پیش از دوران گراهام آپی و جان مکی در میان فلاسفه نامدار خداناباور، نام کوئنتین اسمیت برای بسیاری آشنا بود. به خوبی به خاطر دارم که کتاب وی با فیلسوف مسیحی ویلیام لین کریگ «بیخدایی،خداباوری و کیهانشناسی مهبانگ»(Craig & Smith, 2003) که حاصل مناظره آنان درباره بود، به سرعت تبدیل به منبعی برای مواضع مختلف در فلسفه دین شد. آثار اسمیت درباره فلسفه زمان و ارتباط آن با فلسفه زبان(Jokić & Smith, 2003; Oaklander & Smith, 1994; Smith, 1993; Smith & Oaklander, 1995) و همچنین تمرکز وی بر فلسفه فیزیک از جمله پله های آغازین در وارد شدن فلسفه زمان به رشته های مختلف در فلسفه بود. کوئنتین اسمیت متولد 1952 نیویورک بود. وی مدتی را به تدریس پرداخت اما تنفر وی از تدریس تا حدی بود که بعد از مدتی تدریس را کنار گذاشت و کار خود را به عنوان یک محقق مستقل ادامه داد. وی مدتی را به تدریس در دانشگاه وسترین میشیگان گذراند و بیش از 140 مقاله در موضوعات مختلف به چاپ رساند. نگرش آغازین وی به فلسفه اما برآمده از تفکر اگزیستانسیالیسم بود که حاصل آن اولین کتاب وی درباره معنا در جهان بیخدا بود.(Smith, 1986) کتابی که نامزد جایزه بهترین کتاب فلسفی سال 1985-1986 شد و توسط دانشگاه پِردو به چاپ رسید. دانشگاهی که اسمیت مدتی را به عنوان پژوهشگر در آن گذراند (1989-1990). اسمیت مدرک کارشناسی خود را در سال 1974 از کالج انتیاک و هاروارد گرفت و کارشناسی ارشد (1975) ودکتری خود (1977) را نیز از کالج بوستن گرفت. اسمیت مدتی به عنوان ویراستار نشر پرومیتوس فعال بود و بر انتشار کتب فلسفی و ادبیات سکولار نظارت داشت. وی در مجموع 10 کتاب مختلف را به تنهایی و یا با همکاری دیگران به صورت مجموعه مقالات ویراستاری شده به چاپ رساند. وی همچنین دوبار برنده جایزه راکِـفِـلِر برای بهترین کتاب فلسفی شد که توسط یک محقق مستقل از داشگاه نوشته شده است.
آنچه باعث برجسته شدن اسمیت در میان فلاسفه شد، ابتدا منظاره وی با فیلسوف مسیحی بیل کریگ بود و سپس نظرات وی درباره زمان، علیت و نسبیت انیشتین. در این زمینه نیز وی با فلاسفه نامدار دیگری در این حوزه تامل کرد. برای مثال نرمن اوکلندر، پلانتینگا، مایکل تولی و حتی جان جک اسمارت فیلسوف معروف خداباناور استرالیایی در میان این افراد بودند. آخرین کتاب وی درباره فلسفه زمان، انیشتین و نظریه نسبیت درسال 2008 توسط انتشارات راتلج با همکاری کریگ به چاپ رسید(Craig & Smith, 2008) و آخرین مقاله وی نیز تلاشی برای تبیین طبیعت گرایانه هستی بود که در سال 2008 در مجموع مقالاتی به انتشارات بلکول به چاپ رسید.(Copan & Meister, 2008) بی شک آثار اسمیت در آینده نیز تاثیر گذار بوده و راهنمای بسیاری از فلاسفه خواهد بود. خبر در گذشت وی همچنینی خاطر تلخ در گذشت دیگر فیلسوف خداناباور و فعال حوزه طبیعتگرایی، مایکل ماریتن بود که اغلب در کتب مختلف خود، «ناممکن بودن خدا» و «نامحتمل بودن خدا»، فضایی را برای قلم زدن اسمیت حفظ میکرد.
