مقدمه
اغلب افراد مسئله شر به عنوان برهانی علیه خداباوری در نظر میگیرند و صورت های مختلفی از آنرا نیز به دیدهاند. یوجین ناگاساوا1 فیلسوف خداباور اما در کتابی تحت عنوان «مسئله شر: هشت دیدگاه در گفتگو»(Trakakis, 2018)، در تلاش است ایدهای را معرفی کند که ضمن طرح بدیعی از مسئله شر آن را برای بیخدایی دردسر ساز کند. تلاش ناگاساوا در مقالهای که به عنوان «مسئله شر برای بیخدایان»(Nagasawa, 2018) طرح شده است، این است که فضیلت تبیینی خداباوری را در مقایسه با بیخدایی به نمایش بگذارد. برای درک هدف وی اما بهتر است ابتدا خلاصهای از برهان را داشته باشیم. در بخش بعدی به نقد و بررسی این برهان میپردازم.
خوش بینی وجودی
خداباوران و خداناباورانی که ضمن وجود درد، زجر و درواقع انواع شر،نگرشی خوشبینانه به زندگی داشته و موافق ادامه دادن زندگی حتی با وجود این شرور هستند هر دو در نگاه ناگاساوا در موضع «خوشبینی وجودی» هستند. هر دو این افراد اعتقاد دارند که ادامه حیات با وجود تمامی چالشها، دردها و درواقع شرور مختلفی که در نظام هستی (مانند روند پر از زجر و درد فرگشت) ارزشمند بوده و باید زندگی را حتی با وجود این عناصر نیز ادامه داد. ناگاساوا در این مورد مینویسد: « تقریباً همه خداباوران قبول دارند که در کل این یک دنیای خوب است، و در واقع، یک دنیای بسیار خوب است. از این رو، سعادت و قدردانی، از منظر دینی و خداباورانه، واکنشهای طبیعی به نظر میرسد.»(Yazdani, 2020) همچنین درباره خداناباوران نیز بیان میکند که: «به هر روی، خوشبینی وجودی تنها مختص خداباوران نیست. خداناباوران در حقیقت میتوانند آن را تصدیق کنند زیرا مستلزم هیچگونه سرسپردگی به خداباوری نیست.. تعداد کمی خداناباور وجود دارند که بسیار بدبین و هیچ انگار هستند. تا آنجا که من میدانم، بسیاری از خداناباوران، اگر نه اکثرشان، باور دارند که ما دلیل خوبی داریم که فکر کنیم دنیا رویهمرفته خوب است و ما باید خوشحال و سپاسگزار باشیم که در آن زندگی میکنیم. خوشبینانِ خداناباور معتقدند که اگرچه آنها به وجود خدا یا زندگی پس از مرگ اعتقادی ندارند، اما هنوز هم عقلانی و خردپذیر است از اینکه زنده هستند خوشحال و سپاسگزار باشند.»(Yazdani, 2020) . تا اینجا ناگاساوا صرفا شرح داده که در هر دو موضع خوشبینی وجودی حضور دارد اما آیا حفظ این نوع خوشبینی با انواع درد و شروری که در هستی وجود دارد، مطابقت دارد؟ به عبارت دیگر، چرا باید با وجود شرور مختلف در هستی به حیات ادامه داد یا حیات را ارزشمند دانست؟
شر سیستماتیک و خوشبینی وجودی
