توضیح و تبیین – فضیلت های توضیحی، دامنه و عمق

در بخش قبل به چیستی توضیح و اجزای آن و همچنین بررسی تفاوت توضیحات و براهین با یکدیگر پرداخته شد.  در بخش حاضر بررسی خود از فضیلت های توضیحی را آغاز میکنم. فضیلت های توضیحی ویژگی هایی هستند که با بهره گرفتن از آنان میتوان کیفیت توضیحات موجود را در رقابت با یکدیگر مشخص کرد. در کلی ترین حالت، هرچه فضیلت های توضیحی در یک توضیح بیشتر باشد، توضیح ارائه شده نیز مطلوب تر است. برای بررسی کیفیت توضیحات در قیاس یا رقابت آنان با یکدیگر، فضیلت های توضیحی به هرشکلی که طرح شده باشند، باید به همان شکل در تمام توضیحات رقیب بررسی شوند. البتهباید توجه داشت که بحث توضیح و ملاک فضیلت های توضیحی چنان عمیق و گسترده است که پرداختن به تمام عناصر و برخی موارد بحث برانگیز آن از تمرکز سری پست های حاضر خارج است. معرفی فضیلت های توضیحی را با معرفی دو فضیلت گستردگی و عمق توضیح شروع میکنم.

گستردگی(دامنه)

توضیحات برای روشن کردن داده های موجود باید توانایی پوشش حداکثری داده ها را داشته باشند به شکلی که درستی توضیح دهنده های آنان احتمال وجود توضیح خواه را تا حد قابل توجهی افزایش دهد. البته باید توجه داشت که انتظار ما پوشش کامل داده ها نیست بلکه هدف فراهم کردن بیشترین پوشش ممکن از داده هاست.

عمق

توضیحات در کنار داشته دامنه ای مطلوب میتوانند دارای عمق باشند. درواقع توضیحاتی دارای عمق بیشتری هستند که توضیح دهنده آنان توانایی پاسخ به «چرایی» بیشتری را در سطوح مختلفی داشته باشند. برخی برای کمک به درک بهتر عمق، از آن به عنوان مفهومی هستی‌گرایانه (existentialist) یاد میکنند.i

برای فقهم بهتر عمق توضیحی، رشته ای از چراهای مختلف را میتوان در نظر گرفت که عمیق بودن توضیحات میتواند به آنان پاسخ دهد:

  • «چرا A»
  • «چون B»
  • «چرا B»
  • «چون C»
  • «چرا C»
  • «اینقدر سوال نپرس!»

هرچه توضیحات عمیق تر باشند، توانایی پاسخ دادن به سوالات «چرایی» بیشتری را دارند.

در این دسته میتوان برخی تئوری هایی علمی که ساختار عمیقی دارند را نیز شامل کرد. برای مثال، نیوتن، کپلر و گالیله را در نظر بگیرید. کپلر با استفاده از داده های جمع آوری شده توسط تایکو براهه توانست درباره حرکت سیارات به نکته مهمی دست پیدا کند و توانست برخی نکات در حرکت سیارات را با استفاده از سه قانون توضیح دهد. سال‌ها بعد نیوتون نشان داد که چگونه گردش هایی که کپلر آنان را مشاهده کرده بود، خود توسط قانون جاذبه قابل توضیح هستند. بنابراین قوانین نیوتن عمیق تر از کپلر بود. اگر به این دامنه سقوط اجسام در زمین را ، چنانچه گالیه آنان را توضیح داده بود، اضافه کنیم خواهیم داد که قوانین نیوتن، توضیحات گالیله را در دامنه خود در بر میگیرد. بنابراین توضیحی عمیق و گسترده است.ii

i D. Haig, Brian, The Philosophy Of Quantitative Methods, Oxford University Press, 2018, p 121

ii این مثال را مدیون جان دِیـنِر هستم

اشکان مهر روشن