طبیعت‌گرایی در فلسفه – مقدمه ای به زبان ساده

طبیعت‌گرایی امروزه در فلسفه به موجی تبدیل شده است که تنوعی از افکار و اندیشه ها را به خود جذب کرده است. در این پست قصد دارم معرفی مختصری از این دیدگاه فلسفی را ارائه دهم. باید توجه داشت که آنچه در این بخش بیان میشود به هیچ عنوان شرحی کامل از طبیعت گرایی نیست. برخی مطالب تنها برای سادگی با چنین اختصاری آمده است و مشخصا نباید انتظار داشت که تمام ظرافت بحث در این متن کوتاه رعایت شده باشد. تمرکز اصلی من در این پست تنها بر چیستی این اندیشه و همچنین انواع مختلف آن است که تحت عناوین طبیعت‌گرایی هستی‌شناختی و طبیعت گرایی روش‌شناختی- شناخته میشوند.

مقدمه

 طبیعت گرایی در حالت تاریخی با سه فاکتور شناخته میشود. البتد اینکه فلسفه باید به علم نزدیک تر شود، دوم اینکه هیچ چیزی فرای از طبیعت وجود ندارد (جن،فرشته کوتوله های افسانه ای، خدایان،شیطان و...) و در نهایت اینکه برای فهم اینکه چه چیزی واقعی است باید از علم استفاده کردi. این نوع تعریف اما نه در دنیای معاصر راه به جایی نمیبرد بلکه ناپخته و سطحی است بلکه با آنچه در دنیای معاصر ماست بسیار فاصله دارد. امروزه میتوان طبیعت گرایی را بدون علم‌گرایی دیدii (این دیدگاه که تنها راه رسیدن به واقعیت، از راه علم است)، بدون فیزیکالیسمiii (اینکه تنها چیزی که وجود دارد، چیزهای فیزیکی هستند که با ترکیبات مختلف، چیزهای مختلفی را مانند مغز، اعصاب،درد و لذت و.. بوجود می آورند )و دیگر انواع متنوع طبیعت‌گرایی. با توجه به این تنوع در دیدگاه های طبیعت گرایی نمیتوان انتظار داشت که تعریفی کاملا مشخص از طبیعت گرایی ارائه داد. باید توجه داشت که صرف استفاده از طبیعت گرایی نمیتوان فرض کرد که معنای آن چیست، طبیعت گراها در مواضع مختلف فلسفی این واژه را به شکل‌های متفاوتی میفهمند و بنا به اینکه نقش علم در فلسفه چه چیزی است، دنیای واقعی را چگونه باید شناخت و ... به اشکال متفاوتی آنرا تعریف میکنندiv. به دلیل اینکه بسیاری از فلاسفه مشتاق استفاده از طبیعت گرایی هستند؛ تلاش میکنند تا مواضع خود را به شکلی به ان نزدیک کنند. کسانیکه تمایلات طبیعت گرایانه پر رنگ تری دارند، تعاریف سخت سر و محدود تری ارائه میدهد و کسانیکه خود را در زمره طبیعت گرایان می‌بینند ولی تمایلات کمرنگ تری دارند نیز با ارائه تعاریف بازتر و کلی تری مشتاق هستند تا مواضع خود را با طبیعت گرایی هم سو کنندv. در این پست تلاش من بررسی چکیده مختصری از آنچیزی است که میتوان به صورت مشترک در طبیعت گرایی و انواع آن دید. بنابراین به جای رصد کردن تنوع طبیعت گرایی، قصد من ارائه تصویر کلی از مواضعی است که در ابتدا ازآن‌ها یاد شد.

