فهرست مطالب بیخدایی نوین
*بیخدایی نوین
سوارکار پنجم، ششم و … در بیخدایی نوین
مقدمه
با ورود به قرن بیست و یکم، حرکتی ادبی خود را وارد روند اندیشه ها کرد؛ حرکتی که با استرس های سیاسی بعد از یازده سپتامبر، واکنش های مختلفی را به جنگ با عراق، اخلاق دینی و ماهیت تروریسم دینی داشت. عبارت «بیخدایی نوین» توسط خبرنگار آمریکایی گَری وُلف در سال 2006 ساخته شدi، بیخدایی نوین تبدیل به عبارتی شد که برای شناسایی این حرکت فرهنگی استفاده شد. بیخدایی نوین حرکتی ضد خدا بود که در بیشتر نگرانی های خود با توسل به ادعاهای خردگرایانه (مانند در تضاد بودن خداباوری و استدلال)،اعتراضات اخلاقی به سازمان های دینی و همچنین استفاده گسترده از علوم تجربی در صدد نقد و کنار زدن دین به دلیل تاثیرات غالبا منفی آن در سطح دولتی، در نظر نویسندگان این حرکت بود.ii بیشتر بیخدایان نوین همچنین خود را اومانیست میدانندiii. برسی تمام تاثیرات این اندیشه، اعتراضات و دفاعیات مرتبط با آن ، بعد از گذر تقریبا 15 سال از اولین کتاب منتشر شده در این مورد در این سری پست ها قابل گنجایش نیست و البته هدف بنده نیز این نیست. در این سری از پست ها هدف من ارائه مختصری از دیدگاه ها و مهره های اصلی در بیخدایی نوین در ترکیب با برخی اعتراضات و انتقاداتی است که بدان ها شده است. از آنجایی که کتب کلیدی در این روند اندیشه معمولا به زبان های بسیاری ترجمه شده اند اما در ایران یا برگردان فارسی نداشته و یا اساسا برخی از آنها نادیده گرفته شده است، تلاش بنده این است که هرچند به اختصار، بخشی از تمرکز کتب مختلف را شرح دهم. فقدان ترجمه، پارانویا سیاسی به همراه فضای انحصاری دینی در ایران در پیوند با وضعیت نگران کننده آزادی بیان، موجب شده تا به استثنای سه چهار کتاب از این نویسندگان، ترجمه کتاب های دیگر در این روند اندیشه نیز در دسترس نباشد. هیچگاه نباید فراموش کرد که خداباوری ایرانی پیروزی خیالی خود را در غیبت منابع،چالشها و منتقدان مخالف جشن میگیرد و این خود باعث شده تا منابع و انتقاداتی که از سمت این جریان و یا به کلی از سمت بیخدایی مطرح شده است به صورت دست دوم و در دیدگاه های انحصاری به دست خوانندگان ایرانی برسد. بیخدایی ایرانی تا حدی توانسته است تصویر سفارشی سازی شده خود را از الهیات پس گرفته تا خود نماینده و معرّف تصویر بیخدایی باشد اما با این حال، تلاش های واحدی برای مقابله با برخی تخریب ها بخصوص از سمت مسلمانان در این حوزه صورت نگرفته است.
بیخدایی، تنها پاسخ به سوال وجود خداست و از آنجایی که تنها چیزی که بیخدایان با یکدیگر مشترک دارند بیخدایی آنان است؛ دور از ذهن نیست که برخی گفته ها در بیخدایی نوین مورد مناقشه بیخدایان دیگر نیز میباشد. با این حال اما، به این معنا نیست که در نظر این مخالفان، نتیجه بیخدایی نوین نیز اشتباه است. به عبارت دیگر، در نگاه برخی از این منتقدان، بیخدایی نوین به نتیجه درستی رسیده است اما نه همیشه با ادبیات، سیاستِ رسانه ای یا براهینی که درست یا موجه هستند. در سمت دیگر مخالفت ها نیز مخالفت های سیاسی قرار دارند. از آنجایی که تنها نقطه مشترک بیخدایان، عدم اعتقاد آنان به وجود خداست، نمیتوان انتظار داشت که بیخدایان در دیدگاه های سیاسی خود نیز مشترک باشند و از این روست که در میان بیخدایانی که منتقد بیخدایی نوین هستند، نگرانی ها و انتقادات سیاسی نیز نقشی را در رابطه بیخدایی نوین با نگرش های سیاسی آنان ایفا میکنند. بخش سیاسی این روند اندیشه تا حد زیادی تمرکز نویسنده در این سری از پست ها نیست چرا که این فضا را مجال قال نمیدهد و از اهداف اصلی در این سری از پست ها نیز به دور است. (در آینده به تفصیل به این مطلب نیز میپردازم) نکته اصلی در این همه این است که بیخدایی نوین از جنبه سیاسی نیز قابل بررسی بوده و انتقاداتی در این مورد بدان وارد شده است اما نتیجه بیخدایی، یعنی وجود نداشتن خدا، تمرکز اصلی من در این سری از پست ها میباشد. بنابراین در آنچه دنبال میشود، بنده هم مخالفت با/ یا انتقاداتی به بیخدایی نوین را نیز ابراز میکنم که هدف اصلی آنان نگرش بیخدایی نوین به دین، دیدگاه های فلسفی یا روابط دینی سیاسی آنان است نه این نتیجه که خدایی وجود ندارد. بنابراین در سمت دیگر از بررسی بیخدایی نوین، به پاسخ به برخی انتقادات و گفته هایی میپردازم که در برابر بیخدایی نوین، برخلاف این نتیجه ابراز شده است. به عبارت دیگر در یک سمت، قصد من بررسی جریان بیخدای نوین و انتقاداتی است که بدانها میشود که با برخی از آنان موافق هستم، با برخی مخالف و نسبت به برخی دیگر نیز ممکن است هنوز نظری را فرموله نکرده باشم و در سمت دیگر، بررسی پاسخ ها و انتقاداتی است که در بیخدایی نوین صرفا با وجود خدا سروکار دارند و به شکلی به دنبال ارائه براهین یا دفاعی برای خداباوری هستند که همیشه وابسته با جنبههای سیاسی نیستند. ادبیات مکتوب در این زمینه رشد چشم گیری داشته است که موجب شده جنبه های دیگر آن در این سری از مطالب، دست نخورده باقی بماند. خوانش بیشتر در این زمینه برعهده خوانندگان گرامی است؛ شما بنویسید آنچه کمبود یا کوتاهی بنده است.
i Bullivant, Stephen, and Lois Lee. A Dictionary of Atheism. Oxford: Oxford University Press, 2016, New Atheism
Also available online:
https://www.oxfordreference.com/view/10.1093/acref/9780191816819.001.0001/acref-9780191816819
ii Internet encyclopedia of philosophy, The New Atheists:
https://www.iep.utm.edu/n-atheis/
iii Bullivant, Stephen, and Lois Lee. A Dictionary of Atheism. Oxford: Oxford University Press, 2016, New Atheism
