استنتاج به بهترین تبیین – مقدمه

****بخشی از تمرکز من در این وبگاه ، معرفی پایه ها و مفاهیم است که هر از گاهی درباره آنان مینویسم . در این سری پست های قصد دارم تا سیری در ادبیات مکتوب این نوع از استدلال داشته باشم . امیدوارم که این سیر برای علاقمندان مفید باشد. لازم به ذکر است که بخش هایی که به آنان خواهم پرداخت، اختصاری از ایده های اصلی ادبیات موجود در این زمینه است. بخش معرفی را میتوان خلاصه ای از خوانده های من، خلاصه ای از کتب یا ادبیات موجود دانست که مشخصا به هیچ عنوان مطالعه ای تکمیلی در این زمینه نیست و تحقیق و مطالعه بیشتر در این زمینه بر عهده علاقمندان است. در این بخش از معرفی فکر میکنم بتوان با تکیه بر چکیده ای از فصل ابتدایی کتاب داگلس والتون  (Douglas Walton - Abductive Reasoning(2005)) به معرفی این نوع از برهان پرداخت.

مقدمه

در آغاز بهتر است برای پیش زمنیه خود نیاز به تعریف انواع استدلال داریم. در ادامه نیز باتوجه به تعاریف انواع این براهین تفاوت آنان با استدلال به بهترین تبیین را بررسی مکینم. برهان استنتاجی، برهانی است که اگر گزاره های آن درست باشند، صدق نتیجه آن نیز ضروری است. درباره برهان استقرایی نیز میتوان گفت که برهانی است که در آن ادعا میشود درستی گزاره ها، اشتباه بودن نتیجه را نامحتمل میکندi. احتمالی که از آن در استقرا صبحت میشود اما در بیشتر کتب شکل مختلفی به خود می‌گیرد. محبوب‌ترین انتخاب در این باره امروز استفاده از احتمالات یبضی است. تفسیر بیزی از احتمالات اعتقادات را در سطوح مختلفی از عقیده در باره رویداد ها میبیند. فرمو ل بیز را ،توماس بیز کشیش انگلیسی  در سال 1763 پیدا کرد. مقاله اصلی وی برای سال ها مورد توجه قرار نگرفت اما بعد از باز چاپ آن تا حدی تاثیر گذار بود که به ایجاد رشته آمار بیزی منتهی شدii. قضیه بیز امروزه در فلسفه، احتمالات، هوش مصنوعی و حتی علم اعصاب نیز کاربرد دارد. ایده استدلال به بهترین تبیین برای برخی مانند دیگر اشکال برهان شناخته شده نیست. گفته شده **چارلز سندرز پیرس1**کسی بوده که واژه Adbuction را (درفارسی به استدلال فرضیه ای2) ابداع کرده است که بیشتر با عنوان استدلال به بهترین تبیین شناخته میشود اما والتون میگوید خود این گفته نیز خالی از شک نیست چراکه برخی هارمن3 را ابداع کننده این واژه در سال 1965 میدانندiii. از براهینی که بدان ها اشاره شد بهترین تبیین، از ضعیف ترین آنها میباشد. با این حال اما مانند استقرا و تمثیل، استفاده از آن برای ساخت فرضیه های علمی، فلسفی و یا حتی توضیح پدیده های روزانه ای که با آنان سروکار داریم، چنان زیاد است که نمیتوان فواید آنرا به خصوص در قدرت توضیح دهنده آن را در علم اعصاب، فلسفه، حقوق یا هوش مصنوعی نادیده گرفت. با استفاده از تبیین به بهترین توضیح از روندی که در حالت کلی برایمان آشناست ، انتظار حرکت به سمت حالت دیگری را داریم.