طبیعت گرایی هستی شناختی

همانطور که از اسم آن بر می آید، طبیعت‌گرایی هستی شناسی تمرکز خود را بر آنچه وجود دارد میگذارد. آنان اغلببه این اندیشه گرایش دارند که هیچ چیزی وجود ندارد که توانایی اثر گذاری بر دنیای فیزیکی را داشته اما خود فیزیکی نباشد. یکی از اندیشه های محوی طبیعت گرایی هستی شناختی آن است که تمامی موجودات زمانی – مکانی یا باید با موجودات فیزیکی برابر باشند یا از نظر متافیزیکی برآمده از عناصر فیزیکی باشند. انگیزه اصلی این نوع طبیعت گرایی نیاز به تبیین این مسئه است که چگونه ممکن است  موجودات خاص، آثار یا یا معلول های فیزیک داشته باشند. تعجب برانگیز نیست که اکثر متفرکان معاصر نسبت به قلرو روانی و ذهنی دیدگاهی فیزیکالیستی اختیار میکنند. در این نوع طرح از طبیعت‌گرایی  فقط آن مقولاتی که واجد آثار فیزیک هستند مستقیما در این نوع استدلال قرار میگیرند. بنابراین طبیعت گرایی مشکلی باآنچه  فاقد اینگونه ویژگی ها هستند، ندارد. برای مثال، مقولاتی که شامل تحقق قلمرو های ریاضیاتی یا حقایق منطقی باشند. آنچه طبیعت گرا انکار میکند این است که نوعی ذهن،روح، روان یا چیزی از این قبیل خارج از ذهن ما وجود دارد که میتواند بر دنیای فیزیکی تاثیر بگذاردvi. طبیعت‌گرایی هستی‌شناسی در توضیح هستی هرگونه توسل به فراطبیعت را برای ارائه توضیحی از واقعیت رد میکند. با اینکه فراطبیعی در این اندیشه جایی ندارد اما میتوان راهی غیر مستقیم را تصور کرد که در طبیعت گرایی به فراطبیعت رسید، بتوان تاثیرات عناصر فراطبیعی بر دنیای طبیعی را نشان دادvii (برای مثال به شکلی که هیچ توضیحِ طبیعی را نتوان برای آن یافت است.) لازم به ذکر است که با اینکه طبیعت گرایان بیخدا هستند اما بیخدایان میتوانند طبیعت گرا نباشند. در بررسی ها و کاوش های فلسفی، این دسته در تلاش هستند تا مطابق با یافته ها و روش های علمی پیش بروندviiiix برای مثال در فلسفهی زیست الیوت سوبر و فیلیپ کیچر را میتوان مثال زدx در علوم شناختی و فلسفه ذهن گادرفری اسمیتxi و البته دنیل دنت را میتوان نام برد.  این تکیه بر علوم نیز باعث شده تا اغلب آنان را در زمره تجربه گرایان دیدxii.

طبیعت‌گرایی اما بیش از بی اعتقادی به خدایان ،شیطان و دیگر عناصر فراطبیعی است. طبیعت گرایی در رشته هایی چون معرفت شناسی، فلسفه زبان، علوم اجتماعی و روانشناسی فرگشت نیز سهم قابل توجهی در ادبیات مکتوب دارد. یکی از فضیلت های بزرگ طبیعت گرایی سادگی آن هنگام توضیح دادن اطلاعات موجود میباشد. طبیعت‌گرایی توانایی توضیح پدیده های هستی را با ارائه فرض های کمتر و به دنبال آن با خطای کمتری دارد. این فضیلت در ذات خود از نوع استنتاج به بهترین نوع تبیین است. تیغ اوکام بیان میکند که نمیتوان فرض‌ها را بدون دلیل مطلوب افزایش داد و به دنبال آن در میان توضیحات موجود، باید توضیحی را انتخاب کردکه بتواند اطلاعات موجود را با فرض های کمتری توضیح دهدxiii. در میان فاکتور های توضیحی میتوان به برخی از آنان اشاره کرد که شامل سادگی، سازگاری با اطلاعات قبلی، قدرت پیش بینی پذیری و دامنه پوشش اطلاعات در توضیحِ ارائه شده است.

