درباره احتمال پیشین بیخدایی

مقدمه

اگر ندانیم در میان ادیان کدامیک درست است، واضح است که با اینکه ادیان مختلفی وجود دارند، ممکن است هرکدام از آنان اشتباه باشند. اگر ادیان یکتاپرستی را در نظر بگیریم، از آنجایی که هرکدام از آنان ادعای کمال کرده و دارای ادعاهای شاخصی هستند که صدق آنان با ادعاهای دیگر ادیان مشترکا متضاد است (مانند به صلیب کشیده شدن مسیح در مسیحیت و عروج آن به بهشت در اسلام) آنگاه، با فرض درستی هر دین، باید احتمال درستی ادیان دیگر را برضد آن به عنوان احتمال خطای انتخاب یک دین در میان ادیان به حساب آورد. چناچه هیوم بیان میکند:

در موضوعات دینی، هر آنچه متفاوت باشد، متضاد است؛و غیر ممکن است که ادیان باستان رم و ترکیه و سیام و چین، همگی بر پایه ای محکم بنا شده باشند. بنابراین، هر معجزه ای که ادعا شود در یکی زا این ادیان رخداده است (و همه آنان مملو از معجزات هستند)، چون هدف مستیم آنان استوار کردنِ نظام خاصی است که معجزه به آن نسبت داده شده است؛ پس همان قوت را هرچند غیر مستقیم برای واژگون کردن نظام دیگری، داراست. هنگام نابود کردن نظامی رقیب، مشابها اعتبار آن معجزاتی را نابود میکند که آن نظام برآنها استوار شده است؛ به همین خاطر تمام غرایب ادیان متفاوت را باید امور متضاد پنداشت و مدارک آنها را، ضعیف یا قوی متعارض با یکدیگر دید.(Hume & Millican, 2007, pp. 87-88)

فکر میکنم واضح است که تمرکز من بر معجزات نیست بلکه بر منطق هیوم در برابر هم قرار دادن تفاوت های ادیان است. هدف من نیز استفاده از تفاوت های کلیدی و شاخص در میان ادیان برای برقرار کردن این سناریو است، به شکلی که هنگام ندانستن ما، درستی ادعای هر کدام از ادیان باید برخلاف ادیان دیگر شمرده شود و برعکس. در این سناریو به دلیل توزیع انحصاری احتمال پیشین در صدق ادیان، در بهترین حالت ممکن، تنها یکی از ادیان درست بوده و در بدترین حالت، تمامی آنان اشتباه خواهند بود. در این حالت همچنین میتوانیم هیچ احتمالی را به صادق بودن بیخدایی، به صورت پیشین، نسبت نداده باشیم به طوریکه حتی وجود بیخدایی را در توزیع احتمالات پیشین در نظر نگیریم و هیچ احتمال پیشینی را نیز برای آن به رسمیت نشناسیم. تلاش من در ادامه این پست این است که نشان دهم، جمع احتمالاتِ مجموعه ادیان را بدون در نظر گرفتن احتمال خطا در انتخاب یک دین از میان ادیان، نمیتوان برابر با یک دانست (چراکه در ابتدا نمیدانیم کدامیک درست است و مجبور هستیم احتمال صدق پیشین هرکدام را به صورت مجزا و برابر با دیگری در نظر بگیریم و همچنین از آنجایی که نمیتوانیم تمام آنان را صادق بدانیم- ممکن نیست به هرکدام احتمال پیشین یک بدهیم) و به همین دلیل نیز باید با وارد کردن عضو پنجمی به مجموعه که برای احتمال خطای انتخاب خود در نظر میگیریم، کار را ادامه دهیم و به این ترتیب میتوان احتمال پیشین بیخدایی را صرفا با همراه کردن آن با احتمال خطای انتخاب هرکدام از ادیان به دست آورد.

