مقدمه ای به مکان، مکان سازی و ارزش شناسی-1

مقدمه

انسان در مکان قرار دارد. مکان فی النفسه جایی است که ترکیب انسان و طبیعت حضور به هم میرسانند(Relph, 1976, p. 141) باید توجه داشت که منظور از مکان، موقعیت یا ویژگی‌ای جغرافیایی نیست که بتوان صرف مطالعات آزمایشی و فیزیکی آن را فهم کرد. مکان، فضایی است که به شکلی دارای معنا است (Malpas, 2018). تصور کنید وارد تخت جمشید شده‌اید و سراسر مکان را نوشته های انگلیسی فراگرفته است به طوری که حتی دیوار نوشته ها و آنچه بر دیوارها نگاره شده نیز تغییر یافته تا محلی1 اسپانیایی را بازنمایی کنند. در چنین حالتی مشخصا هویت مکان2 است دست رفته است. به این معنا که درواقع چیزی در مکان از دست رفته که نه تنها به آن معنا می بخشید، بلکه همچنین به آن هویت میداد. مکان ها محوریت آزادی‌خواهی، مبارزه و به یاد سپردن خاطرات(Dickinson et al., 2010; Donohoe, 2014; Halbwachs, 1992; Sugg, 2003) و یا همچنین وسیله ای برای ماندگار کردن و نشان دادن قدرت و اهمیت ایده ها، افراد و ارزش های اخلاقی- فلسفی و حتی ایده اولوژی های سیاسی است(Cresswell, 2014, p. 3). نام گذاری مکان نیز نوعی در خدمت گرفتن فضا و مکان سازی3 است که میتواند از اهمیت فلسفی و سیاسی برخوردار باشد. برای مثال تغییر نام خیابان های آزینهاور به آزادی و یا آریانا به مالک اشتر در تهران و یا میدان شاه در اصفهان به میدان امام و یا همچنین خیابان فرح به خیابان حائری در شیراز.

مکان همچنین میتواند از اهمیت تاریخی، اجتماعی و حتی معنوی قابل توجهی برخوردار باشد. مکان همچنین ارائه کننده روایات فراتاریخی و بنای پیوندهای اجدادی است (Hockey et al., 2001; McHugh, 2009; Pred, 1990). در میان ادیان همه حیات‌انگار4، قبایلی وجود دارند که با اینکه اعتقادی به خدایان ندارند اما به واسطه پیوند تاریخی خود با رودخانه، کوه یا منطقه ای از زمین، به دنبال مکان سازی در آن منطقه و حفظ ارزش و محوریت هویت مکان در جهات حفظ ارزش های خود هستند (Harvey, 2005; Rambelli, 2019; Wallace, 2018; Yoneyama, 2018). فعالیت ها، ارزش ها و اموری که حس مکان5 را در مکان سازی ما قوام می بخشند. «حس مکان به پیوندهای ذهنی و عاطفی افراد و مکان اشاره دارد. «حس مکان خود را در تمایل افراد به حفظ ارتباط آنان با مکان به واسطه وابستگی فیزیکی آنها به محیط های زندگی محلی، قدردانی از جوامع و فرهنگ های محلی و/یا تعهد به مکان خود را نشان میدهد»(Chen, 2020). برای مثال، در جمهوری اسلامی مکان‌های دموکراتیک به واسطه خفقان دینی حذف شده اند و مکان‌سازی به جای اینکه اقدامات و اموری در خدمت حس مکان و مکان سازی دموکراتیک باشند، به وسیله ای برای طرح و اجرای دستورات دینی تبدیل شده است. در چنین تفکر انحصارگرایی چیزها خاصی میتوانند در جای درست نباشد، از مکان خود خارج باشند و یا حتی به طور مشخص و با ایجاد سیاست های غلط از مکان حذف شده و یا به بی مکانی6 بیانجامند. نتیجه نگرش غیردموکراتیک، بی مکانی و همگونی مصنوعی و دستوری است. وضعیتی که «محیط را خالی از اهمیت میکند و در رویکرد خود حاضر به پذیرش اهمیت مکان ها نیست»(Relph, 1976, p. 143). بی مکان شدن وضعیتی است که افراد و گروه ها در آن به طور موقت به دور هم جمع میشوند اما هیچ پیوند خاصی میان این افراد وجود ندارد (Auge, 2009)به طوری که افراد در جامعه را دچار دو زیست داشتن7 و یا دوچهره بودن میکند. از آنجایی که شخص فرصت ابراز، معناسازی و مکان سازی درست در مکان عمومی را به واسطه خفقان و عدم پیوند ندارد، شخصیت وی به طور مستقل و به دور از دیکته های سیاسی و فرمان های دستوری شکل میگیرد. شکل گیری مستقل مکان سازی و معناسازی به دور از جنبه عمومی همچنین منبع مهمی برای رشد و نگهداری از روایات خلاف حافظه8 است که میتواند پایه مقاومت، رشد و الهام بخشی به آینده و گذشته ای متفاوت از آنچه روایت شده است، باشد. درواقع، آزادی عمل در اینکه شخص بدون حجاب رفت آمد کند و یا اینکه بتواند نمادهای مذهبی یا غیرمذهبی را در لباس، ظاهر و یا امور دینی/غیردینی در رفتار خود را، در مکانی وارد کند، نشان دهنده شناخت و گشودگی به اهمیت فضاهای دموکراتیک و ارائه شانس مکان سازی و وارد کردن معنا به حیات بشری است. بی مکانی با بی اهمیت شدن و نوعی از بیهودگی یا از دست رفتن پیوند همراه است (Castree et al., 2013, p. 375).