تبیین به بهترین توضیح

برای نمونه اگر در یک روز برفی رد پاهایی را در پیاده رو بیابید، استدلال میکنید که این ها رد پای شخصی است که ازمعبر گذر کرده است.کاراگاهی که مانند شرلوک هولمز مدارک و اطلاعات را به صورت انباشه به نتیجه میرساند تا مقصر پرونده ای را بیابد نیز در حال استفاده از بهترین تبیین است. مثال دیگری نیز استفاده از گواه شاهدان استiv، البته هنگامی که توضیح محتمل تری که خلاف آنچه آنها نقل میکند را در دست نداشته باشیم. تعریفی که سندرز از تبیین ارائه میدهد بر اساس توضیحی است که از اطلاعات موجود یا یافته های در دست بیان میشودv. والتون برای واضح تر کردن نوع برهان شرح بنزین زدن شخصی را میگوید:

  • چرا به سمت پمپ بنزین میری؟
  • چون باک ماشین تقریبا خالیه
  • از کجا میدونی؟
  • چون عقربه سوخت روی داشبورد اینو نشون میده و منم خیلی وقته که بنزین نزدم

این برهان نیز دنبال کننده شکلی است که سندرز از ان صحبت کرد. راننده در این سناریو دو توضیح دارد. اول ، عقربه سوخت است که با اینکه ممکن است شکسته باشد اما اینکه وی مدت زیادی است برای ماشین سوخعت نخریده است، توضیح وی را معقول تر میکند. خلاصه بگوییم، بهرین توضیح از حقایق موجود نشان دهنده تقریبا خالی بودن باک ماشین است. سندرز در تعریف خود از استقرا به شدت با میل4 مخالف است. استقرا در نظر وی با شروع از یک تئوری، اسقرا با توجه به پیش بینی ها وآنچه مشاهده شده است، تلاش میکند تاجایی که ممکن است موافقتی که بین واقعیت و تئوری است را نشان دهدvi. تبیین به بهترین استدلال اما برای وی به عنوان توضیح و فرضیه است. تعریف دقیق وی این است که«استدلال فرضی پروسه تشکیل فرضیه ای توضیحی است»vii. بنابراین در نظر وی این استدلال از نظر قدرت آن حتی قبل از استقرا می‌آید. سندرز مثال هایی از باستان شناسی و فزیک نیز ارائه میدهد که نشان دهنده استفاده مداوم علم از این نوع برهان است. وی همچنین استنتاج به بهترین توضیح را از اشکال منطقی استدلال میداند. در استدلال زیر C گزاره یا مجموعه ای از گزاره هایی است که در دست داریم و A گزاره دیگری است که میتواند این حقایق را توضیح دهد:

صورت برهان استنتاج به بهترین تبیین  از دید سندرز

گزارهCمشاهده شده که نیاز به تعریف دارد.

*اما اگرAدرست باشد،Cتوضیح داده خواهد شد.*

بنابراین ، محتمل است کهAدرست باشد.

ممکن است فکر کنید که شباهت این استدلال به استقرا بسیار زیاد است. در این صورت شاید بهتر باشد که آنچه سندرز خود در اینباره گفته است  توجه کنیم. تفاوت بزرگ بین استقرا و استدلال فرضیه ای این است که در استقرا با توجه به آنچه مشاهده شده ، برای اینده برهانی ارائه میدهیم اما در بهترین تبیین درواقع چیزی متفاوت از آنچه مستقیما میبینیم را گزاره خود قرار میدهد و میگوید که تنها با درست بودن این گزاره میتوان اطلاعات موجود را توضیح داد. درواقع همانطور که والتون میگوید، در برخی موارد به واقع انچه در دست داریم ترکیبی از استقرا و تبیین به بهترین توضیح است. با این حال اما نباید فراموش کرد که تفاوت هایی نیز در بین این براهین وجود دارد مانند آنچه بدان اشاره شد و همچنین قدرت منطقی آنان.