ادبیات مکتوب دسته بندی انواع شر را اغلب به دو بخش میداند. شر اخلاقی و شر طبیعی، شر اخلاقی صرفا نتیجه شری است که از عوامل اخلاقی نتیجه شده است (هولوکاست) و شر طبیعی نیز شری است که از طبیعت حاصل شده باشد و انسان در آن به عنوان عاملی اخلاقی دخیل نباشد (زلزله، سیل و ...). ناگاساوا نوع دیگری از شر را مطرح میکند و آن را شر سیستماتیک نام گذاری میکند. در نظر وی، شر سیستماتیک بنیادیتر از دیگر انواع شر است. به عبارت دیگر در این نوع شر تمرکز بر زیرساخت نظام هستی است نه عنصری اخلاقی در طبیعت و نه بخشی از رویدادهای طبیعی، بلکه در کل نظام هستی به صورتی است که از نظر سیستمی شامل درد و رنج است. تمرکز بیشتر ناگاساوا در این نوع شر سیستمی، شر زیستی این سیستم است. به عبارتی، ناگاساوا هستی را زندانی میبیند که به طور سیستماتیک به درد و رنج درگیر است و موجودات در این سیستم برای زنده ماندن خود مجبور هستند با یکدیگر رقابت کرده و با یکدیگر برای بقای خود بر سر منابع محدود به جنگ و نزاع بپردازند، سیستمی که شر اجتناب ناپذیری را نتیجه میشود. ناگاساوا بیان میکند که برای پاسخ دادن به این نوع شر نمیتوان از هیچ بخشی از طبیعت برای حل آن استفاده کرد چراکه هدف کل سیستم و درواقع نظام زیرساختی این زندان است. با وجود چنین شر سیستماتیکی چرا خداباوران و خداناباورانی که معتقد به خوشبینی وجودی هستند ادامه حیات را ارزشمند دانسته و یا خود حیات را ارزشمند میدانند؟ ناگاساوا معتقد است که این مئسلهای است که هر دو مواضع باید با آن روبرو شوند اما تصور میکند که خداباوری در حل این نوع شر امتیاز تبیینی بیشتری از خداناباوری دارد.
پاسخ دادن به شر و تبیین شر
چنانچه شخصی وجود شر را پذیرفته اما برای پاسخ دادن به این سوال که چرا شر وجود دارد، پاسخی را مظرح کند، آنگاه آن شخص به دنبال پاسخ دادن به شر است. برای مثال شر به این دلیل وجود دارد که میتواند به رشد روح انسان کمک کرده و یا به رشد شخصیت انسان کمک کند و یا هرپاسخ دیگری. نکته مهم این است که شخص در پاسخ دادن به شر به نوعی وجود آن را در نظر گرفته است و سپس به چرایی آن میپردازد. در تبیین شر اما صرفا با چرایی وجود شر روبرو هستیم. چرا به صورت سیستماتیک باید با چنین سیستمی رو برو باشیم. تحت فرض خداباوری آیا چنین سیستمی محتمل است؟ چه دیدگاه فلسفی (خداناباوری یا خداباوری) میتواند وجود شر را جدای از چرایی آن تبیین کند.
ناگاساوا اشاره میکند که بدبینان از این چالش در امان هستند چراکه آنان وجود شر را پذیرفته و خوشبینی وجودی ندارند. در سمت دیگر همچنین، کسانی مثل کامو، سارتر و دیگر وجودگرایان نیز صرفا در حال پاسخگویی به مسئله شر سیستماتیک هستند نه تبیین ان. به عبارت دیگر، آنان وجود شر را قبول کرده و درحال طرح پاسخی به آن هستند. در برهان ناگاساوا میتوان اینطور گفت که، بدبینان با قبول وجود شرور سیتماتیک پاسخی را برای این سوال دارند: چه چیز(هایی) ادامه زندگی و حیات را ارزشمند میکند. بنابراین در پاسخ به این مسئله نمیتوان دست به دامان وجودگرایی شد حداقل تا جایی که شخص خداباور در موضع خوشبینی وجودی باشد.
