حسین سخنور و مسئله وجودی شر: چگونه (نباید) مسئله شر را نقد کنیم؟

بعد از انتشار و ترجمه مقاله ناگاساوا با عنوان «مسئله شر برای خداناباوران» (Yazdani, 2020)به نقدی به مسئله شر از نگاه ناگاساوا برخورد کردم که انواع این نقد را نیز بارها به عنوان پاسخ یا اعتراضی به مسئله شر شنیده یا خوانده‌ام. نمونه این نقد را #حسین_سخنور برای پایگاه خبری تحلیلی ادیان نیوز نوشته است.(Sokhanvar, 2020) اساسا متوجه نیستم که چرا این نوع نقد تا این حد فراگیر است اما پیش از صحبت درباره این نقد اجازه دهید یک سناریو فرضی را در نظر بگیریم که در این بررسی مختصر، روشنگر خواهد بود.

علی است که میگوید شطرنج میداند، حمید نه

علی یک استاد بزرگ شطرنج است ولی حمید دوست او هیچ چیزی درباره شطرنج نمیداند. علی بیان میکند که «هر پیاده می‌تواند در حرکت اول خود یک یا دو خانه به جلو برود و پس از آن تنها می‌تواند یک حرکت رو به جلو داشته باشد. پیاده به صورت مستقیم حرکت کرده و مهره‌های حریف را به صورت مورب تا یک خانه یا از طریق آن‌پاسان می‌گیرد». بعد از مشاهده بازی شطرنج اما حمید متوجه میشود که پیاده سه خانه حرکت میکند و برخی حتی آن‌را دو خانه به عقب نیز می‌برند (!) مشخص است که این وظیفه علی است که، به عنوان شخصی آشنا و آگاه به شطرنج، اختلاف بین نظام شطرنج در نظر خود و حقایق مشاهده شده توسط حمید را تبیین کند. تبیین این اختلاف صرفا با قوانینی ساخته و پرداخته میشود که گزاره‌های آن برآمده از قوانین معرفتی علی درباره شطرنج است. به عبارت دیگر، گزاره‌هایی که علی با استفاده از آن این تضاد را برای حمید حل و فصل میکند، برآمده از نظام درونی معرفت‌شناسی علی است نه حمید. حمید برای اینکه تضادی را در حرکت پیاده نظاره گر باشد، هیچ نیازی به شناخت اسم مهره‌ها (حتی مهره پیاده) و حرکت دیگر مهره‌ها ندارد حتی آگاهی وی به حرکت پیاده نیز میتواند صرفا براساس گزاره‌های معرفتی علی باشد.

مسئله شر و نقد سخنور

خلاصه نقد سخنور این است که بیخدایان و فلسفه به طور کلی، در طبیعت‌گرایی و مشخصا در شکل فیزیکالیستی خود، از تبیین کیفیات ذهن در مانده و (تابحال) هیچ راهی برای خروج از این بن بست ارائه نکرده است. وی با تکیه بر خفاش بودن و تصور نیگل از این مسئله به این نتیجه میرسد که به شکلی مشابه، میتوان در پاسخ به مسئله وجودی شر نیز از همین درماندگی طبیعت‌گرایی برضد آن استفاده کرد. به عبارت دیگر، میتوان گفت که بیخدایی حتی از تبیین اینکه آیا واقعا درد به عنوان یکی از کیفیات ذهن وجود دارد یا نه؟ هیچ تبیینی ارائه نکرده و درواقع، قادر به تبیین چیزی به نام درد به عنوان یکی از کیفیات ذهن نبوده است و در نتیجه، شاید بتوان اینطور پاسخ داد که، بیخدایی نمیتواند مسئله شر وجودی را به شکلی تبیین کند که این شکاف معرفتی (تبیین کیفیات ذهن مانند درد) در آن دخیل نباشد و بنابراین، شاید به این ترتیب بتوان پاسخی برای مسئله شر وجودی ارائه کرد. در مقام انصاف باید گفت که سخنور کمبود این دیدگاه را شناسایی کرده و بیان میکند: « گرچه قصد و فرصت پرداختن به «مسئله قرینه‌ای شر» نیست، اما در حد اشاره می‌آوریم که اگر هم‌صدا و هم‌نظر با این گروه از متخصصان که منکر ذهن ناجسمانی هستند، پیش رویم، آن‌گاه شاید بتوان پاسخی برای {شر گزاف راه حلی یافت. هرچند که } باید اعتراف کرد حتی اگر همه این دلایل، پذیرفته شود، باز ذهن ما را قانع می‌کند، اما دل ما را خوش نمی‌سازد و به سختی بتوان پاسخی برای «مسئله وجودی شر» پیدا کرد».(Sokhanvar, 2020). مشکل اینجا است که حتی با پذیرفتن تمام آنچه سخنور بیان میکند نیز، نمیتواند پیشرفتی به سمت پاسخ به مسئله شر داشت.