سوگیری مکانی

چنانچه مکان خاصی را برمکان دیگری ترجیح دهیم، دچار سوگیری مکانی هستیم. شخص ممکن است در سوگیری مکانی خود مکان‌های بی تحرک 9را بر مکان های متحرک10 ترجیح دهید و به این واسطه سکون و تغییر ناپذیری مکانی را مطلوب تر از متحرک بودن آن بیابد. در تفکر بی تحرکی در مکان، هرچند که مکان تاحدی تغییر میکند اما آورده های ارزشی، معنایی و اموری معنا بخش در مکان را نمیتوان با انتقال به مکان دیگری حفظ کرد به این معنا که مکان سازی در حرکت، جهانی شدن و مدرن شدن، از بین میرود گویی که با مکانی متفاوت روبرو هستیم. پیوند مکانی برای این دسته از متفکران از اهمیت بالایی برخوردار است(Buttimer, 1980; Relph, 1976). در این تفکر ریشه، پایه و مکان بر در جریان بودن، متغییر بودن و متحرک بودن برتری دارد. در سمت دیگر چنانچه تصور کنیم رفتارها، ارزش ها و زندگی روزانه مردم هویت مکان، حس مکان و مکان سازی را به دنبال خواهد داشت، آنچه به آن در ادبیات مکتوب عادت گفته میشود، در واقع این عادت های ما هستند که به واسطه آنان در امور روزمره خود در پس فهم مکان و دست یابی به حس مکان میرسیم. متحرک بودن در اینجا به معنای غلبه کردن به فاصله ای است که به واسطه عادات به دلیل دوری از مکان و از دست دادن پیوندمکانی در افراد ایجاد شده است (برای مثال نگاه کنید به (Seamon, 1980; Tsing, 2011) و همچنین در رابطه با تغییر و درگشت مکان (Jacobs, 1992). در چنین تفکری تغییر، سکون و تغییر ناپذیری مکان نیست که مشخص میکند چه چیزی در چه مکانی میتواند یا نباشد باشد(مانند افراد بی حجاب در جمهوری اسلامی)، بلکه این عادات افراد است که آشنا نبودن فردی به آنان برای مکانی خاص، میتواند وضعیت امور را طوری جلوه دهد که گویی شخص خارج از مکان بوده و به آنجا تعلق ندارد (مانند شخصی که در تلاش است با هدیه دادن گوشت خوک در ماه رمضان افطار دهد). نکته این است که عادات مطرح شده در مکان برآمده از مکان هستند نه در پیوند با عنصری خارج از خود (برخی بیان کرده اند که رابطه میان پیوند مکانی و محرک بودن تا حدی در دسته اول نیز، هرچند به طور محدود تر، بیان شده است، در نگرش نویسنده اما چنین نگرشی بیش از اندازه مصالحه گری میکند. در اینباره نگاه کنید به (McIntyre et al., 2006, pp. 23–26).

تنزیل مکانی11

چنانچه دارای سوگیری مکانی باشیم، مستلزم پذیرش تنزیل مکانی هستیم. برای مثال، چنانچه تصور کنیم، حرم یکی از امامان شیعه یا خانه خدا مکان برتری از دیگر مکان هاست، دیگر مکان ها را در ارتباط با این مکان از اهمیت پایین تری میبینیم. نگرش های تنزیل مکانی آورده اخلاقی و ارزشی دارند. برای مثال، شخص ممکن است اعتقاد داشته باشد که بوسیدن بخش های مختلف حرم و یا ماسک نزدن در مکان های خاصی، خالی از مشکل و ایراد است به این واسطه که هویت مکان را به طوری مقدس یافته و آن را عاری از بیماری و کمبود میداند. مشخص است که تنزیل مکانی چنانچه فاقد ملاحظات کافی باشد و یا دلبخواهی ایجاد شود، نه تنها مشکل ساز است بلکه میتواند برای سلامت شخص و جامعه نیز خطرناک باشد. چنین چیزی به این معنا است که در بادی امر اصل عدم دلخواهی برقرار12 است به این واسطه که نمیتوان بدون دلیلی مطلوب میان مکان های مختلف یکی را بردیگری ترجیح داد. سوگیری مکانی می‌بایست به واسطه ملاحظاتی مانند عادات، هویت مکان، پیوند مکان و امثال آن در دفاع از موضع خود نگرشی را ارائه کند که تنزیل مکانی مستلزم آن به این واسطه موجه شود.

