مقدمه
براهین عملی1 در فلسفه بر اساس نتایج و تاثیرات حاصل از باور داشتن به برخی موارد حاصل میشود. این براهین بر خلاف براهین معرفتی به دنبال برآورده کردن انتظاراتمان از ریسک یا سود گزاره هدف هستند. برای مثال، افلاطون در هنگام صحبت با منون، اظهار میکند که: «چنانچه کاوش برای کسب معرفت و کاهش ندانسته هایمان را درست بدانیم، {انسان هایی} بهتر، شجاعتر و فعالتری خواهیم بود» (1967, pp. Meno 86b-c) و اگر اعتقاد ما برخلاف این باشد، دیگر به دنبال کشف و کسب معرفت نخواهیم بود. به عبارت دیگر، تلاش سقراط توجیه اعتقاد خود به ارزش کاوش با استفاده از نتایج و تاثیرات عملی آن است که بر اساس آنان، میتوان کاوش کردن را مجاز و روا دانست. هدف این براهین توجیه کردن انگیزه انجام و یا قبول برخی اعتقادات است. (Lumer, 2013) با اینکه این نوع برهان اغلب در خدمت خداباوری و به دور از قرینهگرایی استفاده شده، آیا با توجه به اهمیت مدارک برای طبیعت گرایی و بیخدایی و البته به طور خاص، قرینهگرایی، میتوان براهینی از این جنس را برای موضع بیخدایی طرح کرد؟ ایا این برهان میتواند در ارزششناسی طبیعتگرایی نقشی ایفا کند؟ پیش از بررسی امکان طرح چنین براهینی ابتدا باید مختصری درباره این برهان را شرح داده و به صورت محدود به معروف ترین مثال آن، «خواست باور داشتن» در نظر ویلیام جیمز اشاره کنیم. در جریان بررسیهای خود گاها بهتر است نیم گاهی، هرچند به اختصار به مطالب مرتبط در این زمینه داشته باشیم و به همین دلیل مجبور به گردشی های انحرافی اما مرتبط با بحث میشویم که از جمله آنان میتوان به بیخدایی دوستانه، ایده فراقرینهگرایی2، ایمانگرایی3 و تجربیات بیدینی4 اشاره کرد.
دو نوع برهان عملی
با اینکه برخی بیان کرده اند که اساس این استدلال صرفا سودمندی گزاره هدف بوده و صدق گزاره مورد نظر، تمرکز این برهان نیست (Jackman, 1999)، اما این براهین اغلب به صورت احتياطی5 مطرح میشوند و همیشه وابسته به ارزش درستی یا نادرستی گزاره مورد نظر نیستند و از همین رو نیز میتوان آنان را به دو دسته وابسته و غیر وابسته {به ارزش درستی گزاره هدف} تقسیم کرد. (Jordan, 2018) در نوع وابسته آن، براهین عملی با فرض درستی گزاره و برجسته کردن نتایج و سود حاصل از آن درعمل و یا اعتقاد به آن، به دنبال توجیه کردن حرکت معرفتی به سمت گزاره هدف هستند. نتایج و سود حاصل از این برهان صرفا بر فرض ارزش درستی آن استوار خواهد بود. برای مثال، شرط پاسکال را در نظر بگیرید. وی نیز به دنبال رسیدن به چنین توجیهی است. در نظر پاسکال حتی اگر احتمال وجود خدا ناچیز هم باشد، در مقایسه با ریسک در احتمال وجود زندگی پس از مرگ، یا احتمال اشتباه کردن شخص و...، پذیرش وجود خدا سود بیشتر و ریسک کمتری را بر فرد تحمیل میکند. به همین دلیل است که برای پاسکال شرط احتیاط، اعتقاد به خدا است.
