مقدمه
در ادبیات ارزش شناسی که اخیرا رو به رشد است، مسئله اصلی هستی شناختی یا به عبارتی، وجود یا عدم وجود خدا نیست. بلکه پرسش محوری در ارزش شناسی است: آیا بهتر بود اگر خدا وجود میداشت؟ آیا جهان های خالی از خدا بیشترین ارزش را دارند یا جهان های باخدا؟ مواضع موافق با جهان های با خدا، مواضع موافق خداباوری هستند و مواضع مخالف آن، ضدخداباوری نام دارند. صرف نظر از باور های هستی شناختی شخص، شخص خداباور یا بیخدا میتواند در هرکدام از این مواضع قرار گیرد. یکی از براهین مطرح شده برای ضدخداباوری به طور ناپخته بر این ایده تکیه دارد که «خدا حریم خصوصی همه را نقض می کند. اگر خدا وجود داشته باشد، آنگاه حالتی وجود دارد که خدا به طور خودکار حریم خصوصی ما را نقض می کند (یعنی اگر خدا همه چیز را میداند، پس خدا از همه حالات/افکار ما مطلع است). بدون هیچ دلیل موجهی برای نقض حریم شخصی افراد، این جنبه ای است که وجود خدا در آن، آورده بدی است، زیرا بخشی از آنچه افراد در ایجاد روابط قابل اعتماد با یکدیگر در آن ایفای نقش میکنند، این است که آنها اطلاعاتی را که درباره خود افشا می کنند انتخاب میکنند. اما این نوع انتخاب در مورد خدا برای افراد غیرممکن است»1. در نظر داشتن ارزش اختیار انسان در رابطه با حریم شخصی نیز بسیار قابل تامل است چراکه اختیار اغلب توسط خداباوران به عنوان ارزشی والا در نظر گرفته میشود. چنانچه حریم شخصی ازرشی داشته باشد (ذاتی یا غیر ذاتی)، وجود خدا ناقض حریم شخصی تمامی انسان ها خواهد بود و بنابراین، جهان های باخدا حداقل خالی از یکی از خوبی هایی هستند که در جهان ها بیخدا میتوانیم آن را داشته باشیم و از این رو وجود نداشتن خدا بر وجود آن، برتری ارزشی دارد.
زمانی که این نگرانی ارزش شناختی را با آرش نراقی در میان گذاشتم. پاسخ وی این بود که خدا میتواند به طوری دامنه آگاهی خود را از سمت خود و به انتخاب خود محدود کند (self-limit) و به این واسطه خطری نیز برای حریم شخصی افراد در میان نیست. به نظرم، این پاسخ کاری نیست و از آنجایی که با برهان حریم شخصی کمی همدلی دارم، بهتر است کمی دراینباره توضیح دهم.
یک حاشیه - چرا لذت گرا نیستم، ماشین تجربه
همانطور که گفته شد، هدف اصلی ارزش شناسی این است که در مقایسه جهان ها با خدا با جهان های بیخدا، ارزش های هرکدام را با دیگری مقایسه کرده و به شکلی (انباشتی) در انتها بهترین جهان ممکن (ارزشی) را به نفع یکی از این دیدگاه ها معرفی کند. بنابراین، نبود حریم شخصی در جهان باخدا به معنای وارد شدن لطمه به ارزش شناسی جهان های باخدا، و بهتر نبودن این جهان ها خواهد بود. اما چنانچه خدا بتواند خود، به دلایلی و یا به انتخاب خود، به شکلی خود را از دانستن افکار، اندیشه ها و یا دیگر مسائل و جنبه های مربوط محدود کند، آنگاه ما نیز میتوانیم تجربه حریم شخصی را داشته باشیم. ضعف این نگرش این است که تجربه یک ارزش یا به قوع پیوستن آن یکی دانسته است. برضد لذت گرایی، «رابرت نوزیک (1974) برای اینکه نشان دهد که سعادت و شادی را نمی توان با تجربیات لذت بخش یکی دانست، یک آزمایش فکری با ماشین تجربه ارئه کرد. در این آزمایش فکری، باید تصور کنیم که میتوانیم به ماشین تجربهای متصل شویم که تجربههای منحصراً لذتبخش ما را تضمین میکند»(Hindriks & Douven, 2018). فرض کنید وارد یک ماشین تجربه شوید. ماشین تجربه هر تجربه ای را که متمایل باشید، به شما ارائه می دهد. تصور کنید شما ارزش گرفتن جایزه نوبل را بسیار بالا میدانید و آن را در این ماشین تجربه میکنید، آیا واقعا ارزش بالای دریافت کردن جایزه نوبل به وقوقع پیوسته یا اینکه شما صرفا آن را تجربه کردید؟ واضح است که با اینکه شما تجربای از ارزش گرفتن جایزه نوبل داشته اید اما این ارزش، به صرف تجربه، واقعا برای شما به وقوع نمیپیوندند. تمایز میان تجربه یک ارزش و به وقوع پیوستن آن ارزش در ارزش شناسی برای مقاصد ما مهم است. آنچه آرش نراقی مطرح میکند، تجربه ارزش حریم شخصی (به واسطه محدود کردن خدا) است نه به وقوع پیوستن یک ارزش. «البته، این بدان معنا نیست که تجربه بیارزش است. فرض کنید سالی به تنهایی در جنگل است و تاحد زیادی از حریم شخصی لازم {برخوردار است}. علاوه براین، فرض کنید که سالی در حال توهم است. او جنگل را مملو از افراد زیادی تجربه می کند که باوردارد در تلاش هستند تا درباره او (و کارش) جاسوسی کنند. در حالی که سالی در این مورد دارای حریم خصوصی است، به نظر می رسد که تجربه نکردن آن به نوعی ارزش آن را کاهش می دهد. با این حال، به واسطه مثال ماشین تجربه به اندازه کافی واضح است که تجربه یک ارزش در مقابل به وقوع پیوستن یک ارزش نمی تواند ارزش یکسانی داشته باشد»(Lougheed, 2020, p. 103). اگر صرفا تجربه ارزش محوریت داشت، تجربه حریم شخصی در جهان بیخدا نیز ممکن بود. برای برتری ارزش شناسی باید فراتر از تجربه صرف رفت. بنابراین، پاسخ نراقی به نگرانی نقض حریم شخصی کافی نیست.