فاکتورهای توضیحات در استنتاج به بهترین توضیح

استنتاج به بهترین توضیح برای مدتی در فلسفه علم نادیده گرفته شد، والتون اهمیت دوباره آنرا هماهنگ با افزایش اهمیت هوش مصنوعی میداند. آنچه هم برای ادامه این سری از پست ها و هم برای آشنایی با این صورت از استدلال جالب است، نقل والتون از دیدگاه جفرسون- جفرسون (نام فامیلی هردو نویسنده یکی است) استviii. آنها نه تنها مثال‌هایی از کاربرد این نوع برهان در محاسبات کامپیوتری و رشته های دیگری میدهند. بلکه در طرح موضوع این برهان از سندرز پیشی گرفته و در برخی موارد به سمت و سوی جدیدی میروند. والتون بدین شکل صورت تبیین به بهترین توضیح را در نظر جفرسون-جفرسون توضیح میدهد:

D**مجموعه ای از اطلاعات است.

فرضیه*H،Dرا توضیح میدهد.*

هیچ فرضیه دیگری نمیتواندDرا به خوبیHتوضیحدهد.

بنابراین احتمالاHدرست است.

در نظر آنها این قضاوت که یک نظریه تا چه حد محتمل بوده و برای نتیجه مناسب است اما باید بررسی شود و از این جهت نیز تبیین به بهترین توضیح از براهین استنتاجی و استقرایی متفاوت است. در نظر آنان باید 6 فاکتور را برای تقریر موفق این برهان بررسی کرد، چراکه از نظر آنان احتمال درستی نتیجه وابسته این شش فاکتور است:

  • تا چه حد فرضیه H از دیگر فرضیه ها برتری دارد.
  • مستقل از دیگر توضیحات ، فرضیه H به خودی خود چقدر مطلوب است (هنگام قبول کردن یک فرضیه باید محتاط بود. حتی اگر این فرضیه بهترین فرضیه موجود باشد، ممکن است خود این فرضیه به تنهایی به حد کافی معقول نباشد)
  • قابل اعتماد بودن اطلاعات موجود
  • تا چه حد میتوان اعتماد به نفس داشت که تمام توضیحات دیگر در نظر گرفته شده اند ( جست و جو برای توضیحات دیگر تا چه حد دقیق بوده است)
  • ملاحظات عملگرایی شامل بهای اشتباه بودن و منفعت درست بودن فرضیه
  • نیاز به رسیدن به یک نتیجه تا چه حدی است، بخصوص با توجه به امکان جست و جو برای مدارک بیشتر قبل از تصمیم گیریix

1 Charles sanders Pierce

2 واژه معادل بر گرفته از فرهنگ اصطلاحات فلسفه تالیف پرویز بابایی است.

3 Harman

4 John Stuart Mill

i Hurley, Patrick J. 2000. A Concise Introduction to Logic. 7th ed. Belmont, Calif.: Wadsworth. P. 33

ii این بخش به شکلی بازگفتاری از صفحه 188 از کتاب آمار و احتمالات مقدماتی ، چاپ سی و سوم، نوشته جواد بهبودیان است

iii Harman, Gilbert. 1965. The Inference to the Best Explanation. Philosophical Review 74:88-95.

 هارمن در متن خود هیچ اشاره ای به سندرز نمیکند

iv Harman, Gilbert. 1965. The Inference to the Best Explanation. Philosophical Review 74:88-89.

v Peirce, Charles S. 1965 II . Collected Papers of Charles Sanders Peirce. Vol. 2, Elements of Logic, ed. Charles Hartshorne and Paul Weiss. Cambridge, Mass.: Harvard University Press. p. 375.

vi  Peirce, Charles S.. 1965 V. Collected Papers of Charles Sanders Peirce. Vol. 5, Pragmatism and Pragmaticism, ed. Charles Hartshorne and Paul Weiss. Cambridge, Mass.: Harvard University Press. p. 105

vii  Peirce, Charles S. 1965 II . Collected Papers of Charles Sanders Peirce. Vol. 2, Elements of Logic, ed. Charles Hartshorne and Paul Weiss. Cambridge, Mass.: Harvard University Press. p. 374

viii Josephson,John R., and Susan G.Josephson. 1994. Abductive Inftrence: Computation, Philosophy, Technology. New York: Cambridge University Press.

ix قبلی صفحه 14

اشکان مهر روشن