخدایی حکم مرگ را در پی دارد،ix اشاره کرد.

آنچه در ادامه آمده مختصری از یافته‌های این تحقیق است. بخش نخست، چکیده ای از یافته های کلیدی منتشر شده و بخش های بعدی نقل شده از آمار و تحلیل های این تحقیق میباشد. ارائه مختصری از آن با توجه به دامنه یافته‌ها در درک بیخدایی و ارتباط آن با تصور ذهنی عوام از آتئیسم و آگنوستیسیزم، خالی از لطف نیست و بی تاثیر نخواهد بود. لازم به ذکر است که نقل کلیت این تحقیق تمرکز مطلب حاضر نیست و خوانش بیشتر در اینباره بر عهده خواننده گرامی میباشد. تنوع اعتقادی و طیف گسترده‌ای از دیدگاه ها در بین بیخدایان و ندانم گرایان درباره معنی، ارزش و مواضع فکری آنان (مانند استفاده از لقب های مختلف برای ابراز بیخدایی خود، طبیعت گرا بودن یا نبود) وجود دارد اما شاید جالب ترین بخش این تحقیق تخریب کلیشه هایی باشد که در رابطه با اخلاق، معنا و ارزش به بیخدایان نسبت داده شده است، نتایجی که نشان دهنده شباهت های بسیار نزدیک اعتقادات در میان بیخدایان و ندانم گرایان با کل جمعیت در این موضوعات میباشد. خلاصه خود از این تحقیق را با ارائه هشت یافته کلیدی در این تحقیق آغاز میکنم.

کاور تحقیق منتظر شده درباره بیخدایی و ندانم گرایی


فهم ناباوری

خلاصه ای از هشت یافته کلیدیx

  1. بیخدایان و ندانم‌گرایان تنوع قابل توجهی را در داخل و بین کشورهای مختلف نشان میدهند. بنابراین، انواع مختلفی از ناباوری وجود دارد (مانند، ترکیبی از بیخدایی و ندانم گرایی)
  2. در تمام این شش کشور، اکثریت ناباوران، به «هیچ دینی» گرایش نداشته اند. با این همه در دانمارک 28% بیخدایان و ندانم گرایان خود را از مسیحیان میدانند؛ در بزریل این آمار %18 است. %8 از ناباوران ژاپنی هم میگویند که ژاپنی هستند. از طرف دیگر، در بزریل (%79)، ایالات متحده (%63)، دانمارک (60%) و در ممالک متحده بریتانیا (52%)، اکثریت ناباوران در دین مسیحیت بزرگ شده بودند.
  3. درصد تقریبا کمی از ناباوران «بیخدا» یا «ندانم‌گرا» را برای هویت غیردینی یا سکولار خود انتخاب میکنند. %38 از ناباوران آمریکایی «بیخدا» را انتخاب میکنند، در مقایسه با تنها %19 از بیخدایان دانمارکی. دیگر القاب شناخته شده- «اومانیست»، «آزاداندیش»،«شک‌گرا»، «سکولار» - منتخب تنها اقلیت کوچکی در هر کشور است.
  4. فرضیه های مشهور درباره «بیخدایانِ داگماتیک و متقاعد شده» توان ایستادگی در برابر بررسی را ندارند. بیخدایان و ندانم گرایان در برزیل و چین اطمینان کمتری به درستی اعتقاداتشان درباره خدا در مقایسه با تمام برزیلی ها و چینی ها دارند. هرچند که بیخدایان آمریکایی معمولا به طور میانه درباره دیدگاه های خود به خدا اطمینان دارند، حائز اهمیت است که تمام آمریکایی ها نیز چنین هستند.
  5. ناباوری به خدا ناگزیر مستلزم ناباوری به دیگر پدیده های فراطبیعی نیست. بیخدایان (و کمتر از آنان) ندانم گرایان سطوح کمتری از اعتقادات فراطبیعی را نسبت به جمعیت کلی نشان میدهند. با این حال به نظر میرسد تنها اقلیتی از بیخدایان و ندانم گرایان طبیعت گرایان تمام و کمال هستند.
  6. پیش فرضی دیگر – درباره بی هدفی ناباوری، عدم وجود هر چیزی که {بتوان} معنای نهایی جهان را بدان نسبت داد- نیز چیزی نیست که با اطلاعات قابل دسترس همخوانی داشته باشند. با اینکه بیخدایان و ندانم گرایان بدون تناسب خاصی (غیر متجانس) با احتمال بیشتری اظهار به «در نهایت بی معنی بودن» هستی در پنج کشور میکنند، این دیدگاه هنوز دیدگاه اقلیتی در میان ناباوران در تمام شش کشورِ مورد بررسی میباشد.
  7. همچنین با به چالش کشیدن پیش فرض های معمول: با تنها اندکی استثنا، بیخدایان و ندانم‌گرایان واقعیت های عینی ارزش های اخلاقی، شأن انسانی و حقوق سرپرستی و «ارزش عمیقِ» طبیعت را در درصدی مشابه با کل جمعیت در کشورشان، تایید میکنند. (منظور شباهت درصد اعتقاد به بیخدایان و ندانم گرایان به این ارزش ها در مقایسه با جمعیت کشورهایی است که مورد بررسی قرار داده شده اند)
  8. به شکل قابل توجهی موافقت زیادی بین ناباوران و کل جمعیت درباره مهمترین ارزش ها برای «پیدا کردن معنی در جهان و زندگی خود» وجود دارد. «خانواده» و «آزادی» برای همگان از امتیاز بالایی برخوردار بودند. دیگر چیزهایی که –با یکپارچگی هرچند کمتری- محبوب بودند «محبت»، «حقیقت»، «طبیعت» و «علم» بودند.