طبیعت گرایی روش شناختی

این دسته از طبیعت گرایان در مرکز توجه خود به رابطه علم و فلسفه می پردازند. درواقع طبیعت گرایی روش شناسانه بیشتر از اینکه درباره وجود داشتن یا نداشتن چیزی باشد، درباره این است که در فلسفه باید ازچه متد و روش شناسی استفاده کردxiv. در نظر انان فلسفه و علم به دنبال حقایق ترکیبی هستند. حقایقی که به گونه ای راجع به دنیای واقعی هستند و برای درستی آنان نیاز به تجربه دارید (حقایق ترکیبی). این دسته از طبیعت گرایان غایات مشابهی را در فلسفه و علم دنبال مکینند و به همین خاطر نیز روش های مشابهی را به کار میگیرندxv. با اینکه فلاسفه دیدهای متفاوتی به علم دارند اما باید اعتراف کرد که هرچه باشد، حتی آن فلاسفه ای که نسبت به علم تردید دارند باید بپذیرند که یافته های علمی گاهی دلالت فلسفی دارند. فلاسفه ای که خود را در این دسته میبینند با اینکه خواهند پذیرفت که تفاوت هایی میان فلسفه و علم وجود دارد، اما خواهند گفت که این تفاوت ها بالنسبه ظاهری هستند. آنها خصوصا استدلال خواهند کرد که این تفاوت ها در اهداف یا روش ها رخ نمیدهند، بلکه صرفا به واسطه آن سربرمی‌آورند آاکه تمرکز فلسفه و علم بر مسائل متفاوتی استxvi. علوم تجربی پایه خود را در طبیعت گرایی روش شناختی دارد. در علوم تجربی اغلب صحبتی درباره وجود داشتن یا نداشتن فراطبیعی نمیشود بلکه تنها بیان میشود که از آنجایی که علوم تجربی توانایی آزمایش،تست واندازه گیری فراطبیعی را ندارد، علوم تجربی مجاز به استفاده از آنان نیز نیستند حداقل تا زمانی که بتوان از وجود آن اطمینان کافی کسب کرده و روش مناسبی برای بررسی فراطبیعت یافتxvii. بنابراین علوم تجربی نه فرض میگیرند که فراطبیعت نیست و نه فرض میگیرند که فراطبیعت وجود دارد، بلکه تنها تا زمانی که پاسخ این سوال به سمت فراطبیعت گرایی و درستی ان مشخص شود، از وارد کردن عناصر فراطبیعت گرایی به تئوری ها و توضیحات علمی خود از هستی خودداری میکنندxviii. در این موضع علم با واقعیت دنیای فیزیکی و علّی که قابل آزمایش و پیش بینی است پیش میرود.xix در دید برخی فراطبیعی‌گرایان میتوان طبیعت گرایی روش‌شناختی را با خداباوری و یا نوعی از تعالی گرایی تطبیق داد چراکه طبیعت گرایی روش شناختی در خود ضدیتی با فراطبیعت‌گرایی نداردxx. دلیل اینکه در هیچ تئوری علمی جایی برای خدایان،شیاطان یا جن و از این قبیل عناصر فراطبیعی نسیت، همین است.

i الکس روزنبرگ از علم گرایانی است که چنین موضعی را در طبیعت گرایی دارد. موضع وی تاکید بسیاری بر علم گرایی دارد. برای اطلاعات بیشتر:

Rosenberg, Alex. (2011). The atheist’s guide to reality. New York: W. W. Norton & Co.

ii Naturalism without Scientism by P. Kyle Stanford in The Blackwell Companion To Naturalism, edited by Kelly James Clark, P 91.

iii Naturalism without physicalism? In Understanding Naturalism, Jack Ritchie, 2008, P 134.

