سوارکار پنجم، ششم و ... در بیخدایی نوین

فهرست مطالب بیخدایی نوین

بیخدایی نوین

چهار سوارکار بیخدایی نوین

*سوارکار پنجم، ششم و … در بیخدایی نوین

آنتونی گِرِیلینگ

آنتونی گِرِیلینگ، فیلسوف انگلیسی با چاپ کتابی با عنوان «استدلال خدا: برضد خدا و برای اومانیسم»i در سال 2013 درصدد نقد سیستماتیک تری از براهین وجود خدا در مقایسه با دیگر بیخدایان نوین برآمد. کتاب وی از دو بخش تشکیل شده است که در بخش نخست آن گریلینگ برضد دین مینویسد. بعد از ارائه چهارچوب اصلی و شرح موضوعاتی پیرامون کتاب مانند اعتقاد، معرفت،تعریف خدا و تفاوت های بیخدایی و ندانم گرایی؛ وی براهین مختلف وجود خدا مانند برهان نظم، براهین اخلاقی برای وجود خدا و دیگر براهین معاصر را نقد کرده و نشان میدهد که هیچکدام برای وجود داشتن خدا موفق نیستند. در بخش دوم کتاب اما گریلینگ هدف خود را بر اومانیسم به عنوان جایگزینی برای دین دارد. وی با شرح موضوعات مختلفی مانند عشق، اخلاق و حقوق انسانی به طرح و دفاعی از اومانیسم میپردازد. در آخرین بخش های کتاب نیز گریلینگ اومانیسم و تفکر دینی را با یکدیگر مقایسه کرده و اومانیسم را به عنوان جایگزینی بهتر معرفی میکند. بنابراین با ورود گریلینگ میتوان گفت که اگر داوکینز فیلسوف نبوده و براهین خدا را کاریکاتور میکرد، گریلینگ این کمبود در بیخدایی نوین را جبران کرد. گرلینگ اغلب درباره موضوعات مختلفی در رسانه های جمعی و مجازی حضوری پر رنگ دارد. لازم به ذکر است که گریلینگ را گاهی پنجمین سوارکار بیخدایی نوین میخوانند.ii iii

ویکتور استنگر

ویکتور اِستِنگر، فیزیکدان آمریکایی نیز کتبی مختلفی را درباره خدا، برهان نظم و رابطه دین و علم منتشر کرد که از میان آنها خدا انگاره ورشکسته iv وارد کتب پرفروش نیویورک تامیز شد. استنگر در این کتاب در تلاش است نشان دهد که چگونه علم میتواند دین را در گستره ادعاهای خود محدودتر کند. در نظر استنگر برخی از پدیده های دینی مانند دعا را میتوان به آزمایش و بررسی علمی گذاشت. درواقع در نظر وی تا آنجایی که ادعایی که مطرح میشود؛ اگر تجربی و در حوزه علوم باشد، آنگاه توسط طبیعت گرایی روش شناختی قابل بررسی است. در دیدگاه وی خدا فرضیه ای است برای توضیح برخی از پدیده های جهان، مانند نظم یا وجود قوانین طبیعت و از این رو نیز باید دید که در قدرت توضیحی خود تا چه حد میتواند با دیگر توضیحات طبیعی رقابت کند – توضیحاتی که در طرح و بسط آنها هیچ استفاده ای از عناصر موهوم یا فراطبیعی نشده است. کتاب وی از بخش های مختلفی مانند توهم طراحی تشکیل شده است که به بررسی برهان طراحی دقیق می پردازد و سپس با بررسی مدارک کیهان شناسی به دنبال برجسته کردن غیبت مدارک وجود خداست. در بخش های دیگر کتاب نیز وی درباره برهان شر و همچنین ارزشهای زندگی و اخلاقی بحث میکند.  استنگر نیز با خداباوران مختلفی از جمله فیلسوف مسیحی ویلیام کریگ به مناظره و بحث پرداخته است. استنگر به عنوان «پنجمین سوارکار بیخدایی نوین» (بله مانند شخص قبلی !) شناخته میشد که البته وی در سال 2014 چشم از جهان فرو بست.v