احتمال پیشین

احتمال پیشین یک فرضیه هیچ ارتباطی با مشاهدات مستقیمی که مورد بحث هستند ندارد، هرچند که ممکن است به مشاهدات گذشته وابسته باشد. (Jeffreys, 1961,2003 Reprint, p. 57) احتمالات پیشین درواقع احتمالات فرضیه ها پیش از ورود اطلاعات میباشد. (Huber, 2019, p. 109) آنچه در این بخش به دنبال آن هستم درواقع احتمال بیخدایی قبل از بررسی مدارک برای صدق یکی از ادیان است. اگر فرض کنیم که در حال انتخاب بین ادیان مختلف هستیم- به شکلی که ندانیم کدام یک از ادیان درست هستند (این نکته را مدیون لافتس هستم (Loftus, 2013))و صرفا بدانیم که ممکن است تنها یکی از آنان صادق باشد، یعنی پیش از بررسی مدارک (احتمال پیشین)، آنگاه میتوان گفت که اگر A,B,C,D هر کدام نماینده یکی از این ادیان باشند، در بدترین حالت (با توجه به ندانستن ما) احتمال صادق بودن هرکدام را باید به صورت مساوی بین هرکدام توزیع کرد. با توجه به اینکه احتمال صادق بودن هیچکدام از آنان را نمیتوان به صورت جداگانه برابر با یک دانست، احتمال نادرست بودن هرکدام را نیز می‌بایست (پیش از بررسی مدارک) با یکدیگر برابر دانست. موضع من برآمده از دو مشاهده است.

ابتدا اینکه با توجه به احتمال اشتباه بودن هر کدام از ادیان، نمیتوان احتمال نادرست بودن هرکدام را در مقایسه با دیگر انتخاب ها نادیده گرفت. برای مثال اگر قرار باشد A,B,C,D هر کدام احتمال صادق بودن داشته باشند؛ این احتمال همراه با احتمال خطای انتخاب آنان نیز باید لحاظ شود (schellenberg, 2007) و بنابراین با انتخاب هرکدام میتوان گفت که احتمال صادق بودن سه دین دیگر باقی مانده بر علیه تنها دین منتخب قرار خواهد گرفت. برای مثال، اگر A را از میان ادیان انتخاب کرده باشیم، با اینکه A دارای احتمالی در صادق بودن است اما B,C,D نیز دارای احتمال صادق بودن هستند که جمع احتمال درستی آنان در واقع ریسک اشتباه بودن انتخاب ما (صادق بودن A) را تحت الشعاع قرار داده و احتمال پیشین صادق بودن آنرا پایین خواهد آورد. لازم است تاکید کنم که تابحال حتی احتمالی پیشین را برای بیخدایی در نظر نگرفته ایم و در واقع احتمال پیشین آنرا صفر فرض کرده‌ایم. بر اساس احتمال ریسک، که برآمده از توزیع احتمال برای نادرست بودن هرکدام از گزینه ها گرفته شده است، میتوان گفت که:

P(A∩B∩C∩D)≠1 P (B∩A∩C∩D)≠1 P(C∩A∩B∩D)≠1 P (D∩A∩B∩C)≠1

و به همین دلیل نیز میتوان گفت که:

P(A∩B∩C∩~D )

 نمیتواند بزرگتر باشد از:

((P (B∩A∩C∩D )+P(C∩A∩B∩D)+P (D∩A∩B∩~C ))

در صورت انتخاب هر کدام از ادیان، احتمال خطایی که به شکل برابر بین آنان توزیع شده است را باید برابر با احتمال صدق آنان قرار داد و به این ترتیب، میتوان گفت که حداکثر یکی از گزینه های ابتدایی باید احتمالی برابر با یک داشته باشد، اما از آنجایی که نمیدانیم احتمال کدامیک از اعضا را باید کاهش دهیم، بدون در نظر گرفتن احتمال اشتباه (آنرا E مینامیم)، احتمال اشتباه بودن را به‌طور مساوی بین اعضای باقیمانده توزیع میکنیم.