در ادامه مختصری از یافته های این پژوهش را به تفکیک سوال‌های مختلفی که از ناباوران و کل جمعیت پرسیده شده است به تفکیک نمودار مشاهده میکنید. لازم به ذکر است که اعداد ذکر شده به درصد هستندو انچه میخوانید با اینکه از ترجمه نسخه اصلی بهره گرفته است اما بیشتر گزارش و نقلی از آن میباشد و نه کلیتی ترجمه شده.

  • ناباوری، هویت و دین
    >
  • **گرایش های دینی بیخدایان و ندانم‌گرایان (پیوسته)** >

سوال: «آیا خود را متعلق به دین خاصی میدانید؟»

مدت زیادی است که میدانیم به هیچ عنوان تمام کسانی که به عنوان «هیچ کدام» شناخته میشوند یا به عنوان «هیچ دینی» در پرسشنامه ها از آنها نقل میشوند بیخدا یا ندانم گرا نیستند. این مطلب در هر دو سمت صادق است. باوجود اینکه مشخصا درصد بالایی از بیخداها و ندانم گرایان خود را عضو هیچ دینی نمیدانند اما تمام بیخدایان و ندانم گرایان خود را به عنوان بی دین معرفی نمیکنند. اقلیت قالب توجهی نیز القاب دینی دیگری مانند مسیحی در چین (7%)، برزیل (18%) و دانمارک (28%) ، ممالک متحده بریتانیا (15%) و ایالامت متحده آمریکا (12%) بودیست در ژاپن (8%) را برای خود انتخاب کردند.xi

  • پرورش دینی بیخدایان و ندانم گرایان (پیوسته) در هر کشور

سوال: «در صورتیکه در دینی خاصی پرورش یافته اید، چه دینی بوده است؟»

به استثنای چین و ژاپن، اکثریت بیخدایان و ندانم گرایان در کشورهای مورد بررسی در سنت دینی پرورش یافته‌اند. چهار نفر از هر پنج ناباورِ برزیلی، سه نفر از هر پنج نفر ناباورِ دانمارکی و آمریکایی، نیمی از تمام ناباوران ممالک متحده بریتانیا نیز اضهار میکنند که در شکلی از مسیحیت پرورش یافته اند.