شخصیت اسمیت همیشه یکی از جنبههایی است که درباره آن به چشم میخورد. اسمیت به نقاشی و شعر علاقه فراوان داشت و اغلب تلاش میکرد با فرار از تدریس که آنرا اتلاف وقت میدانست، به موضوعات فلسفی و علایق خود بپردازد. کریگ و دوست نزدیک وی ویلیام ولیسِلا از بیش نظمی و شخصیت غیر متعارف آن نقل کردند. ولیسلا درباره وی چنین میگوید که اسمیت بعد از طلاق از همسر دوم خود، به مدت یک سال با وی زندگی میکرد که در طول این مدت، بی نظمی روزانه و همچنین بی تفاوتی اسمیت به دارایی های مادی خود را بیش از پیش نشان میداد. ولیسیلا، خاطره ای را در اینباره بازگو میکند که زمانی که کوئنتین در لکسینگتون مشغول به کار بود شخصی دیگر با همین نام در بانکی که اسمیت حساب داشت، صاحب حساب بود و برای مدت قابل توجهی پرداختی های اسمیت به حساب این شخص واریز میشد تا اینکه از مدتی، اسمیت این اشتباه پرداختی را به آن شخص گوشزد میکند. کریگ نیز از روزی میگوید که برای رفتن به مناظره و برنامه ای تلوزیونی با اسمیت قرار بود هر دوی آنان به آمریکا بروند اما اسمیت تنها هنگام رسیدن به فرودگاه متوجه شد که پاسپورت خود را فراموش کرده و نتیجه مناظره این شد که به جای اسمیت، یک داشنجوی دکتری فلسفه جای وی را در این برنامه تلوزیونی بگیرد. اسمیت با اینکه منتقد کریپکی و سومز نیز بود اما لحن تند آنان را نادرست میدانست و اعتقاد داشت که با اینکه نقدهایی بر مخالفان خود نوشته اما در میان این افراد بهترین دوستان وی نیز حضور دارند و شیوه بیان انتقادی فلسفه را نباید به عنوان مبنی تنفر از شخص برداشت کرد. اشخاصی مانند فیلوسف زمان، اوکلندر و کریگ. به دلیل تنفر وی از تدریس و کلاس، اسمیت غالبا وقت خود را به خودآموزی در کتابخانه میگذراند و از این رو نیز برخی واژهها را به شکلی عجیب تلفظ میکرد.
با اینکه اسمیت بیشتر در فلسفه علم و زمان قلم میزد، اما طبیعتگرایان را به جدی گرفتن فلسفه و فلاسفه دین تشویق میکرد و کسانی که از آن بیاطلاع بودند را سرزنش میکرد.(Smith, 2001) مقالات و دیدگاه های وی درباره زمان بدون شک مدتها زمینه پژوهشهای بیشتر در ماهیت زمان، واقعیت زمان و ارتباط آن با فلسفه زبان خواهد بود. آثار وی در تاریخ بیخدایی و اندیشه طبیعتگرایی صاحت امتیاز ویژه ای هستند و امیدوارم که بتوان برگردان فارسی آثار وی را نیز به زودی شاهد باشید.
Copan, P., & Meister, C. V. (Eds.). (2008). Philosophy of religion: Classic and contemporary issues. Blackwell Pub.
Craig, W. L., & Smith, Q. (2003). Theism, atheism, and big bang cosmology. Clarendon Press.
Craig, W. L., & Smith, Q. (Eds.). (2008). Einstein, relativity and absolute simultaneity. Routledge.
Jokić, A., & Smith, Q. (Eds.). (2003). Time, tense, and reference. MIT Press.
Oaklander, L. N., & Smith, Q. (Eds.). (1994). The New theory of time. Yale University Press.
Smith, Q. (1986). The felt meanings of the world: A metaphysics of feeling. Purdue University Press.
Smith, Q. (1993). Language and time (1st issued as an OUP paperb). Oxford Univ. Press.
Smith, Q. (2001). The Metaphilosophy of Naturalism. Philo, 4(2), 195–215.
Smith, Q., & Oaklander, L. N. (1995). Time, change, and freedom: An introduction to metaphysics. Routledge.