ارتباط ارزش شناسی به اختفای الهی
«چرا این تمایز اهمیت دارد؟ به این دلیل که ممکن است که بر وضعیت ارزش شناختی جهان ها تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، ممکن است وسوسه انگیز باشد که فکر کنیم جهان های خداباورانه که خدا در آن پنهان شده بهتر از هر دو جهان بیخدا و همچنین جهانهای خداباورانهای است که وجود خدا در آنها آشکار است. این به این دلیل است که در جهانهایی با خدای پنهان، افراد تجارب بسیاری از نیکی های جهان بیخدایی (ارزش هایی که در جهان های بیخدا میتوانیم داشته باشیم) مرتبط با ضد خداباوری (مثلاً حریم خصوصی، کرامت) را علاوه بر خود نیکی های خداباورانه، که مستلزمات منطقی وجود خدا هستند، به دست میآورند. این ملاحظات حتی به عنوان یک راه حل جدید برای مسئله اختفای الهی ارائه شده اند. خدا ممکن است پنهان شود تا انسان بتواند بسیاری از ارزش ها و نیکیهای مرتبط با بیخدایی را تجربه کند و در عین حال، از مزایای واقعی خداباوری نیز برخوردار باشد. با این حال، می توان ادعاهای موازی در مورد جهان های بیخدا را نیز مطرح کرد. زیرا بسیاری از ارزش های مرتبط با خداباوری را میتوان در جهان های بیخدا نیز تجربه کرد. به عنوان مثال، سوزان می تواند با شرکت در مراسم مذهبی و از طریق نماز، تجربه رابطه با خدا را داشته باشد، حتی اگر در واقع نتواند با خدا رابطه داشته باشد چراکه خدا وجود ندارد. همانطور که مشخص است، ملاحظات بیشتری {از تجربه ارزش ها} باید وارد شوند تا نشان داده شود که وقتی نوبت به تجربه ارزش ها میرسد، خداباوری یا بیخدایی مزیت قابل توجهی دارد»(Lougheed, 2021, pp. 155–156) بنابراین، به وقوع پیوست ارزش ها برای ما حائز اهمیت است نه صرفا تجربه آنان. از دیدگاه نراقی به اختفای الهی آگاه نیستم اما چنانچه بر همین ایده یا نوعی مشابه از آن تکیه داشته باشد، انگیزه پشت آن دفاع نیز اکنون با مشکل روبروست. در نتیجه اینکه، نگرانی حریم شخصی در خداباوری هنوز هم پابرجاست. ذکر این نکته نیز مهم است که به دلیل جوان بودن ارزش شناسی و ملاحظات امروزی آن، تصور نمیکنم که هنوز بتوان موضعی را به عنوان برنده در این میان انتخاب کرد و به این واسطه، نباید اشارات من به نگرانی های فوق را به عنوان دفاع من از موضع خداباوری در نظر گرفت. هدف صرفا این بود که نگرانی حریم شخصی برای خداباوری کماکان پابرجاست.
منابع
Hindriks, F., & Douven, I. (2018). Nozick’s experience machine: An empirical study. Philosophical Psychology, 31(2), 278–298. https://doi.org/10.1080/09515089.2017.1406600
Lougheed, K. (2020). The Axiological Status of Theism and Other Worldviews. Palgrave Macmillan. https://doi.org/10.1007/978-3-030-54820-9
Lougheed, K. (2021). Ubuntu and Western Monotheism: An Axiological Investigation (1st edition). Routledge.