دیگر پیش زمینه های دینی نیز در این یافته ها وجود دارند یهودیان در آمریکا (%8)، پرورش یافته در بودیسم (13%) و البته مسلمانان در چین (%4). xii


  • هویت غیر دینیِ مورد ترجیح در بیخدایان و ندانم گرایان در هر کشور

سوال: «اینها چند نوع مثال از شکل های گوناگونی است که افراد متخلفِ بی‌اعتقاد به خدا یا خدایان خود را با آن شناسایی میکنند. اگر قرار باشد لقبی را انتخاب کنید ، کدام یک از این {گزینه ها}به شکلی که شما خود را شناسایی میکنید، نزدیک تر است؟)

همانطور که تحقیقات گذشته نشان میدهد بسیاری از کسانی که تمام و کمال بیخدا یا ندانم گرا هستند، این عبارات را در درجه اول و یا هرگز برای شناسایی خود استفاده نمیکنند. (دلایل زیادی برای این کار وجود دارد برای مثال، تصور منفی در پشت برخی از القاب مانند بیخدا، تمایزهای معرفت شناسانه و عمل‌گرایانه مانند تفکیک مرزهای اعتقادی یا جدا بودن از دسته خاصی که با پیوند به آن لقب شناخته میشود- شاید شخصی برای اینکه قبانی تصور اشتباه دیگران مبنی بر کمونیست بودن بیخدایان نشود، لقب دیگری را ترجیح دهد)

اطلاعات این تحقیق نیز یافته های پیشین در اینباره را تایید میکند، در هیکدام از کشورهای مورد بررسی بیخدا یا ندانم گرا، هویت مورد ترجیح آنان نیست. کشوری که بیشتری درصد را به خود اختصاص داده ایالات متحده آمریکا با %39 است. با اینکه %27 از ندانم گرایان برزیلی خود را با لقب ندانم گرا شناسایی میکنند، تنها %2 ندانم گرایان ژاپنی این گزینه را انتخاب میکنند.xiii

تنوع گسترده ای در داخال هر کشور و در بین کشورها برای هویت ترجیح داده شده وجود دارد. در میان تمام گزینه های موجود تنها «بیخدا» و «غیردینی»و «ندانم‌گرا» بیش از یک چهارم بیخدایان از هر کشوری را شامل میشوند.

به استثنای %17 از ژاپنی های بیخدا که لقب «اومانست» را انتخاب کردند، در میان دیگر گروه ها این لقب کمتر از یک در ده بیخدا یا ندانم گرا در هر کشوری وجود دارد. درصد کمی نیز القاب دینی را به عنوان هویت اصلی خود انتخاب کردند که شامل %12 بیخدایان برزیلی و %17 از ندانم گرایان دانمارکی میشود. نویسندگان در این بخش به دو نکته اشاره میکنند. ابتدا اینکه مطالعات اجتماعی علمی درباره بیخدایان و ندانم گرایانی که تنها بر کسانی تمرکز میکنند که به این شکل خود را شناسایی میکنند (پرکردن جای خالی در گزینه دیگر) – به دسته‌ خاصی از بیخدایان و ندانم‌گرایان محدود هستند. دوم اینکه، یافته های موجود بر این تاکید میکند که یک عبارت یا دسته مجزایی برای تمام این افراد به گونه ای وجود ندارد که تمام آنان، آنرا برای توصیف خود استفاده کنند.xiv

  • ناباوری، علم و دین
    >
  • **گرایش های دینی بیخدایان و ندانم‌گرایان (پیوسته)** >

«اطمینان دارم که اعتقادات من درباره وجود خدا درست هستند»

(-2 = کاملا مخالف؛ -1= تتاحدودی مخالف؛ 0=نه مخالف و نه موافق؛ 1= تاحدودی موافق؛ 2= کاملا موافق)

ابتد اینکه ندانم گرایان کمترین اعتماد به نفس را به اعتقاداتشان داشتند. یک دلیل واضح شاید این باشد که از لحاظ ریشه شناسی این کلمه اصلا معرفت شناسی این موضع اعتقادی با اطمینان پائینی پیوند خورده است. دوم اینکه برخلاف پیش فرض های محبوب، بیخدا بودن ضرورتا مستلزم سطح بالایی از اعتماد به نفس یا اطمینان در دیدگاه شخص نیست. تمام بیخدایان در این شش کشور یا به شمل قابل توجهی اطمینان کمتری از جمعیت کلی نشان میدهند و یا به شکل قابل قیاسی سطحی مشابه یا نزدیک به جمعیت کلی دارند (ژاپن،دانمارک،ایالات متحده آمریکا و ممالک متحده بریتانیا). سطح بالای اطمینان در بیخدایان آمریکایی نیز مشابه با «اعتماد به نفس دینی» در جمعیت کلی آمریکا میباشد. بیخدایان آمریکایی یا کاملا موافق بودند %45 و یا اینکه تا حدودی موافق بودند %20، درمیان جمعیت کلی نیز این دیدگاه ها به ترتیب %44 کاملا موافق و %24 تاحدودی موافق گزارش شده است که به وضوح با آمار بیخدیان آمریکایی مشابه است.xv

  • نسبت1)بیخدایان 2)ندانم‌گرایان و 3) کل جمعیتکه «کاملا» یا «تاحدودی» با وجود موجودات/پدیده های فراطبیعی موافق هستند.