احتمال خطای انتخاب به عنوان احتمالی برای بیخدایی

با توجه به وجود احتمال ریسک در انتخاب هرکدام از گزینه ها، نمیتوان انتظار داشت که احتمال پیشین در صادق بودن آنان برابر با یک باشد. از آنجایی که انتخاب هرگزینه نیز احتمال خطایی دارد در نتیجه، P(E) را نمیتوان صفر در نظر گرفت- در حالت ندانستن باید احتمال خطا را نیز وارد اعضای مجموعه کنیم تا بتوانیم احتمال کل مجموعه را یک بدانیم. باید توجه داشت که همانطور که تابحال در این سناریو نمیتوان گفت که P(A)+P(B)+P(C)+P(D) ≠0 باشد، چراکه ممکن است حداکثر یکی از گزینه ها درست باشد، همانطور هم میتوان گفت که P(A)+P(B)+P(C)+P(D) ≠1 ، چراکه نمیتوانیم به تمام آنان نیز احتمال 1 دهیم و به دلیل توزیع مساوی برای احتمال صدق هرکدام نیز باید احتمال E را در انتخاب خود ریسک کنیم و در احتمال انتخاب خود لحاظ کنیم.

 اگر احتمال بیخدایی را احتمال پییشنِ ریسک در انتخاب یکی از گرینه ها بدانیم. هنگامی که شانس صادق بودن هرکدام برابر است، آنگاه احتمال پیشین خطای ما در انتخاب هرکدام از گزینه ها مانند A برابر با جمع احتمال پیشین در صدق سه گزینه دیگر (B,C,D) خواهد بود که میتوان آنرا به عنوان احتمال پیشین ریسک در انتخاب، بین تمامی گزینه ها به تساوی نسبت داد. بنابراین میتوانیم احتمال پیشین اشتباه بودن هرکدام از گزینه ها را احتمالِ بیخدایی P(E) در نظر بگیریم. لازم است تاکید کنم که تنها نکته لازم برای رسیدن به وجود احتمال ریسک بین انتخاب های موجود این است که ما با فرض ندانستن صدق گزینه ها (کدام یک از ادیان درست است) پیش برویم.

در مرحله بعدی، از آنجایی که P(A)+P(B)+P(C)+P(D) ≠1 باید با اضافه کردن احتمال خطای خود، یعنی با در نظر گرفتن کل مدارک، از موقوف کردن کل مدارک- مخافت ادیان با یکدیگر- خودداری کرده و P(E) را در محاسبه احتمال پیشین خود لحاظ کنیم. به این صورت که برای رسیدن به احتمال کل مجموعه که باید برابر با 1 باشد، احتمال خطای انتخاب را نیز به این مجموعه اضافه کنیم، آنگاه باتوجه به آنچه گفته شد داریم که:

از آن جهت که P(A)+P(B)+P(C)+P(D)≠ 1

و احتمال کل مجموعه باید 1 باشد، احتمال ریسک را نیز وارد میکنیم چراکه در غیر اینصورت:

 P(A)+P(B)+P(C)+P(D) <1

بنابراین این:

 P(A)+P(B)+P(C)+P(D)+P(E)=1

برای اینکه وجود E را بهتر درک کنیم لازم است درک کنیم که هر کدام از A,B,C,D با احتمال 0.25 احتمالی پیشین برای صادق بودن خود دارند که البته در این حالت بیخدایی یا P(E) هنوز هم در نظر گرفته نشده است. احتمال بیخدایی تنها هنگامی وارد میشود که یکی از این گزینه ها را انتخاب کنیم، چرا که اگر بخواهیم یکی از ادیان را با احتمال 1 فرض کنیم، آنگاه باید 0.75 از دیگر گزینه ها ریسک کنیم (یعنی 0.25 از هر گزینه باقیمانده) به این صورت احتمال اینکه به اشتباه A را انتخاب کرده باشیم جمع احتمال پیشین در صادق بودن B,C,D است. چراکه با دانستن این ریسک که هرکدام از آنان شانس 0.25 برای درست صادق بودن خود دارند، A را انتخاب کرده‌ایم. (واضح است که انتخاب اعداد صرفا فقط برای واضح تر کردن مقصود است در این سناریو است و قصد من این نبوده است که احتمال پیشین واقعی آنان را از تفسیر منطقی به ریاضی برگردانم) با این حساب، احتمال اشتباه بودن هرکدام از گزینه ها حاصل جمع احتمال گزینه های دیگر است.