اما دامنه بیخدایی نوین در اینجا تمام نمیشود. برخی بیخدایان مانند پاول مایزر،زیست شناس آمریکایی در ابتدا با آن همدلی کردند و سپس خود را از آن دور کردندvi. برخی دیگر نیز مانند پیتر بوگوشن با اشتیاق وارد این حرکت شدند و کتاب های دیگری را به چاپ رساندند.vii وی در کتاب خود با عنوان **«راهنمایی برای ایجاد خدا ناباوران»**با هدف گرفتن ایمان در معرفت شناسی به دنبال نشان دادن این است که وارد کردن ایمان به روند تفکر یکی از عناصر اصلی در خداباوری است. لازم به ذکر است که ترجمه فارسی این کتاب نیز توسط امیر منیعی در اینجا برای دانلودِ رایگان در دسترس است. جیمز لیندزی ، ریاضیدان و فعال بیخدا نیز با انتشار کتبی وارد این میدان شد. از میان کتب وی میتوان به اثری اشاره کرد که درصدد نشان دادن سواستفاده از مفهوم بینهایت برای خداست. در نظر وی در کل استفاده از این برچسب از سمت دو طرف این مناظره باید کاهش یابد. درواقع لیندزی در کتاب خود بین نظریه مجموعه ها در ریاضی ، بینهایت در ریاضی و خدا در حال حرکت است. وی در بخش های پایانی کتاب خود نیز به برهان هستی شناسی گودِل و آنسلم نیز نگاهی دارد.viii  میتوان به اسامی دیگران نیز اشاره کرد که در بیخدایی نوین ایفای نقش کرده اند اما پرداختن به تمام آنان هدف من نیست و تنها نکته مهم در این بخش نشان دادن این است که بیخدایی نوین را باید فراتر از «چهار سوارکار» آن دید چراکه اشخاص و افراد دیگری نیز با سلایق و تخصص های متفاوتی، در سالهای بعد، وارد میدان شدند . مانند هر ندیشه دیگری، اعضای این حرکت نیز در واکنش با اندیشه های خودی یا غیر خودی واکنش های مختلفی را ابراز کردند و مواضع مختلفی را در رابطه با دین، علم و فلسفه بیان کردند.

جان لافتِس

جان لافتس از دیگر فیلسوفانی است که وارد این حرکت شده است. لافتس در سال1977 وارد کالج مسیحی Great lakes  شد و سپس وارد مدرسه دینی لینکلن شد ، وی با دریافت فوق لیسانس و همچنین مدرک فوق لیسانس الهیات، تحت نظر جیمز استراوس به سِمَت ویراستاری یک ژورنال مسیحی رسید. در ادامه تحصیلات خود، لافتس به مدرسه الهیات ایونجلیک وارد شد و در سال 1985 مدرک دیگر خود را تحت نظر فیلسوف مسیحی ویلیام کریگ گرفت. لافتس همچنین مدتی را در سِمَت های مختلفی مانند کشیش، کشیش ارشد و کشیش موقت گذارند. لافتس اکنون یک بیخداست که با گذر از ایمان، در کتاب خود  با عنوان چرا مسیحیت را ردکردم: مدافعی سابق توضیح میدهدix ،درصدد طرح و معرفی دلایل خود برای کنارگذاشتن مسیحیت و ارائه چالش هایی بر صدق آن شد.پس از مدتی، لافتس کتاب مفصلی تحت عنوانچرا آتئیست شدم: مُبلّغی سابق مسیحیت را رد میکندx منتشر کرد که در آن براهین و استدلال های خود را در دو بخش برای کنار گذاشتن مسیحیت و اعتقاد به خدا ارائه میکند. در کتب دیگر خود، لافتس به دنبال ارائه مجموعه مقالاتی از متخصصان رشته های مختلف است که به بررسی بخش های مختلفی از مسیحیت می‌پردازند.  در مجموعه مقالات وی نگاه جامعه شناسانه، انسان شناسانه و همچنین بررسی های تاریخی و باستان شناسی به انجیل از متخصصان مرتبط با همین رشته ها ارائه شده است. لافتس همچنین با مسیحیان و خداباوران به مناظره و بحث پرداخته است. وی کماکان از منتقدان فعال در بیخدایی و فلسفه دین است.  در میان کتب وی نیز، کتابی با این عنوان وجود دارد- مسیحیت بزرگ نیست: چگونه ایمان شکست میخورد ،که تلمیحی به کتاب خدا بزرگ نیست اثر هیچنز است. در این کتاب، میتوان دیدگاه داوکینز را در کاور اصلی این کتاب دید، جایی که داوکینز مینویسد: «این کتاب میتواند بخش بزرگی از کسانی که شجاعت خواندنش را دارند، {از اعتقاد به مسیحیت} برگرداند».xi

آنچه ارائه شد، مختصری از شخصیت های درگیر در بیخدایی نوین بود. لازم به ذکر است که ایان حِرسی علینیز قرار بود از شخصیت هایی باشد که در بحث ابتدایی چهار سوارکار بیخدا شرکت کند، اما وی در آخرین دقایق این قرار را کنسل کرد. کتب وی نیز معمولا از کتب پرفروش نیویورک تایمز بوده و شامل انتقادات بخصوصی از اسلام‌گرایی میباشد.