همانطور که قبلا اشاره کردم، بیخدایی با اعتقاد به عناصر فراطبیعی متضاد نیست (ممکن است شخص بیخدا یا ندانم گرای طبیعت گرا نباشد). بنابراین با اینکه واژه «اعتقاد» را در رابطه با خدا به کار میبریم اما بسیاری از موجودات و پدیده های فراطبیعی وجود دارد که جمعیت کلی به انها اعتقاد دارد. از لحاظ منطقی، بی اعتقادی به خدا مستلزم بی اعتقادی به دیگر چیزها نیست.

در کل، در تمام کشور های بررسی شده، بیخدایان کمترین سطح از اعتقادات فراطبیعی را نشان دادند؛ ندانم گرایان کمی بیشتر و در میان جمعیت کلی نیز چنین اعتقاداتی معمولا رایج است.

در میان این اعتقادات «نیروی های نهفته» خیر و شر و «روح هستی» و اینکه «رخدادن مهمترین حوادث زندگی مقرر بوده» در میان ناباوران بیشتر انتخاب شده است. در میان بیخدایان، ژاپنی ها کمترین وبرزیلی ها و چینی ها کمترین تمایل را به عناصر فراطبیعی دارند.xvi

  • نسبت بیخدایان و ندانم‌گرایانی که طبیعت گراهستند (کسانی که «کاملا» یا «تاحدودی» با «وجود پدیده ها/ موجودات فراطبیعی مخالف هستند)

کسانی در میان بیخدایان کسانی هستند که به وجود این پدیده ها/موجودات بی اعتقاد هستند. این دسته از بیخدایان و ندانم گرایان، کاملا طبیعت گرا هستند. همانطور که در نمودار مشخص است، در هیچکدام از کشور های بررسی شده تعداد طبیعت گرایان به %50 درصد نمیرسد حتی در میان بیخدایان آمریکایی، با داشتن بیشترین سهم طبیعت گرایانِ بیخدا در میان تمام کشور های بررسی شده. تنها یک سوم ناباوران یک جهان بینی کاملا طبیعت گرایانه دارند. در میان چینی ها با اینحال تنها از هر ده نفر یک نفر طبیعت‌گراست.

مشخص است که ندانم‌گرایان کمتر از دیگران متمایل به طبیعت گرایی هستند. در تمام کشورها از میان هر ده نفر تنها یک نفر میتواند طبیعت گرا در نظر گرفته شود؛ در چین این  اختلاف زیاد تر است به شکلی که در هر پنجاه نفر، یک نفر طبیعت گراست.xvii

  • نسبت بیخدایان/ندانم گرایان (پیوسته) و کل جمعیت که «کاملا» یا «تاحدودی» با این جمله موافق بودند «هستی در نهایت بی معناست».

در طول قرن ها مناظره درباره وجود خدا و آنچه از نبود خدا دنبال میشود، درباره معنای زندگی چنان گفته شده است که بدون خدا، در نهایت هستی بی معناست. دو نکته مهم در این یافته ها قابل توجه است. ابتدا اینکه در هیچکدام از کشورهای بررسی شده نه نسبت ناباوران و نه نسبت کل جمعیت، در تایید این جمله به %50 میرسد.

به استثنای برزیل که %47 درصد چنین دیدگاهی را دارند، تنها یک سوم ناباوران در هرکشوری درنهایت هستی را بی معنا میدانند. با اینکه گرفتن چنین موضعی از سمت ناباوران محتمل تر است اما جالب توجه است که در ژاپن چنین نیست.xviii

  • نسبت بیخدایان/ندانم گرایان (پیوسته) و کل جمعیت که «کاملا» یا «تاحدودی» با این موارد منتخب درباره علم موافق بودند.