واضح است که احتمال E صرفا برآمده از احتمال ریسک انتخاب هر کدام از ادیان است (0.75)، اگر احتمال صدق هر گزینه را P(T) بدانیم و احتمال خطای خود را P(E) آنگاه:

P(T|A)=0.25

P(E|A)= P(B)+P(C)+P(D)= 0.75

P(T|B)= 0.25

P(E|B)= P(A)+B(C)+P(D)= 0.75

P(T|C)= 0.25

P(E|C)= P(A)+P(B)+P(D)=0.75

P(T|D)= 0.25

P(E|D)= P(A)+P(B)+P(C)=0.75

بر اساس آنچه تا بحال گفته شد:

**درصورت انتخاب****D** **درصورت انتخاب****C** **درصورت انتخاب****B** **درصورت انتخاب**

****A

****
P(T|D)= 0.25 P(T|C)= 0.25 P(T|B)= 0.25 P(T|A)=0.25 احتمال صدق P(T)
P(A)+B(B)

+P(C)=0.75

P(A)+P(B)

+P(D)=0.75

P(A)+B(C)

+P(D)=0.75

P(B)+B(C)

+P(D)=0.75

احتمال ریسک

P(E)

مشخص است که احتمال پیشین خطای انتخابی در این حالت صرفا وابسته به احتمال ریسک P(E) در انتخاب ما از ادیان است. جدای از اینکه کدام گزینه را انتخاب کنیم، همیشه احتمال درستی دیگر گزینه ها (از آنجایی که توزیع آنان مساوی است) بایستی برضد یک انتخاب ما با یکدیگر جمع شوند. به این ترتیب، احتمال صدق هر گزینه P(T|X)  را باید با در مقابل احتمال ریسکی که در آن لحاظ شده است در نظر بگیریم. درصورتیکه بخواهیم احتمال پیشین بیخدایی را به این شکل مطرح کنیم، میتوانیم آنرا برابر با احتمال خطای خود دانسته و پیش از بررسی، حداقل 0.75 در نظر بگیریم. میدانیم که، اگر فرضیه ای قادر باشد مدارک موجود را محتمل تر از پیش کند، آنگاه مدارک مورد نظر میتواند احتمال فرضیه مورد نظر را بالا ببرد (Howson, 2011, p. 75) با اینحال اما، در اینجا به شکلی بسیار سخاوتمندانه تصور کرده ام که احتمال اشتباه صرفا برآمده از خداباوری است و فرض شده است که هیچ دلیل یا مدرکی نیز احتمالِ پیشین طبیعت گرایی (بیخدایی) را پیش از بررسی – به دلیل مسئله شر، مسئله بهشت، مسئله جهنم، توضیحات طبیعی یا... - افزایش نمیدهد.

احتمال پیشین بیخدایی

انتخاب هرکدام ادیان در این سناریو دارای احتمال پیشین 0.25 برای P(T|X) میباشد به شکلی که X یکی از گزینه های انتخاب شده است. بنابراین، 0.75 احتمال پیشین خطای انتخاب وجود دارد. اگر چنانچه گفته شد، هرکدام از گزینه ها احتمال اشتباه بودن دیگری را 0.25 بداند ولی هیچ احتمالی برای E لحاظ نشود، اگر E ادعا کند که A,B,C و D اشتباه میکنند؛ در بدترین حالت زمانی که ندانیم احتمال خطا برای کدامیک از گزینه های موجود باید کمتر شود، E را باید برابر با درصد خطای مشترک بین آنها گرفت چون هرکدام از آنان میتوانند با احتمال پیشین 0.75 اشتباه باشند. در نتیجه، برخلاف فرض اولیه P(E) را نمیتوان با صفر برابر گرفت یا احتمال پیشین آنرا لحاظ نکرد. درصد باقیمانده نیز (0.25) باید به همین مقدار به تمام گزینه ها داده شود، چراکه نمیدانیم کدامیک از آنان میتواند درست باشد.

