پیش از این به این نکته اشاره کرده ام که فرگشت دارای هدفی نهایی نیست، روندی بی ذهن و بدون مقصد است. در این پست اما تلاش من پرداختن به افسانه دیگری است که در ادبیات آفرینش باوری توسط برخی برای مقاصد دینی گاها تکرار شده است. در نوعی از این افسانه فرگشت هدفدار است و هدف آن نیز تولید موجودات هوشمند یا رسیدن به هوشمندی است. پیش از این به این نکته اشاره کرده ام که فرگشت دارای هدفی نهایی نیست و بنابراین در اینجا به شرح چرایی آن نمیپردازم بلکه تمرکز اصلی من در این بخش بر رسیدن به هوشمندی در فرگشت است.
«مکانیسم داروین تنها میتواند سازگاری های محلی با محیط ایجاد کند که به شکل بی جهت در طول زمان تغییر میکنند، بنابراین در تاریخ زندگی، هیچ هدف یا مسیری مترقی را وارد نمیکند.»i
درواقع دلیل خلاق بودن فرگشت دقیقا بدین خاطر است که هیچ چیزِ از پیش مقرر شده ای وجود ندارد و به همین خاطر است که همه چیز میتواند تصادفا تغییر کند.ii این نوع افسانه نیز به دنبال نوعی هدف یا غایت انگاری در فرگشت است چراکه تصور میکند هوشیاری چیز ارزشمندی در فرگشت است اما فرگشت و روند آن در انتخاب طبیعی هیچ ارتباطی با ارزشمندی یا مطلوب بودن در نظر شخصی ما ندارند. این تغییرات به صورت تصادفی و بی ربط با خوب بودن، بد بودن یا بی تفاوت بودن آنان صورت میگیرد (از آنجایی که تغییرات بسیار کوچک هستند، روند انتخاب طبیعی شانسی نیست).iii به عبارتی میتوان گفت که دی ان ای دارای هیچ مفهومی یا شعوری پیشین درباره سکانس هایی که میتوانند آنرا در این ورند سازگار کنند یا نه، ندارد و آنچه در فشگت شاهد آن هستیم، بیشتر شبیه روندی امتحان و خطا، کوتاه مدت و از پایین به بالاست.iv اگر تا اینجا مشخص نباشد، اکنون باید مشخص باشد که:
داشتن هوش بالا تنها یک راه برای زنده ماندن در جهان است؛ راه های دیگری زیادی وجود دارند: سرعت برتر، شنوایی، بینایی، بویایی، مهارت های جاخالی دادن، پنجه، دندان ها و... . .vهیچ چیزی در فرگشت وجود ندارد که ضامن ظهور هوش یا هوشمندی باشد و هیچ چیزی درباره هوشمندی آنرا تبدیل به هدف فرگشت نمیکند چراکه هوشمندی تنها یک نوع سازگاری و یک نوع نتیجه روند فرگشتی است. همانطور که روس به نقل از دیرین شناس جک سپکوسکی1 بیان میکند:
«من هوش را به عنوان تنها یک نوع از انواع متنوع سازگاری در میان مهرهداران برای بقا میبینم. فکر میکنم، دویدنِ سریع در یک گله هنگامی که بشدت احمق باشید سازگاری بسیار خوبی برای بقاست.»vi
بنابراین، باید مشخص باشد که هوشمندی یا رسیدن به هوشیاری در فرگشت، تنها یک نوع توانایی حاصل از فرگشت برای سازگاری در بقا برای گونه هاست و نه هدف فرگشت. فرگشت تضمین کننده گونه ها نیست و درواقع فرگشت اصلا به دنبال حفظ یا پیشرفت دادن گونه ها نیست.
1 Jack Sepkowski
i Gould, Stephen Jay. “Introduction.” In Carl Zimmer, Evolution: The Triumph of an Idea. London: William Heinemann, 2002.
ii Young Matt, Edis Taner, Why Intelligent Design Fails: A Scientific Critique of the New Creationism, Rutgers University Press, 2004, p 150.
iii Dawkins ,Richard, The Oxford Book of Modern Science Writing, 2008, p 18.
iv Carl Sagan, Ann Druyan, Shadows of forgotten ancestors: a search for who we are, Ballantine Books,1993, p 128.
v Shanahan, Timothy, The Evolution of Darwinism: Selection, Adaptation, and Progress in Evolutionary Biology, Cambridge University Press, 2004, p 272.
vi Ruse, M. Monad to Man: The Concept of Progress in Evolutionary Biology, Cambridge, MA: Harvard University Press, 1996, p 486.