در ارتباط با این برهان خاص اما پرسش ناگاساوا این است که یک خداناباور خوشبین چطور میتواند به این پرسش پاسخ دهد که چرا باید حیات را ارزشمند دید و با وجود این شرور به حیات ادامه داد؟ درواقع با توجه به این خداناباور هیچ زمینه تبیینی دیگری غیر از طبیعت ندارد، تبیین این چرایی برای خداناباوران بسیار مشکل خواهد بود اما در سمت دیگر، شخص خداباور ابزار و عناصری در اختیار دارد که با استفاده از آنان، تبیین این چرایی و درواقع، موضع خوشبینی وجودی خداباور قابل توجیه میباشد (یا حداقل توجیه آن تحت خداباوری سادهتر خواهد بود). خداباور میتواند در تبیین خود از مرزهای جهان مادی عبور کند و چرایی بهتری را در تبیین خود شامل کند.(Johnson, 2019)
سوال مورد نظر این است: «چرا باید گمان کنیم که جهان سراسر خوب است و همچنین اگر وجود ما اساساً به یک سیستم بیولوژیکیِ خشونت آمیز، بی رحم و ناعادلانه وابسته باشد، که برای شماری بیرون از حد حیوانات حِسمند درد و رنج را به ارمغان میآورد، از زنده بودن در چنین جهانی باید شادمان و قدردان بود؟... هسته اصلی مسئله، ناسازگاری آشکار بین دو مضمون زیر است: (i) این واقعیت علمی که وجود ما اساساً به یک سیستم بیولوژیکیِ خشن، بی رحم و ناعادلانه وابسته است که برای بسیاری از انسانها و دیگر موجوات حِسمند درد و رنج به همراه دارد و (ii) خوشبینی وجودی که طبق آن جهان در کل جای خوبیست و ما باید برای موجودیتمان (بودنمان) در این جهان قدردان و سپاسگزار باشیم. گزینه (ii) ضمن تصدیق (i) مانند ابراز خوشحالی و قدردانی از زندگی با صورتکهای خندان میماند در حالیکه همزمان میدانیم ما روی اجساد افراد و حیوانات حِسمندِ بیشماری ایستادهایم که به طرز دردناک و زجرآوری جان خود را از دست دادهاند تا ما زنده بمانیم. کمیت و کیفیت بهایی که این افراد و حیوانات برای بقا ما باید پرداخت کنند بطرز ناموجهی زیاد بنظر میرسند.» (Yazdani, 2020)
قیاس زرد، خاکستری و ارزششناسی
ناگاساوا برای ملموس کردن مقایسه تبیین خود بین خداباوری و خداناباوری مقایسه ای را ارائه میکند. «در اینجا توضیحی روشنگر از خوش بینی وجودی ضروری است: فرض کنید چیزهای مثبت در دنیا و زندگی به رنگ زرد میباشند، در حالی که چیزهای منفی در جهان و زندگی به رنگ خاکستری است. خوش بینی وجودی میگوید اگرچه ممکن است مناطقی از جهان و زندگی مردم وجود داشته باشد که عمدتاً به رنگ خاکستری رنگ آمیزی شدهاند، در مجموع بخش بسزایی از کل تصویر به رنگ زرد رنگ شده است. خوش بینی وجودی این دیدگاه نیست که فقط بخشی از جهان که در آن ساکن هستم زرد است یا اینکه فقط زندگی من به رنگ زرد رنگآمیزی شده است. این دیدگاه دربردارنده اینست که بسیاری از مناطق دیگر جهان و زندگی بسیاری از مردم نیز به رنگ زرد رنگآمیزی شده است. حال، وجود انتخاب طبیعی نشان میدهد که این تلقی از زندگی و جهان نادرست است. اگر سطح زرد را جدا کنیم، یک قسمت زیرین بسیار بزرگِ خاکستری رنگ وجود دارد که با سیستم بیولوژیکی خشن، بی رحم و ناعادلانه مرتبط است. یعنی بخش بزرگی از جهان مادی، از جمله بسیاری از زندگیهای در آن – بر خلاف تصور اولیه – خاکستری رنگآمیزی شده است...اگر بخش بزرگی از جهان مادی و بخش اعظمی از زندگی در آن به رنگ خاکستری رنگ شود، خداناباوران باید از خوشبینی وجودی، که مستلزم این است که این اجزاء عمدتاً به رنگ زرد هستند، دست بکشند. با این حال، خداباوران، که اعتقاد ندارند جهان مادی یا زندگی در آن نمایانگر همه آن چیزهایی است وجود دارد، هنوز هم میتوانند باور داشته باشند که جهان و زندگی در آن جملگی خوب و به طور عمده به رنگ زرد نقاشی شدهاند، زیرا جهان مادی و زندگی در آن فقط بخش کوچکی از تمام واقعیت هستند...خداناباوران معمولاً فکر میکنند که جهان مادی همه آنچیزی است که وجود دارد، بنابراین گستره هستیشناسی آنها کاملاً محدود است. از طرف دیگر، خداباوران معمولاً تصور میکنند جهان مادی همه آن چیزی نیست که وجود دارد. به عنوان مثال، آنها فکر میکنند که خدا، یک موجود روحانی که فراتر از جهان مادی ماست وجود دارد، و همچنین یک زندگی پس از مرگی هست که ورای زندگی ما در جهان مادی است. بنابراین، گستره هستیشناسی آنها، به صورت معنادار و احتمالاً به طور نامحدودی وسیعتر از خداناباوران است».