در انتهای بخش اول باید به چند نکته مهم اشاره کنم. اول از همه اینکه احتمال E صرفا برآمده از خطای انتخابی بین گزینه‌های موجود است که مشترکا با یکدیگر متضاد هستند. از آنجایی که انتخاب درست را نمیدانیم، احتمال پیشین هر گزینه را 0.25 در نظر گرفتیم که برای به دست آوردن احتمال کلی در صادق بودن آن باید ریسک مقابل آنرا نیز لحاظ کنیم تا بتوانیم مجموعه احتمالات مورد نظر را برابر با یک بدانیم. دوم اینکه نمیتوان احتمال پیشین صدق A,B,C و D را با یکدیگر جمع کرده و بر علیه E حساب کرد. ابتدا به این دلیل که احتمالات به دست آمده نمیتوانند به دلیل مشترکا متضاد بودن خود بر علیه احتمال خطا با یکدیگر جمع بسته شوند (به بخش بعدی مراجعه کنید) و همچنین به این خاطر که E اصلا چیزی غیر از جمعی از احتمال خطای پیشین در صادق نبودن گزینه‌های باقیمانده نیست.

با وارد کردن این سناریو به دنیای واقعی نه تنها نیازی به محدود کردن اعضای انتخابی به 4 عضو را نداریم بلکه به دلیل وجود تنوع بسیار بالای دینی، میان دینی و درون دینی، واضح است که باید احتمال پیشین خطای انتخابی خود را بسیار بالاتر از 0.75 تصور کرده و به دنبال آن احتمال پیشین خداباوری را بسیار کمتر از بیخدایی دانست. در این صورت، احتمال پیشین طبیعت گرایی را میتوان به شکل قابل توجهی بالاتر از خداباوری دانست که در تبیین خود از این پدیده نیز متحد الشکل عمل کرده و با فرض های بسیار کمتری قادر است وجود تنوع ادیان و تفاوت های جغرافیایی (MAITZEN, 2006) آنان را تبیین کند.

تفاوت های دینی به عنوان احتمالات مانع الجمع

تنها اگر A,B,C و D بتوانند باهم اتفاق بیافتند میتوان جمع احتمالات آنان را برضد احتمال خطا به شکلی بالا برد که در کل E  نیز حذف شود چراکه به این شکل، تمام گزینه ها صادق بوده و فضایی برای خطای انتخاب نیست. اما آیا ممکن است تمامی گزینه ها در مجموعه ادیان درست باشند یا به به عبارت دیگر، آیا میتوان گفت که تمامی ادیان درست هستند؟ با فرض درستی آن، آیا مدارک موجود از احتمال بالاتری برخوردار شده و احتمال پیشین خداباوری را میتوان بسیار بالاتر دانست؟ در قسمت بعد با دفاع از انحصارگری دینی به دنبال نشان دادن این هستم که تکثرگرایی دینی موضعی نیست که بتوان آنرا با وجود مشکلات اساسی منطقی، تبیینی و معرفت‌شناسانه حفظ کرد.

منابع

Howson, C. (2011). Objecting to God. In Objecting to God. Cambridge University Press.

Huber, F. (2019). A Logical Introduction to Probability and Induction. Oxford University Press.

Hume, D., & Millican, P. (2007). An Enquiry concerning Human Understanding . Oxford University Press.

Jeffreys, H. (1961,2003 Reprint). Theory of Probability (Third ed.). Oxford University Press.

Loftus, J. (2013). The Outsider Test for Faith: How to Know Which Religion Is True. Prometheus.

MAITZEN, S. (2006). Divine hiddenness and the demographics of theism. Religious Studies, 42(2), 177-191. doi:10.1017/S0034412506008274

schellenberg, J. L. (2007). The Problem of Religious Diversity Revisited. In J. L. schellenberg, The Wisdom to Doubt: A Justification of Religious Skepticism. Cornell University Press.

اشکان مهر روشن