پاسخ های بسیاری به پرسش ارزششناسانه درباره خدا وجود دارد. اما تابحال ادبیات مکتوب در درجه اول بر دو پاسخ اصلی تکیه کرده است. اولین آنها ضدخداباوری است، دیدگاهی که وجود خدا بد است (یا خواهد بود)، و موافق خداباوری که در آن وجود خدا خوب است (یا خواهد بود). دیدگاه های کمتر بررسی شدهتری نیز وجود دارند: ندانمگرایی نماینده موضعی است که ما در حال حاضر در موقعیت معرفتی مناسبی برای پاسخ دادن به سوال ارزششناسانه نیستم. خنثیگری اظهار میکند که وجود خدا هیچ تاثیر ارزشی بر جهان ندارند. در نهایت، سکوتگرا بیان میکند که سوال ارزششناسانه در اصل غیرقابل پاسخ است.
راه های بیشتری برای تقسیم بندی پاسخ های کلی بالا وجود دارد. قضاوت های وسیعارزششناسانه درباره کلی ارزش جهان هستند. قضاوت های خاص ارزششناسانه درباره ارزش وضعیت های خاصی در جهان هستند. قضاوتهای غیرشخصی آنهایی هستند که هیچ ارجاعی به افراد ندارند. این تقسیم بندی ها در طول تمام این دسته ها لحاظ میشود به شکلی که میتوان قضاوتهای وسیع شخصی وجود داشته باشند، قضاوت های وسیع غیرشخصی، قضاوتهای خاص شخصی و قضاوتهای خاص غیرشخصی. در کتاب حاضر بیشترین توجه من بر دفاع از انواع خاص و وسیع ضدخداباوری شخصی است، این دیدگاه که وجود خدا یا از برخی جنبه ها یا در کل برای برخی افراد بدتر است. همیشه واضح نیست که آیا نویسندگان توسط «شخصی» در این موضع به یک فرد خاص توجه دارند یا چند فرد یا هر شخصی. همانطور که در بخش دوم نشان خواهم داد این تمایز گاها بسیار مهم است. جدول کرای (Kraay, 2018, p. 9) کمک شایانی در شفاف سازی پاسخهای ارزششناسانهای که تابحال شناسایی شدند، میکند:
هرکدام از مواضع ارزششناسانه میتوانند به همین شکل که موضع موافقخداباوری در ستون فوق تقسیم شده است، در جدول بالا به بخش های دیگری تقسیم شود.
نگرانی خلافامکان: آیا پرسش ارزششناسانه معقول است؟
یکی از نگرانیهای معمول درباره ارزششناسی خداباوری براساس خلافامکانات مطرح میشود. این مشکل از جنسی است که میتواند هرگونه بحث درباره پرسش ارزششناسانه درباره خدا را تهدید کرده و متوقف کند. کاهین چنین توضیح میدهد که «تاجایی که بسیاری از مواضع فلسفی موارد ناممکن را توضیح میدهند...، ممکن است که پرسشهای سنجشی ما هیچ جوابی نداشته باشند – اینکه برای مثال، خداباوری واقعا یک جایگزین واقعی را بیان نمیکند که شاید خوب یا بهتر باشد».(Kahane, 2012, p. 36) این همچنین نگرانی بیان شده از سمت دانیل جانسون در نقدی تند است که درباره مجموعه ویراستاری شده، آیا خدا اهمیت دارد؟ مقالاتی درباره عواقب خداباوری (2018) به چاپ رسیده است. جانوسن اینطور مینویسند که مظارکت کنندگان در این مجموعه مقالات «اغلب درباره تعاریف مراقب هستند و اینکه به نوعی مسئله خالی از ارزش بودن گزاره های خلاف واقع را هنگامی که مقدم آنان کاذب است را، کنار گذاشتهاند. (2018). به نظر میرسد که جانسون همین امر را دربادی امر دلیلی میداند که نسبت به محتوی تمام مقالات این مجموعه شکاک باشد.
در نظر من این مسئلهای است که جانسون در ذهن دارد: برای خداباوران ضرورتگرا، هر گزاره شرطی که عدم وجود خدا را به عنوان مقدم خود داشته باشد، یک خلافامکان بوده که بدیهی است درست باشد. گزاره شرطی مرتبط در اینجا چیزی شبیه به این است: اگر خدا وجود داشته باشد، آنگاه جهان بهتر (یا حنثی یا بدتر) خواهد بود. اما اگر خدا ضرورتا وجود داشته باشد، آنگاه هر گزاره شرطی با عبارت «خدا وجود دارد» به عنوان مقدم بداهتا صادق است. در سمت دیگر، اگر بیخدایی ضرورتگرا درست باشد، آنگاه هر گزاره شرطی با عبارت «خدا وجود ندارد» به عنوان مقدم، بداهتا صادق است. ایده اصلی این است که اگر چنین باشد هیچ پیشرفتی درباره سوال ارزششناسی حاصل نمیشود.
راه دیگری برای فهم این مشکل این است که خداباور نمیتواند ارزش یک جهان خداباورانه را با یک جهان بیخدا مقایسه کند چراکه برای خداباور ضرورتگرا، جهان های بیخدایی ناممکن هستند. پرسش ارزششناسی را نمیتوان در وهله اول طرح کرد. عکس همین قضیه نیز برای بیخدایان (ضرورتگرا) صادق است.
در ادامه، به صورت مختصر شش راه مختلف در پاسخ به این نگرانی را بررسی خواهم کرد. این راهها به این شرح هستند: (1) پذیرفتن سکوتگرایی درباره پرسش طرح شده؛ (2) ارزش گذاری ناممکن های متافیزیکی؛ (3) تکذیب ضرورت خدا؛ (4) رد کردن معناشناسی لوئیس/استالناکر درباره خلافامکانات؛ (5) استفاده از تجزیه شناختی؛ (6) فهم مقایسه های مرتبط به عنوان جهان های معرفتی ممکن. گزینه های 1 تا 3 به دلایلی به نظر قانع کننده نمیرسند. اما 4 و 5 بیش از دیگر گزینه ها امیدوارکنندهتر هستند. در نهایت، استدلال میکنم که حتی اگر کسی 1 تا 5 را رد کند، 6 راه حلی ساده است که بحثبرانگیز نیست. کسانی که اعتراض خلافامکان را به عنوان یک اعتراض قاطع پیش میکشند، چیز زیادی برای یادگرفتن دارند اگر برخی راه حل های مختلف موجود را در نظر بگیرد.
منابع
Kahane, G. (2012). The Value Question in Metaphysics. Philosophy and Phenomenological Research, LXXXV(1), 27–55.
Kraay, K. J. (2018). Invitation to the Axiology of Theism. In K. J. Kraay (Ed.), Does God Matter? Essays on the Axiological Consequences of Theism (pp. 1–36). Routledge.
