هیچ مشکلی نیست: نقد پادشاهی هم زمان با زیست در سیستم پادشاهی؟

درباره یک نقد بد به منتقدان پادشاهی

در پاسخ به یک نقد بد به منتقدان پادشاهی

مقدمه

یکی از انتقادی های امروزی به کسانی که به دور از تفکرات دولت محور هستند و اقدامات دولتی، مانند جنگ، سانسور در خدمت خیر خواهی یا پلیس اخلاقی به نمایندگی از مردم را موجه نمیدانند، این است که گاها بیان میشود چطور میتوانند در فضایی دولت محور زیست کرده اما به آن انتقاد کنند و یا آن را ناموجه بدانند؟ این تفکر در پاسخ به منتقدان پادشاهی مدام تکرار میشود به این شکل که چطور ممکن است فلان شخصی که در کشوری پادشاهی زندگی میکند یا در کشوری است که از پیشینه پادشاهی دارد (مثلا انگلستان، سوئد و غیره)، ادعا به ناموجه بودن یا نامطلوب بودن آن کند؟ متاسفانه چنین تفکری از لحاظ فلسفی کارایی ندارند چرا که استفاده در نقش کارکرد را با استفاده در نقش موجه کردن باور خلط کرده است. اولین مورد استفاده از چیزی به عنوان ابزاری در جهت ارائه توجیه عقلانی باور است و دومین نقش استفاده از چیزی به عنوان توجیه باور در خدمت صادق بودن است. استفاده ما از عناصر مختلف در نقش کارکردی آن، هیچ مشارکتی در توجیه عقلانی باور ندارند، بلکه صرفا وسیله برای روشن کردن توجیه باور است. نکته این است که اساسا نقش کارکردی نمیتواند دوری باشد چراکه اساسا نقش آن در خدمت موجه کردن باور «نیست».

یک نقد بد: در خلط کارکرد و توجیه

برای شفاف کردن مقصود ما کافی است مثالی را در نظر بگیریم. تصور کنید که قصد ثابت کردن وجود کیبورد کامپیوتر به مخاطب خود را داریم. تصور کنید که تنها راه ارتباطی ما به واسطه حروف الفبا است و در تلاش برای موجه کردن باور خود، مبنی بر اینکه کیبورد وجود دارد، براهین بسیاری را به مخاطب خود رائه میکنیم. هدف براهین اثبات وجود کیبورد است. در این حالت، میتوان بیان کرد که ما از کیبورد استفاده میکنیم تا باور به وجود آن را موجه کنیم اما نقش استفاده ما از کیبورد تماما کارکردی است. در این روند هیچگاه از این گزاره که «کیبورد وجود دارد» به عنوان گزاره ای در براهینی استفاده نکرده ایم که نتیجه میگیرد کیبورد وجود دارد و باور من موجه است، بلکه مقدماتی که در برهان خود استفاده میکنم چیزی است که نقش موجه کردن دارد. بنابراین، موجه کردن باور من به وجود کیبورد «دوری» نیست هرچند که از کیبورد در طرح دلایل خود برای موجه بودن باورم استفاده کرده ام. استفاده من از کیبورد نه برای موجه کردن باور خود، بلکه به عنوان وسیله برای کارکرد در ارائه توجیه است. اکنون باید مشخص باشد که ارائه دلیل در ناموجه بودن تفکر دولت محور، از سمت کسی که خود در موقعیت دولت محور است (حال آن موقعیت پادشاهی باشد، جمهوری اسلامی یا تفکری مارکسیتی)، نوعی متناقض گویی یا پیش فرض موجه بودن برای سیستمی نیست که وی در آن زندگی میکند به طوری که وی با پیش فرض گرفتن آن، تفکری دوری ارائه دهد چرا که با اینکه شخص در طرح تفکر یا زیست خود از عناصر دولت محور استفاده کرده است، اما استفاده ابزاری وی از آنان در طرح اندیشه، نقش موجه سازی ندارند. بنابراین، اشخاص منتقد بر تفکر دولت محور میتوانند بدون تفکر دوری یا متناقض گویی درکشورهای پادشاهی باشند، در سیستم های دولت محور باشند (جمهوری اسلامی یا مارکسیسم) اما در نقد آنان تقریر برهان کنند چرا که وجود آنان در این کشورها یا استفاده آنان از عناصر مختلف در چنین جامعه ای هیچگاه نقش موجه سازی ندارد – هیچکدام از آنان مقدمه ای نیست که وارد براهین آنان شود، بلکه صرفا وسیله ای برای ارائه براهین آنان است. از این رو است که شخصی که منتقد پادشاهی است میتواند بدون هیچ متناقض گویی یا پیش فرض گرفتن تفکر دولت محور در تعهدات خود، آن را به نقد کشیده و برضد آن برهان ارائه دهد حتی اگر در کشوری پادشاهی زندگی کند. در هیچ مرحله ای از ارائه برهانِ انتقادی، استفاده شخص از ابزارها یا محل زندگی خود، مشارکتی در صدق نتیجه یا عدم صدق باور وی ندارد.

عاقبت به خیر: سقراط به مدل ایران اینترنشنال

این نقد را بسیار در مصاحبه های ماهواره ای در هنگام بحث درباب رضا پهلوی و جریان پهلوی شنیده ام و همچنین مدام آن را در صحبت های خود با اهل طرفدار پهلوی در کشورهای اسکاندیناوی شنیده ام اما وقت آن است که این نقد را بازنشسته کنیم. چنین نقدی در این سطح کاری نیست و میبایست از تکرار آن خودداری کرد. در آینده به بررسی چند نقد مشابه دیگر از این دسته خواهم پرداخت.

اشکان مهر روشن