هرآنچه برای شطرنج گفتیم، برای وجود خدا نیز رواست

دقیقا مانند شطرنج، چنانچه حمید یک بیخدا باشد و علی یک خداباور، حمید هیچ نیازی به شناخت بازی شطرنج یا رسیدن به یک معرفت شناسی دقیق نسبت به آن ندارد تا تضادهای مشاهده شده در هستی برپایه گزاره‌های مربوط به یک پیاده از سمت علی را بررسی کند. درباره مسئله شر نیز همین نکته صادق است. حمید حتی میتواند کیفیات ذهن را مانند فیزیکالیست حذفگرایانه (eliminative physicalism) انکار کند، یک پوچ‌گرایی سنجشی بوده و حتی از نظر اخلاقی نیز یک پوچ‌گرا باشد اما حتی با این همه نیز، نمیتوان نتیجه گرفت که حمید نمیتواند از مسئله شر به دلیلی وابستگی آن به مفاهیمی مانند شر، ارزش ها یا اخلاق بهره برد. تمام آنچه حمید برای تقریر مسئله شر نیاز دارد مفهوم رنج است، صرف نظر از اینکه رنج بد یا خوب باشد، صرف نظر از اینکه از لحاظ اخلاقی یا ارزشی رنج در معرفت شناسی وی چه نقشی ایفا میکند، این معرفت‌شناسی علی است، که حمید با تکیه بر آنان و با استفاده از گزاره‌های معرفتی آن که به دور از پوچ‌گرایی ارزشی-اخلاقی هستند، به مشاهده هستی و رنج نشسته (درست مانند مشاهده کردن مهره پیاده) و به اختلافی برخورده که برآمده از گزاره‌های تبیینی علی برای خیر و شر در هستی است. بنابراین، برخلاف تصور سخنور، طرح این پاسخ باتمرکز بر معرفت شناسی طبیعت‌گرایی و فیزیکالیسم حتی با پذیرفته شدن تمام گزاره‌های دیگر در آن نیز، پاسخی موفق برای شر وجودی نخواهد بود چراکه اینجا درماندگی معرفت‌شناسانه طبیعت‌گرایی، بیخدایی یا فیزیکالیسم نیازی به ایفای نقش ندارد بلکه مسئله شر را میتوان به صورت نقدی به گزاره‌های برآمده از دورن نظام خداباوری مطرح کرد. این پاسخی است که حتی ناگاساوا نیز آن را شناسایی میکند(Podcast, n.d.).

راه دیگر برای بیخدا این است که مسئله شر را اساسا بر اساس حدوث مطرح کند. به عبارتی، با توجه به اینکه مجموعه عناصر هستی ممکن الوجود بوده و میتوانستند به شکل دیگری باشند، تمام آنچه بیخدا میپرسد تبیین این است که چرا عناصر خاصی به این شکل هستند آنهم زمانی که ممکن بود به شکل دیگری باشند. بنابراین، بیخدا برای تقریر مسئله شر نیازی به مفهوم شر، کیفیات ذهن و غیره ندارد و نباید این نوع نقد را به عنوان پیشرفت برای رسیدن به یک راه حل دید.

نتیجه

خداناباور میتواند صرفا با گزاره‌های معرفتی، ارزشی، اخلاقی و سنجشی خداباور مسئله شر را تقریر کرده و آنرا ارائه دهد. توجه داشته باشید که هدف من دفاع از مسئله شر نیست، بلکه صرفا هدف روشن کردن این نکته است که نقدهایی که معرفت‌شناسی بیخدایی را هدف گرفته و با استفاده از درماندگی ها و چالش‌های مرتبط با مسئله شر به دنبال راهکاری برای پاسخ به آن هستند، موفق نخواهند بود. دوم اینکه بیخدایان لزوما نیازی به تبیین مفاهیم درگیر با مئسله شر نداشته و میتوانند مسئله شر را صرفا به صورت برهانی تبیینی تقریر کنند.

منابع

Podcast. (n.d.). Episode 32, Meta-Ethics (Part IV - Further Analysis and Discussion). The Panpsycast Philosophy Podcast. Retrieved March 19, 2021, from https://thepanpsycast.com/panpsycast2/2017/8/3/meta-ethics4

Sokhanvar, H. (2020, August 12). نقدی بر مقاله «مسئله شر برای خداناباوران [News]. پایگاه تحلیلی خبری ردنا. https://adyannews.com/59090/

Yazdani, H. (2020, July 14). مسئله شر برای خداناباوران. دین‌آنلاین. https://www.dinonline.com/16191/مسئله-شر-خداناباوران-یوجین-ناگاساوا-ت/

اشکان مهر روشن