در این بخش از تحقیق هدف محققان، بررسی میزان مقبولیت روایت علمی از پیدایش انسان در میان ناباوران و همینطور میزان اعتماد آنان به متد علمی در مقایسه با کل جمعیت بوده است.

تفاوت مشخصی بین آسیای شرق (چین،ژاپن) یا دیگر کشور ها _برزیل،دانمارک،ممالک متحده بریتانیا و ایالات متحده آمریکا) وجود دارد. در چین و ژاپن، درصد ناباوران و کلی جمعیت که علم را تنها راه قابل اعتماد برای معرفت میدانند به شکل نزدیکی یکسانند. برخلاف آن، درصد ناباورانی که در برزیل، دانمارک، ممالک متحده بریتانیا و ایالات متحده آمریکا با این جمله موافق بودند به شکل قابل توجهی بالاتر از کل جمعیت است. علاوه بر این، در چین و ژاپن اعضای کل جمعیت بیشتر از ناباوران تمایل به قبول کردن شرحی تکاملی از پیدایش انسان را داشتند. این رابطه اما در برزیل، دانمارک، ممالک متحده بریتانیا و ایالات متحده آمریکا برعکس است.xix

  • ارزشهای ناباوری
    >
  • **نسبت بیخدایان/ندانم‌گرایان (پیوسته) و کل جمعیت که «کاملا» یا «تاحدودی» با موارد منتخب درباره جهان‌بینی موافق بودند.** >

در مناظره های مربوط به وجود خدا به مکررا درباره اخلاق و ارزش ها بحث شده است. در ارتباط با نسبیت‌گرایی یا عینی‌گرایی اخلاقی، از مشارکت کنندگان خواسته شد تا میزان موافقت خود به این جمله که «درست و غلط را هر شخصی تصمیم میگرد» اعلام کنند.

یافته های ما هیچ تفاوت منجسمی را میان ناباوران و کل جمعیت نشان نمیدهد. درصدهای موافق با این جمله از بازه %41 در میان جمعیت چین تا %60 در میان کل جمعیت در برزیل را شامل میشود. با اینکه ناباوران در چین و ایالات متحده آمریکا بیشتر از دیگران با این جمله موافق بودند اما اعضای کل جمعیت در برزیل، دانمارک، ژاپن و ممالک متحده بریتانیا احتمال موافقت بیشتری را دارند.

در رابطه با شأن انسانی و وجود عینی حقوق بشری، ناباوران معمولا کمتر از کل جمعیت تمایل به موافقت داشتند – هرچند که دانمارک و ایالات متحده نسبت های نزدیک و یکسانی داشتند. در نیمه دیگر (برزیل،چین و ژاپن) ناباوران کمتر از دیگران این با این جمله موافق بودند (%82 در برابر با %89 در برزیل، %77 دربرابر %93 در چین و %55 دربرابر %79 در ژاپن). در میان تمام کشورهای بررسی شده و در میان تمام نمونه ها اما، اکثریت مشارکت کنندگان ادعای ارزش های ذاتی دنیای طبیعی را قبول میکنند.

اعتقاد به پیشرفت – بهتر شدن جامعه در آینده دور، تنوعی میان کشوری را نشان میدهد. در ژاپن تنها %13 از ناباوران و 21% از کل جمعیت موافق این جمله بودند. آمار چین اما کاملا متفاوت است با %69 ناباوران و %83 از کل جمعیت.xx

  • پنج ارزش منتخب توسط بیخدایان/ندانم‌گرایان و کل جمعیت (از 43 گزینه)

در شکل 4.2 دیدیم که اکثریت بیخدایان با بی معنا بودن هستی مخالف بودند. سوالی که مطرح میشود این است که در مقایسه با کل جمعیت، چه چیزی هستی را برای ناباوران بامعنی میکند.

برای بررسی این سوال، لیستی دارای 43 کلمه و عبارات کوتاه (مانند «زیبایی»، «هنر»، «خانواده»، «عشق رمانتیک»، «طبیعت»، «عدالت»، «متصل بودن همه چیز بهم»، «قدرتی بالاتر»، با یک گزینه اضافی «دیگر، لطفا مشخص کنید» به مشارکت کنندگان داده شد و از آنان خواسته شد پنج عدد از مهمترین مواردی را که برای یافتن معنی در هستی و زندگی آنان مهم است را انتخاب کنند. باوجود اینکه تمام گزینه ها حداقل یکبار درهرکشور انتخاب شدند اما، میزان موافقت بالایی را در میان نمونه ها پیدا کردیم. در میان 43 گزینه ممکن در این شش کشور ، تنها 14 عدد از آنان وارد پنج ارزش برتر در نمونه های ناباوران و کل جمعیت شدند.