پایان بخش اول

تصور میکنم این مختصر برای بخش اول کافی است. در بخش دوم به تنزیل فضایی، مقیاس و مکان و ارتباط آنان با مکان سازی و معنای زندگی میپردازیم. در بخش سوم رابطه این موضوع را با براهین اختفای شر، معنای کیهانی و مسئله شر بررسی میکنیم. در بخش چهارم را بطه مکان را با بدنمندی13، اخلاق جنسی و ارتباط آن با مکان سازی بررسی کرده و ملاحظاتی را برضد گشت ارشاد، حجاب اجباری و معنا بخش بودن یا هویت ساز بودن سیاست های اسلامی شرح می‌دهیم. در بخش پنجم، درباره ادبیات معنای کیهانی و خوشبینی وجودی مختصری را بیان میکنم. در آخرین بخش، ملاحظات مطرح شده در مطالب دیگرم در ارتباط با هماهنگی فیزیکی-روانی را با این مطالب پیوند داده و چهارچوبی طبیعت گرایانه برای ارزش شناسی مکان معرفی خواهم کرد. این مطلب در آینده در برخی واژه ها، اضافه شدن برخی منابع و پانوشت ها به روز خواهد شد.

منابع****

Auge, M. (2009). Non-Places: An Introduction to Supermodernity (J. Howe, Trans.; 2nd ed. edition). Verso.

Buttimer, A. (1980). The Human Experience of Space and Place. Croom Helm.

Castree, N., Kitchin, R., & Rogers, A. (2013). A Dictionary of Human Geography. OUP Oxford.

Chen, J. (2020). Sense of place. In A. Kobayashi (Ed.), International Encyclopedia of Human Geography (2nd ed., pp. 147–151). Amsterdam.

Cresswell, T. (2014). Place: An Introduction. John Wiley & Sons.

Dickinson, G., Blair, C., & Ott, B. L. (2010). Places of Public Memory: The Rhetoric of Museums and Memorials. University of Alabama Press.

Donohoe, J. (2014). Remembering Places: A Phenomenological Study of the Relationship between Memory and Place. Lexington Books.

Halbwachs, M. (1992). On Collective Memory (L. A. Coser, Trans.; 1st edition). University of Chicago Press.

Harvey, G. (2005). Animism: Respecting the Living World. Wakefield Press.

Hockey, J., Penhale, B., & Sibley, D. (2001). Landscapes of loss: Spaces of memory, times of bereavement. Ageing & Society, 21(6), 739–757. https://doi.org/10.1017/S0144686X01008480

Jacobs, J. (1992). The Death and Life of Great American Cities (Reissue edition). Vintage.

Malpas, J. (2018). Place and Experience: A Philosophical Topography (2 edition). Routledge.

McHugh, K. E. (2009). Movement, memory, landscape: An excursion in non-representational thought. GeoJournal, 74(3), 209–218.

McIntyre, N., Williams, D., & McHugh, K. (2006). Multiple Dwelling and Tourism: Negotiating Place, Home and Identity. CABI.

Pred, A. (1990). Making Histories And Constructing Human Geographies: The Local Transformation Of Practice, Power Relations, And Consciousness (1st edition). Routledge.

Rambelli, F. (2019). Spirits and Animism in Contemporary Japan: The Invisible Empire. Bloomsbury Publishing.

Relph, E. C. (1976). Place and Placelessness. Pion.

Seamon, D. (1980). Body-Subject, Time-Space Routines, and Place-Ballets. In The Human Experience of Space and Place. Routledge.

Sugg, K. (2003). Migratory Sexualities, Diasporic Histories, and Memory in Queer Cuban-American Cultural Production. Environment and Planning D: Society and Space, 21(4), 461–477. https://doi.org/10.1068/d366

Tsing, A. L. (2011). Friction: An Ethnography of Global Connection. In Friction. Princeton University Press. https://doi.org/10.1515/9781400830596

Wallace, M. I. (2018). When God Was a Bird: Christianity, Animism, and the Re-Enchantment of the World. Fordham Univ Press.

Yoneyama, S. (2018). Animism in Contemporary Japan: Voices for the Anthropocene from post-Fukushima Japan. Routledge.


1 Locale

2 Place identity

3 Place making

4 همه حیات انگاری (animism) با همه روان انگاری (panpsychism) منطقا سازگار است اما پذیرش اولی مستلزم پذیرش دومی نیست.

5 Sense of place

6 Placelessness

7 Double life

8 Counter memory

9 نگرش Sedentarist که گاهی آن راfixity نیز می‌نامند.

10 Mobile/ mobility که در ابیات اغلب با نگرش های مرتبط با locale و cosmopolitan همراه است.

11 Place discounting

12 Non-arbitrariness principle

13 Embodiedness

اشکان مهر روشن