داده ها، تبیین و گزاره های مشترک

مقدمه

چنانچه امروز سهم بیشتری از براهین در فلسفه بین دیدگاه های مختلف شکل استنتاج به بهترین تبیین یا احتمالات بیضی (برخی آنرا بیزی نیز ترجمه کرده اند) به خود گرفته اند، آشنایی بیشتر با آنچه از دیدگاه های مختلف به عنوان انتظارات یا پیش‌بینی های آنان برمی‌آید نیز میتواند ما را در تقریر براهین های موافق، مخالف و البته برسی آنان یاری کند. قصد من از کاربرد انتظار میرود درواقع احتمال پیشین است. احتمال پیشین یک فرضیه در این حالت، هیچ ارتباطی با مشاهدات مستقیمی که مورد بحث هستند ندارد و درواقع صرفا برآمده از انتظاراتی است که از خود دیدگاه برمی‌آید البته که ممکن استگاهی  به مشاهدات گذشته وابسته باشند. (Jeffreys, 1961,2003 Reprint, p. 57) برای بررسی احتمالات پیشین، نیازی هب در نظر گرفتن داده های موجود نداریم و درواقع، احتمالات پیشین ، احتمالات فرضیه ها پیش از ورود اطلاعات میباشند. (Huber, 2019, p. 109)

برای بررسی احتمال دیدگاه ها، ابتدا  احتمال پیشین را با تکیه بر گزاره های برآمده از آنان بررسی کرده و سپس با توجه داده های موجود، برای بالا بردن یا پایین آوردن احتمال پسین اقدام میکنیم. چنانچه مشاهدات و مدارک موجود، هماهنگ با احتمال پیشین باشد، میتوانیم احتمال پسینی دیدگاه را به عنوان تاییدی برای آن بالا ببریم و برعکس. برای در نظر گرفتن مدارک اما برخی قوانین و قواعد را باید در نظر گرفت. برای مثال، همیشه باید تمام مدارک را برای تقریر برهان های احتمالی یا استنتاج به بهترین تبیین در نظر گرفت. در غیر اینصورت، ممکن است شخص به اشتباه تصور کند که هیچ مدرک مهمی توسط گزاره های برهان نادیده گرفته نشده است درحالی که که واقعا مدارک مخالف نادیده گرفته شده اند. (Hurley, 2012) در این مختصر اما قصد من بررس این قوانین نیست.

گزاره های مشترک

نکته مهم این است که در این روش تمرکز ما به مشخص کردن صدق یا کذب کلی دیدگاه ها نیست و قصد ما صرفا مقایسه احتمال داده های موجود بین دیدگاه های مختلف میباشد. اجازه دهید با یک مثال شروع کنیم. از آنجایی که در طبعیت‌گرایی خدایان، شیاطین یا دیگر عناصر فراطبیعی وجود ندارند که در جهان تاثیر گذاشته یا در قوانین طبیعت دخالت کنند، انتظار پیشین ما از جهان هستی، مشاهده جهانی بی تفاوت به وجود درد و رنج موجود است. بنابراین تحت طبیعت گرایی، انتظار نخواهیم داشت که داده های قابل توجهی در جهت دفع شر یا نقض بی تفاوتیِ طبیعت نسبت به درد و رنجِ موجود را مشاهده کنیم. درواقع انواع مختلف براهین شهودی شر برآمده از همین نوع نگرش هستند. (برای مثال، (Draper, 2012) (Draper, 1992)) با توجه به این شرح (هرچند مشخصا ناپخته)، آشنایی با انتظاراتی که طبیعت گرایان از دیدگاه های خود دارند، میتواند ما را در بررسی، تقریر یا پاسخ دهی به اعتراضات مختلف یاری دهد. متاسفانه اکثر اوقات دفاعیات خداباورانه دست به دامان گزاره هایی میشوند که قابل قبول طبیعت گرا به عنوان مقدمات یک برهان نیستند و یا اصلا بخشی از گزاره هایی نیسند که تصویر کلی این مکتب را ارائه میدهند.در این حالت، داده هایی برای بیان انتظارات و یا برای ارائه تبیین انتخاب میشود که تشکیل دهنده بخشی از طبیعت گرایی نیستند. برای مثال، سوینبرن فیلسوف مسیحی چنین می‌نویسد که: با توجه به آنچه گفته شد، «صدق گزاره های مورد استفاده باید توسط کسانیکه با نتیجه آن مخالفت میکنند، پذیرفته شده باشد. براهین بسیار زیادی برای وجود خدا وجود دارد که کالا بی‌فایده هستند، چراکه هرچند که گزاره های آنان معتبر هستند اما همین گزاره ها توسط کسانیکه {در مواضع متفاوت} پیرامون ادیان استدلال میکنند، پذیرفته شده نیست». ( Swinburne, 2004, p. 6) بنابراین، نیاز به تکیه کردن به داده های مختلفی داریم که در رقابت با یکدیگر در صدد تبیین مشاهدات ما هستند.