شکل 2.3 میزان شباهت قابل توجهی را در میان ناباوران و کل جمعیت در کشورهای بررسی شده درباره معنیِزندگی و هستی نشان میدهد. «خانواده» بیشترین گزینه انتخاب شده در تمام نمونه های کل جمعیت و همینطور در چهار نمونه از شش نمونه ناباوران میباشد. «آزادی» نیز از بیشترین موارد انتخابی در تمام نمونه ها بود. در میان ناباوران برزیلی و چینی بیشترین مورد انتخابی بعد از «خانواده» در نیمی از نمونه ها بود و هیچگاه از پنج ارزش مهم در هیچکدام از نمونه ها غایب نبود.

دیگر موارد انتخابی نیز که در پنج ارزش مهم شامل شدند 6«محبت»، 5«حقیقت»، 4«طبیعت»، 3«علم»، 3«دوستی» و 3«برابری» میباشند.xxi

مختصری از ادبیات معاصر درباب افراد سکولار و بیخدا

پیش از این تحقیق، میتوان نمونه آکادمیکی که شامل نگاهی اجمالی به بیخدایی باشد را در کتابچه بیخدایی آکسفورد به قلم کسانی مانند فیل زاکرمن، بولیوانت و دیگران دید که چکیده‌ای از یافته های روانشناسی و جامعه شناسی مرتبط با بیخدایی و سکولاریسم را نیز شامل میشد.xxii البته بخش کوچکی در راهنمای کمبریج به بیخدایی آخرین بخش خود را به بررسی روانشناسانه ای از بیخدایی ارائه میدهد، تنها بخش از این کتاب که درتلاش برای بررسی بیخدایی از این جنبه است.xxiii با این حال، شاید زاکرمن تنها کسی است که میتواند در این میان استثنا باشد. تمرکز وی منحصرا بر سکولاریسم است. بعد از برخوردها و تجربه زاکرمن با کشورهای اسکاندیناوی، وی در کتابی به بررسی ویژگی های ملل سکولار پرداختxxiv، سپس کتابی دو جلدی با عنوان سکولار بودن و بیخداییرا در سال 2012 به چاپ رسانید که در آن مختصصان رشته های مختلف به موضوعاتی مانند مرگ، جنسیت، اخلاق، بیخدایی در ژاپن، آمریکای شمالی و حتی در دنیای عرب می پردازند.xxv درسال 2012 در کتابی دیگر از انتشارات آکسفورد به بررسی دلایلی پرداخت که مردم به خاطر آنان از دین و ایمان دست میکشند.xxvi کتب دیگری نیز از وی در دسترس میباشد که در آنها وی به ارزشها، اخلاق ، سلامت و دیدگاه های سیاسی در ملل سکولار میپردازد. xxviiانتشارات بین المللی اسپیرینگر نیز کتابی را به دینامیک هویتی بیخدایان تخصیص داده است که شامل مجموعه ای از مقالات و بررسی های مرتبط با بیخدایی، هویت و سکولاریسم است، مجموعه ای که از متخصصان رشته های مختلف تشکیل شده است.xxviii سرعت رشد این تمرکز پژوهشی بر افراد سکولار و سکولاریسم رو به رشد است. بعد از انتشار آماری از سمت مرکزتحقیق Pew درباره وضعیت دینی آمریکا و همچنین 10 مورد از یافته درباره بیخدایی در آمریکا در سال 2016xxix، موج جدیدی از مطالعات سکولار را نیز شاهد هیستم. برای مثال مرکز تحقیقات بین المللی NSRN xxx نیز سری کتاب هایی را در رابطه با سکولاریسم به چاپ رسانده است که به صورت بین رشته ای به موضوعات مختلفی پیرامون سکولاریسم میپردازد. لویس لیxxxi پژوهشگر دانشگاه کنت و استفن بولیوانتxxxii نیز انتشار مختلفی را در این زمینه صاحب هستند. به هرحال امروز ادبیات مکتوب درباره جامعه شناسی و روانشناسی دین در دسترس بوده و شاهد انتشارات متعددی نیز در این زمینه هستیم اما نیاز به تحقیقات روانشناسانه و جامعه شناسانه درباره افراد سکولار اکنون (با رشد بیخدایی و کاهش اعتقاد به ادیان- به آمارPew  مراجعه کنید) بیش از پیش احساس میشود.