iv Smith, Joel and Sullivan, Peter, Transcendental Philosophy and Naturalism, P 11

vمدخل طبیعت گرایی در دانشنامه فلسفه استنفورد، انتشارات ققنوس، نوشته دیوید پاپینو، ترجمه حسن امیری‌آرا، درآمد

vi مدخل طبیعت گرایی در دانشنامه فلسفه استنفورد، انتشارات ققنوس، نوشته دیوید پاپینو، ترجمه حسن امیری‌آرا، طبیعت گرایی هستی شناختی

vii دانشنامه بریتانیکا

viii در این مورد بیشتر فلاسفه از کواین نقل میکنند که فلسفه باید در امتداد علم باشد

Quine, W. V. O., Ontological Relativity and Other Essays, Columbia University Press, New York, 1969. P 126

ix دیوید پاپینو از کسانی است که در کتاب خود به تفصیل به طبیعت گرایی هستی شناسی و موضوعات دخیل در ان پرداخته است. به این منظور میتوانید به اثر وی

Papineau, David. (1993). Philosophical naturalism. Oxford: Blackwell

مراجعه کنید

xدر اینباره برای اطلاعات بیشتر به آثار زیر مراجعه کنید

Sober, Elliott, The Nature of Selection: Evolutionary Theory in Philosophical Focus, University of Chicago Press, Chicago, 1993.

Sober, Elliott, Philosophy of Biology, 2nd edition, Westview Press, Boulder, CO, 2000.

Kitcher, Philip, In Mendel’s Mirror: Philosophical Reflections on Biology, Oxford, University Press, Oxford, 2003

xi Godfrey-Smith, Peter, Complexity and the Function of Mind in Nature, Cambridge University Press, Cambridge, 1996.

xii در اینباره و بخصوص درباره فلسفه های پسینی و تجربه گرایی میتوانید به نوشته

José Ignacio Galparsoro

در اثر زیر مراجعه کنید

Galparsoro, José Ignacio, Cordero, Alberto, Reflections on Naturalism,Galparsoro, José Ignacio, Cordero, Alberto , P 30-32.

xiii بهترین نمونه در این مورد مقایسه مورد به موردی است که گرام آپی در کتاب خود بهترین استدلال بر ضد خدا رائه میدهد. وی در این کتاب موارد سادگی ، دامنه توضیحی و همچنین رقابت آنان با دیدگاه فراطبیعی را بررسی کرده و استدلال میکند که طبیعت گرایی توضیح ساده تری را برای هستی میدهد.

Oppy, Graham, The Best Argument against God, Palgrave Pivot ,2013

xiv در این خصوص میتوانید به کتابچه روش شناسی فلسفی آکسفورد مراجعه کنید

Cappelen, Gendler, Hawthorne ,The Oxford Handbook of Philosophical Methodology, Oxford University Press, 2016. P 147.

xv Smith, Joel and Sullivan, Peter, Transcendental Philosophy and Naturalism, P 12

xvi مدخل طبیعت گرایی در دانشنامه فلسفه استنفورد، انتشارات ققنوس، نوشته دیوید پاپینو، ترجمه حسن امیری‌آرا، طبیعت گرایی روش شناختی

xvii Rosenhouse, jason, Among the Creationists: Dispatches from the Anti-Evolutionist Front Line , Oxford, University Press, Oxford, 2012, P 116

xviii Fales, Evan, Divine Intervention: Metaphysical and Epistemological Puzzles, Routledge, 2009, Chapter 1, Introduction

xix Ellis, R. John , How Science Works: Evolution: A Student Primer , P 97

xx در میان این تلاش ها میتوان اثر گریفین را نام برد که در آن وی درصدد است تا میان اندیشه دینی و طبیعت گرایی علمی مرز مشترکی ایجاد کند تا فضای تعهدات دینی را نیز حفظ کند:

Griffin, David Ray, Religion and Scientific Naturalism: Overcoming the Conflicts , P 82

اشکان مهر روشن