در نوع دوم این برهان که مستقل از ارزش گزاره هدف است، صرفا فایده، سودمندی و یا مصالحه به دست آمده از اعتقاد یا عمل به گزاره، هدف برهان است. برای مثال، هابز در اندیشه خود وجود دولت را به دلیل امنیت و آسایش به دست آمده از آن تا حدی ضروری میداند که ریسک ناآرامی های حاصل از برهم زدنـِ حتی یک دولت ستمگر را توجیه ناپذیر میداند. این اعتقاد هابز جدای از صدق گزاره ضرورت وجود دولت است. هدف هابز در این راه صرفا حفظ همبستگی، آرامش و نظمی است که دولت با خود به همراه دارد جدای از اینکه دولت یا گزاره هایی که به وجود آن منتهی میشوند صادق باشند یا نه.6
ویلیام جیمز و خداباوری
ویلیام جیمز در مقاله خود در سال 1896 تحت عنوان «خواست باور داشتن7» مطلبی را برضد قاعده اخلاقیِ قرینهگرایی کلیفورد طرح میکند (James, 1956) که ساختار آن درواقع متکی به نوعی از برهان عملی است. کلیفورد قاعدهای را مطرح میکند که در دفاع از موضع وی در رد مسیحیت کاتولیک اظهار به نادرستی در اعتقاد بر اساس غیبت مدارک کافی میکند. کلیفورد بیان میکند که «همیشه، همه جا و برای هرکسی، اعتقاد به چیزی بر اساس مدارک نابسنده، اشتباه است» (Clifford, (1999/1877).). برخی تصور میکنند که منظور کلیفورد از مدارک به براهین کافی نزدیک تر است (Oppy, 2006, p. 416). برای مثال تصور کنید که دو استراتژی در دست داریم. استراتژی A متکی بر اطمینان از پرهیز در ریسک و قضاوت اشتباه در غیبت مدارک است. استراتژی B اما، در جهت شانسی برای رسیدن به حقایق، ریسک اشتباه را به جان میخرد. ناپخته بگوییم، جیمز استراتژی دوم را به دلیل امکان دسترسی به «انواع مختلفی از حقایق» برتر میداند، حقایقی که حکم اخلاقی کلیفورد برای اعتقاد، از آنان جلوگیری میکند. البته جیمز اظهار نمیکند که هرچیزی را میتوان با ریسک پذیرفت بلکه دامنه این انتخاب را، با مواردی همچون «انتخاب حقیقی» محدود میکند. در نظر جیمز میتوان با استفاده از براهین عملی – به خصوص در «خواست باور داشتن» - هنگامی که مدارک قاطعی در دست نداریم، درصدد توجیه خداباوری برآمد. در این سناریو به دلیل وجود نداشتن مدارک قاطع برضد خداباوری (و یا گاهی به دلیل واضح نبودن مدارک) میتوان خداباوری را «انتخابی حقیقی» دانست که با توجه به ارزش آن، توسط قضاوتی شورمندانه8 از سمت خداباور انتخاب میشود. درواقع اگر مدارک برای گزاره p واضح نبوده یا قاطع نباشد و p خود یک انتخاب حقیقی باشد، آنگه میتوان متکی شدن به تصمیمی شورمندانه را روا دانست.
باید به این نکته توجه داشت که جیمز ادعا نیمکند که عقاید اشخاص نباید با مدارک مطابقت کند، وی همچنین بر ضد اهمیت مدارک نیز موضع گیری نمیکند. وی صرفا بیان میکند که در غیبت براهین مخالف و زمانی که مدارک در موردی مشخص کننده نیستند، پیشگیری قاعده کلیفورد از اعتقاد داشتن، موجه نیست. برای جیمز، صرفا غیبت مدارک در این مورد، میتواند گزینه ای را برای انتخابمان باز نگه دارد. تنها زمانی میتوان برخلاف این قاعده تصمیم گرفت که مدارک مورد نظر، گزینه خاصی را در مقایسه با دیگر گزینه ها محتملتر کند. یک مشکل اساسی برای جیمزاین است که خود ممکن است دچار مشکلی شود که کلیفورد را به آن محکوم میکند (Jordan, 2018) - بیان و اظهار مواردی که صادق هستند اما خارج از این دامنه قرار میگیرند. درواقع در نظر جیمز، کلیوفرد به این دلیل اشتباه میکند که برخی گزارههای محدود و البته وابسته را از دایره اعتقادی ما حذف میکند. اما برگزیدن هر قاعده معرفتی، برخی گزینه های انتخابی برای اعتقاد را حذف کرده و ریسک اعتقاد و یا محدودیت دسترسی به برخی موارد دیگر را افزایش میدهد. از آنجایی که این اعتراض به هر پایه معرفتی اعمال میشود، آیا میتوان گفت که بنابراین کلیفورد اشتباه نکرده و این جیمز است که به بیراهه میرود؟ ا به خاطرداشته باشید که قصد در اینجا بررسی برهان جیمز و موارد مشابه آن نیست بلکه صرفا به دنبال امکان طرح براهین عملی را برای موضع بیخدایی هستیم. در بخش های بعدی با معرفی برخی ایده های مرتبط، به امکان طرح این براهین برای بیخدایی و آنچه از آن به طور کلی در تبیین دنبال میشود، میپردازم.
منابع
Clifford, W. K. ((1999/1877).). The ethics of belief. In T. E. Essays, & T. Madigan (Ed.). Prometheus.
Jackman, H. (1999). Prudential Arguments, Naturalized Epistemology, and the Will to Believe. Transactions of the Charles S. Peirce Society, 35(1). Retrieved from https://www.jstor.org/stable/40320744
James, W. (1956). The Will to Believe and Other Essays in Popular Philosophy. New York: Dover Publications.
Jordan, J. (2018). Pragmatic Arguments and Belief in God. (E. N. Zalta, Editor) Retrieved from The Stanford Encyclopedia of Philosophy: https://plato.stanford.edu/archives/spr2018/entries/pragmatic-belief-god/
Lumer, C. (2013). "Practical arguments for prudential justifications of actions" in Virtues of Argumentation. In M. D, & M. Lewiński (Ed.), Proceedings of the 10th International Conference of the Ontario (OSSA), (pp. 1-16).
Oppy, G. (2006). Arguing about Gods. Cambridge University Press.
Plato in Twelve Volumes (Vol. 3). (1967). (W. Lamb, Trans.) Cambridge, MA, Harvard University Press.
1 Pragmatic
2 Supra Evidentialism
3 Fideism
4 Areligious experience
5 Prudential
6 آنچه مطرح شده صرفا خوانشی برای مقاصد این مطلب است و معرف خوانش من از هابز نیست.
7 The Will to Believe
8 Passional Judgement