i Bailey, Sarah Pulliam (May 19, 2015). "John Templeton Jr., president of multi-billion dollar foundation invested in science and religion, has died". The Washington Post.

ii Wiebe, Donald (2009). "Religious Biases in Funding Religious Studies Research?". Religio: Revue Pro Religionistiku. XVII (2): 125–140.

iii Bains, Sunny (2011). “Questioning the Integrity of the John Templeton Foundation”. Evolutionary Psychology. 2011. 9(1): 92-115

iv https://www.thetablet.co.uk/news/11733/major-unbelief-conference-held-at-vatican-

v Lanman J, Bullivant S, Farias M, Lee L. Understanding Unbelief: Atheists and agnostics around the world: Interim findings from 2019 research in Brazil, China, Denmark, Japan, the United Kingdom and the United States. 2019. 24p.

vi Understanding Unbelief Atheists and agnostics around the world

vii منظور از این واژه بیشتر در معنای

Spooky

است که در میان طبیعت گرایان درباره عناصر غیرطبیعی مورد استفاده قرار میگیرد.

viiiلازم به ذکر است که در همین منبع واکنش مثبت خداناباورانی چون بجینی و اندرو کاپسون به این تحقیق را نیز میتوان دید. آنچه دراین قسمت بیان شد با نظر دکتر کریس کاتر در دانشگاه ادینبورگ نیز که درباره این تحقیق مطلبی را منتشر کرده نیز همسو است.

https://religionmediacentre.org.uk/news-comment/understanding-unbelief/

کاتر در وبگاه خود نیز مطلبی در نقد و بررسی این تحقیق در میان رسانه های خبری و غیر خبری نیزنوشته است:

https://drchriscotter.wordpress.com/2019/06/05/critical-comment-on-findings-from-understanding-unbelief-across-disciples-across-cultures/

ix Ohlheiser, A. (2013) ‘There are 13 Countries where Atheism is Punishable by Death’ The Atlantic

www.theatlantic.com/interna tional/archive/2013/12/13-countries-where-atheism-punishabledeath/355961/

x Lanman J, Bullivant S, Farias M, Lee L. Understanding Unbelief: Atheists and agnostics around the world: Interim findings from 2019 research in Brazil, China, Denmark, Japan, the United Kingdom and the United States. 2019. P 3.

xi قبلی

xii قبلی

xiii قبلی

xiv قبلی

xv قبلی

xvi قبلی

xvii قبلی

xviii قبلی

xix قبلی

xx قبلی

xxi قبلی

xxii Ruse Michael ,Bullivant  Stephen, The Oxford Handbook of Atheism, Oxford University Press, 2013

xxiii Martin, Micheal, The Cambridge Companion to Atheism, Cambridge University Press, 2007.

xxiv Zuckerman, Phil, Society without God: What the Least Religious Nations Can Tell Us about Contentment, New York University Press, 2008.

xxv ----, Atheism and Secularity (two volume edition), Praeger, 2010.

xxvi -----, Faith No More: Why People Reject Religion, Oxford University Press, 2012.

xxvii Zuckerman Phil, W. Galen Luke, Pasquale Frank L, the Nonreligious: Understanding Secular People and Societies, Oxford University Press, 2016.

و

Zuckerman, Phil, Living the Secular Life: New Answers to Old Questions, Penguin Books, 2015.

xxviii Beaman Lori G, Tomlins Steven, Atheist Identities - Spaces and Social Context, Springer international, 2015.

xxix https://www.pewresearch.org/fact-tank/2016/06/01/10-facts-about-atheists/

xxx International Nonreligion and Secularity Research Network

xxxi Lee,Lois, Recognizing the Non-religious: Reimagining the Secular, Oxford University Press, 2015.

xxxii Bullivant, Stephen, Arweck, Elisabeth, Lee, Lois, Secularity and Non-Religion, Routledge, 2013.

اشکان مهر روشن