هستیشناسی به عنوان فضیلت اصلی
برای ناگاساوا راه حلهای موجود برای پاسخ دادن به مسئله شر سیستماتیک برای خداباور بیشتر از خداناباور است چراکه دامنه هستیشناسی خداباوری صرفا محدود به دنیای مادی نبوده و خداباور میتواند با توسل به عناصر دیگری در هستیشناسی خود راه حل بهتری را برای این مسئله در اختیار داشته باشد. برای مثال، خداباور میتواند زندگی پس از مرگ یا پرورش روح را در پاسخ خود استفاده کند. برای مثال، در نظریه پرورش روح « درد و رنج با وجود یک خدای قادر مطلق و اخلاقاً کامل سازگار است زیرا آنها برای رشد روحانی و معنوی ما ضروری هستند. رشد معنوی از این نوع حتی برای افرادی که در جوانی میمیرند مفیدِ فایده است زیرا طبق این پاسخ، زندگی محدود به این جهان مادی نمیشود؛ ممکن است یک زندگی پس از مرگ یا تنیابیِ دوباره وجود داشته باشد.» نکته این نیست که این نظریه راه حال نهایی مسئله سیستماتیک شر هست یا خیر. مسئله این است که خداباور در پاسخ به این مسئله توانسته از جهان مادی فراتر برود (روح) و هستی شناسی غنیتر آن به خداباور کمک میکند اما خداناباور هیچکدام از این عناصررا در منابع خود در دست ندارد. در نتیجه چناچه ناگاساوا بیان میکند:
«آنچه در اینجا حائز اهمیت است این است که، جدای از موفقیت آنها، خداباوران در رابطه با مسئله وجودیِ شرِ سیستماتیک به میزان قابل توجهی در شرایط بهتری نسبت به خداناباوران قرار دارند. آنها در هستی شناسی ِخود امکانات و پشتوانههای بسیار بزرگتر و احتمالاً بینهایت بزرگتری از خداناباوران دارند که میتوانند در دفاع از خداباوری به آن متوسل شوند. خداباوران با توسل به مواردی ورای عالم مادی، مانند خدا و زندگی پس از مرگ، میتوانند رویکردهای بیشماری برای مسئله مذکور بسط دهند، رویکردهایی که خداناباوران به آنها دسترسی ندارند. از این رو، اغراق آمیز نیست اگر بگوییم مسئله وجودی شر سیستماتیک در درجه اول مسئله شر برای خداناباوران است.»(Yazdani, 2020)
منابع
Johnson, D. M. (2019). Review of The Problem of Evil: Eight Views in Dialogue [Review of Review of The Problem of Evil: Eight Views in Dialogue, by N. N. Trakakis (ed.)]. https://ndpr.nd.edu/news/the-problem-of-evil-eight-views-in-dialogue/
Nagasawa, Y. (2018). The Problem of Evil for Atheists. In The Problem of Evil. Oxford University Press. https://oxford.universitypressscholarship.com/view/10.1093/oso/9780198821625.001.0001/oso-9780198821625-chapter-7
Trakakis, N. (Ed.). (2018). The problem of evil: Eight views in dialogue (First edition). Oxford University Press.
Yazdani, H. (2020, July 14). مسئله شر برای خداناباوران. دینآنلاین. https://www.dinonline.com/16191/مسئله-شر-خداناباوران-یوجین-ناگاساوا-ت/
1 Yujin Nagasawa