ایان حرسی علی

از دیگر چهره های مرتبط هم میتوان به ابن ورّاق، دانش آموخته عربی و فلسفه از دانشگاه ادینبورگ اشاره کرد که کتب مختلفی را در نقد اسلام و قرآن منتشر کرده است. البته شخصیت‌های دیگری را نیز میتوان در این دامنه وارد کرد اما کلام به اندازه کافی به درازا کشیده شده است. نکته اصلی این است که با گذر از چهارسوار کار بیخدایی، بیخدایی نوین دامنه خود را افزایش داده و در موضوعات دینی، فلسفی و علمی و حتی جامعه شناسی نیز وارد شد. بنابراین هنگام استفاده از بیخدایی نوین باید مشخص کرد که از آنجایی که این لقب از سمت بیخدایان در این روند انتخاب نشده است، منظور شخص مدافع آن یا منتقد آن از بیخدایی نوین چه کسانی هستند و ادعایی که وی به آنان نسبت میدهد، چیست؟ اینکه تاثیرات بیخدایی نوین در آینده چیست و اینکه تا چه حد در پیشبرد اهداف خود موفق بوده یا هست، تاثرات آن تا چهز مانی پایدار خواهند بود؟ و ... چیزی است که به استثنای برخی ادعاهای خاص این حرکت ادبی (مانند مواضع سیاسی یا ادعاهای تاریخی آنان)، نیاز به گذر زمان دارد. در ضمن نباید فراموش کرد که تمام بیخدایان با آنچه بیخدایی نوین میگوید، ادعا میکند، ابراز میکند و یا طرح میکند موافق نیستند و البته اینکه پیش از بیخدایی نوین نیز آثار بسیاری از سمت بیخدایان در فلسفه و دیگر رشته ها نوشته شده بود. در بخش دوم از سری پست های بیخدایی نوین، پرداختن به ادعاها، موضوعات و دیدگاه های مشترک آنان در رابطه با دین و نه سیاست، تمرکز این کیبورد خواهد بود چراکه همانطور که اشاره شد: بیخدایی، تنها پاسخ به سوال وجود خداست و از آنجایی که تنها چیزی که بیخدایان با یکدیگر مشترک دارند بیخدایی آنان است؛ دور از ذهن نیست که برخی گفته ها در بیخدایی نوین مورد مناقشه بیخدایان دیگر نیز میباشند. بنابراین تمرکز بنده وجود خداست زیرا تنها نقطه مشترک بیخدایان است.

i Grayling, Anthony, The God Argument: The Case against Religion and for Humanism, Bloomsbury, 2013

ii https://www.noted.co.nz/currently/profiles/philosopher-ac-grayling-on-our-age-of-political-uncertainty/

iii http://www.onreligion.co.uk/the-fifth-horseman-of-new-atheism/

iv Stenger, Victor, God: The Failed Hypothesis, Prometheus, 2007

v https://www.washingtonpost.com/national/religion/victor-stenger-atheisms-fifth-horseman-is-dead/2014/09/03/b4ab66b4-338e-11e4-9f4d-24103cb8b742_story.html?noredirect=on&utm_term=.baaaf36a4910

vi https://freethoughtblogs.com/pharyngula/2017/07/31/the-new-atheism-is-dead-long-live-atheism/

vii Boghossian, Peter, A Manual for Creating Atheists, Pitchstone Publishing , 2013

viii Lindsay, James, Dot, Dot, Dot: Infinity Plus God Equals Folly, Onus Books, 2013

ix Loftus, john, Why I Rejected Christianity: A Former Apologist Explains, Trafford Publishing, 2007

x Loftus, john, Why I Became an Atheist: A Former Preacher Rejects Christianity, Prometheus Books, 2012

xi Loftus, John, Christianity Is Not Great: How Faith Fails, Prometheus Books, 2014

اشکان مهر روشن