داده‌ها

«هنگامی که فضیلت های تصاویر کلی رقیب را میسنجیم، یکی از ملاحظات اولیه این است تا چه اندازه تصاویر کلی رقیب میتوانند داده ها را به خوبی تبیین کند. داده چیست؟ با توجه به شرح ما از تصاویر کلی، معقول ترین چیزی که میتوان گفت این است که داده ها تمام چیزهایی هستند که مورد اختلاف بین دیدگاه های رقیب نیستند، بنابراین چنین ادعایی، داده است و برای هر ادعایی، اگر آن ادعا بین تصاویر کلیِ رقیب مشترک نباشد، آنگاه آن ادعا یک داده نیست.

با توجه به اختلافی که درحال پرداختن به آن هستیم، تصور کنید که خداباوران ادعا میکنند که (a) برخی اتفاقات معجزه آسا رخ داده است و (b) این رخدادها باید به عنوان نتیجه اعمال خدایان نبییم شود. اگر بیخدایان تکذیب کنند که چنین چیزهایی رخ داده است – و ندانم‌گرایان بر اینکه آیا این حوادث رخ داده اند یا نه، قضاوت خود را تعلیق کرده باشند – آنگاه نباید این ادعا را به عنوان امتیازی مرتبط با خداباوری در نظر گرفت که برای رخداد این حوادث تبیینی را ارائه میدهد، بلکه رخدادن این حوادث خود تنها بخشی از مخالفت بین خداباوران، ندانم‌گرایان و بیخدایان است. البته در این میان چیزی هست که تمام بیخدایان، ندانم‌گرایان و خداباوران با آن موافق هستند- اینکه، گزارش هایی مبنی بر رخداد این حوادث و دیگر حوادث معجزه آسا وجود دارد – و این داده ای است که در بررسی تطبیقی بیخدایی،ندانم‌گرایی و خداباوری به حساب می‌آید.

با توجه به اختلافی که درحال پرداختن به آن هستیم، تصور کنید که بیخدایان ادعا میکنند که (a) صدها میلیون سال درد و رنج برای حیوانات وجود داشته است و (b) اینکه بهترین تبین برای این درد و رنج این است که این ها نتیجه انتخاب طبیعی هستند. اگر خداباوران تکذیب کنند که صدها میلیون سال درد و رنج برای حیوانات وجود نداشته است یا اینکه اگر ندانم‌گرایان قضاوت خود را بر درد و رنج آنان تعلیق کنند، بنابراین این توضیح نباید به عنوان امتیازی برای بیخدایی در نظر گرفته شود که تبیینی را برای درد و رنج حیوانات ارائه داده است. در عوض، رخداد درد و رنج حیوانات خود بخشی از اختلاف بین بیخدایان، ندانم‌گرایان و خداباوران است. البته چیزهایی بیشتر از این مورد توافق بیخدایان، ندانم‌گرایان و خداباوران هستند، یعنی اینکه اعضای متخصص آکادمی ملی علوم تماما اعتقاد دارند که صدها میلیون سال درد و رنج برای حیوانات وجود داشته است – و این خود یک داده است که توضیح دادن آن در بررسی تطبیقی بیخدایی، ندانم‌گرایی و خداباوری به حساب می‌آید.

نباید اینگونه تصور شود که تمام آنچه من به آنها «داده» میگویم، عاقبت تبیینی در  حداقل برخی از تصاویر کلی خواهند داشت: ممکن است ادعاهایی وجود داشته باشند که در تمام تصاویر کلی بدوی باشند. ویژگی ذاتی داده ها این نیست که در برخی تصاویر کلی درواقع تبیینی وجود دارد که باید در محاسبه تطبیقیِ فضیلت های نظری آنان را در نظر گرفت؛ بلکه ویژگی ذاتی داده ها این است که، آنها هدفی بالقوه در تبیینی هستند که در محاسبه تطبیقیِ فضیلت هایِ نظری، در نظر گرفته میشوند.» (Oppy, 2018, pp. 25-26)

با توجه به اینکه پیش از این به فضیلت های تبیینی پرداخته ام ونکاتی را نیز پیش از این درباره آنان بیان کرده‌ام، در اینجا از تکرار آنان پرهیز میکنم. هرچند که خواندن آنان را به دلیل ارتباط تنگاتنگ میان آنان و این بخش را به خواننده توصیه میکنم.

منابع

Swinburne, R. (2004). The Existence of God (Second Edition ed.). Oxford University Press.

Draper, P. (1992). Probabilistic Arguments From Evil. Religous Studies, 28, 303-317.

Draper, P. (2012). Evolution and the Problem of Evil. In M. Rea, & L. P. Pojman (Eds.), Philosophy of Religion: An Anthology (pp. 315-327). Wadsworth, Cengage Learning.

Huber, F. (2019). A Logical Introduction to Probability and Induction. Oxford University Press.

Hurley, P. J. (2012). A Concise Introduction to Logic (11 ed.). Wadsworth, Cengage Learning.

Jeffreys, H. (1961,2003 Reprint). Theory of Probability (Third ed.). Oxford University Press.

Oppy, G. (2018). Atheism and Agnosticism. Cambridge University Press.

اشکان مهر روشن